Wednesday, Aug 5, 2026

صفحه نخست » امپراتوری‌های غیرامپراتوری!؟ (بخش سوم: روایت‌های زوال آمریکا)، عسگرآقا

asgar.jpgپیشگفتار

در ادبیات کلاسیک لاتین، «امپراتوری» در اصل به قدرتی بزرگ و متمرکز اشاره دارد که از یک مرکز واحد بر مردمان، سرزمین‌های متعدد و قومیت‌های گوناگون حکومت می‌کند. نخستین امپراتوری‌های بزرگ جهان نیز امپراتوری پارس و سپس روم بودند.

گفتمان پیرامون «امپراتوری» آمریکا و به‌ویژه این پرسش که «چگونه آمریکا به جایگاه امپراتوری امروز خود رسید؟»، نیازمند نگاهی تاریخی است. یکی از رایج‌ترین شیوه‌های بررسی این پرسش، مقایسه ایالات متحده با دیگر امپراتوری‌های بزرگ تاریخ است.

در بخش دوم این یادداشت، برخی از نویسندگانی معرفی شدند که چنین مقایسه‌هایی را میان امپراتوری‌های بزرگ انجام داده‌اند. در این بخش، به گروهی از پژوهشگران و نویسندگانی پرداخته می‌شود که روایت «افول آمریکا» را دنبال می‌کنند.

روایت‌های زوال امپراتوری‌ها و افول ایالات متحده آمریکا

روایت‌های مربوط به افول امپراتوری‌های بزرگ، از استعاره‌های رایج در تاریخ‌نگاری است. بنابراین جای تعجب نیست که این روایت‌ها بار دیگر در گفتمان مربوط به ایالات متحده نیز مطرح شوند.

۱- دلایل زوال امپراتوری پارس

جنگ‌های ایران و یونان، لشکرکشی‌های پرهزینه و ناموفق ــ به‌ویژه در دوران خشایارشا ــ، حمله اسکندر مقدونی، شکست ارتش ایران، مرگ داریوش سوم، آخرین پادشاه هخامنشی، و تخریب تخت جمشید، از مهم‌ترین عوامل پایان نخستین امپراتوری ایران به شمار می‌روند.

۲- دلایل زوال امپراتوری روم

کشمکش‌های داخلی بر سر قدرت، زوال اقتصادی، هزینه‌های سنگین دفاع از مرزها و حملات مداوم قبایل ژرمنی، سرانجام به سقوط امپراتوری روم غربی در سال ۴۷۶ میلادی انجامید.

۳- دلایل زوال امپراتوری بریتانیا

فشارهای اقتصادی پس از دو جنگ جهانی و گسترش جنبش‌های استقلال‌طلبانه ــ از جمله استقلال هند در سال ۱۹۴۷ ــ موجب عقب‌نشینی تدریجی و فروپاشی امپراتوری بریتانیا در قرن بیستم شد.

روایاتی چند از زوال ایالات متحده آمریکا

استدلال‌های مربوط به افول آمریکا عمدتاً بر چند محور استوارند:

گسترش بیش از حد ژئوپلیتیکی و امپراتوری؛ تعهدات و مداخلات نظامی گسترده در سراسر جهان که به‌تدریج پایه‌های اقتصادی یک قدرت بزرگ را تضعیف می‌کند.
فرسایش نهادهای دموکراتیک؛ کوچک شدن مرکز سیاسی و تشدید قطب‌بندی اجتماعی.
کاهش نسبی برتری اقتصادی و فناوری؛ همراه با آسیب‌پذیری در برابر حملات سایبری و ظهور قدرت‌های رقیب، به‌ویژه چین.
دیدگاه مورخان و منتقدان درباره افول ایالات متحده آمریکا
۱- ابوالحسن بنی‌صدر

ابوالحسن بنی‌صدر، از بنیان‌گذاران انقلاب اسلامی و نخستین رئیس‌جمهور جمهوری اسلامی، زوال آمریکا را در چارچوب نظریه «اقتصاد سرمایه‌داری و امپریالیسم» تحلیل می‌کرد. به باور او، رئیس‌جمهور آمریکا بیش از آنکه تصمیم‌گیرنده‌ای مستقل باشد، مهره و خدمتگزار ساختار کلان سرمایه است. او افول آمریکا و نظام امپریالیسم را نتیجه ماهیت توسعه‌طلب و تهاجمی سرمایه‌داری می‌دانست.

از نگاه بنی‌صدر، ساختار سرمایه‌داری تشنه گسترش مرزهاست و برای بقا به تخریب و توسل به زور وابسته است. او حجم مداخلات و فشارهای نظامی آمریکا در قرن گذشته را بیش از کل تاریخ بشر می‌دانست و آن را نشانه‌ای از بحران درونی این نظام تلقی می‌کرد. به باور او، قدرت در نظام سرمایه‌داری یا باید پیوسته گسترش یابد یا در نهایت فروبپاشد. بنی‌صدر همچنین دونالد ترامپ را فاقد درک درست سیاسی و مایه تمسخر در سطح جهان می‌دانست.

بنی‌صدر در عین حال از نظریه‌پردازان اصلی «اقتصاد توحیدی» نیز به شمار می‌رود؛ مدلی اقتصادی که آن را مستقل از سرمایه‌داری و کمونیسم معرفی می‌کرد و بر پایه جهان‌بینی توحیدی، حذف روابط سلطه و بازگرداندن انسان به جایگاه طبیعی و خلاق خود را هدف قرار می‌داد.

(توضیح نگارنده: اگر اندکی از «جامعه بی‌طبقه اشتراکی» و اندکی از «جامعه بی‌طبقه توحیدی» را در هم بیامیزیم، شاید «اقتصاد توحیدی» شکوفا شود؛ یعنی هم خدا را داشته باشیم و هم خرما را!)

۲- امانوئل تاد

امانوئل تاد (Emmanuel Todd)، مورخ فرانسوی، نیز روایتی از افول قدرت آمریکا ارائه می‌دهد. او معتقد است نخبگان آمریکایی، برخلاف طبقات سیاسی در بسیاری از کشورهای دیگر، حس تناسب و تعادل خود را از دست داده‌اند. تاد بر این باور است که جهان به سوی دموکراتیزه شدن پیش می‌رود، در حالی که ایالات متحده به‌تدریج به یک الیگارشی تبدیل می‌شود. از نظر او، مشکلات آمریکا ماهیتی ساختاری دارند و پدیده‌هایی مانند تروریسم اسلامی صرفاً عواملی موقتی هستند.

تاد با بهره‌گیری از استدلال‌های جمعیتی و ژئوپلیتیکی، نتیجه می‌گیرد که «امپراتوری آمریکایی» در حال گسترش نیست، بلکه در مسیر افول قرار دارد. در عین حال، او اسلام رادیکال را نیز رو به زوال می‌بیند و معتقد است روند کنونی می‌تواند به نظمی جهانی، چندقطبی و صلح‌آمیزتر بینجامد؛ نظمی که تنها ممکن است توسط خود آمریکا تهدید شود.

این روایت البته منحصر به پژوهشگران اروپایی نیست. شماری از نویسندگان آمریکایی نیز دیدگاه‌هایی مشابه ارائه کرده‌اند؛ از جمله مایکل مان، بنجامین باربر و چالمرز جانسون.

مایکل مان از «امپریالیسم جدید آمریکایی» که از سال ۱۹۸۹ به بعد بر سیاست خارجی آمریکا سایه افکند و در دوران جورج دبلیو بوش به الگوی مسلط تبدیل شد، انتقاد می‌کند. هدف او ارزیابی قدرت نظامی، سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک ایالات متحده است و در نهایت به این نتیجه می‌رسد:

«امپراتوری آمریکا به یک غول نظامی، یک سوارکار اقتصادی آزاد، یک اسکیزوفرنی سیاسی و یک شبح ایدئولوژیک تبدیل می‌شود.»

مایکل مان در ادامه، جنگ‌های آمریکا در افغانستان، مبارزه با تروریسم، سیاست این کشور در قبال کره شمالی و جنگ عراق را بررسی می‌کند. به باور او، دولت جورج دبلیو بوش مشروعیت هژمونی آمریکا را تضعیف کرد و ادعای این کشور برای ایفای نقش «امپراتوری خیرخواه» را زیر سؤال برد. (و آیا دولت ترامپ در رویارویی با حکومت ایران در تنگه هرمز، گلوگاه حیاتی اقتصاد و انرژی جهان، با چالشی مشابه روبه‌رو نیست؟)

در مجموع، آثار مایکل مان به دلیل محتوای مستند، تحلیل‌های آموزنده و نثر نسبتاً بی‌طرفانه، جایگاه ویژه‌ای در این بحث دارند.

پیوست نگارنده

کسی نمی‌داند این دور باطلِ «جنگ و مذاکره» میان آمریکا و حکومت جمهوری اسلامی تا چه زمانی ادامه خواهد داشت. آشکار است که حکومت ایدئولوژیک ایران، برای بقای خود، بیش از پیش در مدار منافع چین و روسیه قرار گرفته و در تقابل با جهان غرب حرکت می‌کند. سرزمین کهن ایران و ملت نود میلیونی آن، بهای این سیاست را می‌پردازند.

به قول برزویه طبیب:

«می‌بینیم که کارهای زمانه میل به ادبار دارد، و مظلومِ محق، ذلیل و ظالمِ مبطل، عزیز، و حرص غالب و عالم غدار بدین معانی شادمان و به حصول این ابواب تازه و خندان.»

آیا ایالات متحده آمریکا به‌تدریج سرمایه اخلاقی خود را از دست می‌دهد؟ و اگر ــ فرضِ محال ــ روزی آمریکا نیز وارد مسیر زوال شود، جهان آینده چگونه خواهد بود؟ جهانی آکنده از هرج‌ومرج و جنگ‌های منطقه‌ای؟ یا نظمی چندقطبی با قدرت‌های جدید؟

برای مطالعه بیشتر، می‌توان به آثار نیال فرگوسن (Niall Ferguson) درباره امپراتوری‌ها و نیز نوشته‌های بنجامین باربر (Benjamin R. Barber)، استاد پیشین دانشگاه مریلند، مراجعه کرد.

بخش پایانی ادامه دارد...

پاینده بماند ایران



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy