Thursday, Aug 6, 2026

صفحه نخست » زنی بهایی که اعدامش کردند و کودک شش‌ماهه‌اش را به زندان‌بان‌ها سپردند

bahaaii.jpgایران وایر - از نخستین ماه‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون، ده‌ها شهروند بهایی در زندان‌های جمهوری اسلامی اعدام شده یا در دوران بازداشت و حبس جان باخته‌اند. گزارش‌ها در بسیاری از این پرونده‌ها از محرومیت متهمان از وکیل، فقدان دادرسی عادلانه و نبود اطلاعات شفاف درباره روند قضایی حکایت دارد. در میان قربانیان، زنان و مردان، نوجوانان و سالمندان دیده می‌شوند؛ از دختری ۱۷ ساله تا پیرمردی ۹۰ ساله. مواردی از اعدام‌های دسته‌جمعی و مرگ زیر شکنجه یا در شرایط نامناسب زندان نیز گزارش شده است.

یکی از روایت‌های کمتر شنیده‌شده، سرگذشت «ایران رحیم‌پور» است که در سال‌های جنگ ایران و عراق اعدام شد. پیش از اجرای حکم، فرزند نوزادش را از او گرفتند، ازدواجش را فسخ کردند و پیکرش را در محلی نامعلوم به خاک سپردند.

آغاز زندگی ایران رحیم‌پور

ایران رحیم‌پور در دی‌ماه ۱۳۱۷ در خانواده‌ای مسلمان و پایبند به احکام اسلامی متولد شد. پس از پایان کلاس نهم دبیرستان، در یکی از شرکت‌های زیرمجموعه وزارت پست و تلگراف و تلفن استخدام شد. او سال ۱۳۳۴ برای تحصیل در رشته مخابرات به آلمان غربی رفت و پس از پایان دوره آموزشی به ایران بازگشت.

به گفته یکی از نزدیکانش، این سفر نقطه عطفی در زندگی او بود. آشنایی با علوم، فرهنگ و شیوه زندگی در غرب، نگاهش را تغییر داد. ایران به مطالعه علاقه داشت و به‌تدریج دیدگاه‌هایی متفاوت از فضای مذهبی خانواده پیدا کرد.

یکی از نزدیکانش درباره او می‌گوید:

«ایران عاشق این مرزوبوم بود و دوست داشت ایرانیان نیز مانند مردم کشورهای اروپایی از پیشرفت‌های علمی و فرهنگی روز برخوردار شوند. نام بسیاری از مشاهیر ادبی و هنری غرب را نخستین‌بار از زبان او شنیدیم. اگر فناوری یا وسیله تازه‌ای وارد بازار می‌شد، معمولا نخستین فرد خانواده بود که آن را تهیه یا به دیگران معرفی می‌کرد.»

ایران پیش از گرویدن به آیین بهایی ازدواج کرده بود، اما این ازدواج به جدایی انجامید. حاصل آن دو دختر بود که وابستگی عاطفی عمیقی به آن‌ها داشت. با این حال، همسر سابقش اجازه نداد دختران با مادرشان زندگی کنند و ایران به دیدارهای هفتگی با آنان بسنده کرد. این دو دختر بعدها، پس از آشنایی با باورهای مادرشان، بهایی شدند.

بهایی شدن ایران؛ طاهره الگوی زندگی او

ایران رحیم‌پور در سال ۱۳۵۵ به آیین بهایی گروید. یکی از نزدیکانش می‌گوید دو تن از پنج خواهر ایران پیش از او بهایی شده بودند. روز عاشورای همان سال، ایران برای دور ماندن از مراسم عزاداری به خانه یکی از خواهران بهایی‌اش رفت و در آنجا صدای خواندن دعایی را شنید. او از روی کنجکاوی دعا را گرفت و مطالعه کرد.

مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

این رویداد آغاز آشنایی ایران با آیین بهایی بود. آموزه‌هایی مانند وحدت عالم انسانی، صلح عمومی و برابری حقوق زنان و مردان توجهش را جلب کرد. او مطالعه کتاب‌های بهایی را آغاز کرد و پس از مدتی به این آیین ایمان آورد.

ایران پس از بهایی شدن به طاهره قره‌العین، از نخستین پیروان سیدعلی‌محمد باب و از پیشگامان جنبش بابی، علاقه ویژه‌ای پیدا کرد. او طاهره را زنی پیشرو و نماد شجاعت و پایداری در دفاع از باورهایش می‌دانست. به گفته نزدیکانش، ایران نیز بدون واهمه درباره اعتقادات تازه خود با دیگران گفت‌وگو می‌کرد.

او همچنین به فراگیری زبان اسپرانتو علاقه‌مند شد؛ زبانی که برای ایجاد ارتباط میان مردم جهان ابداع شده بود. ایران امیدوار بود با کمک آن بتواند با افراد بیشتری در سراسر جهان ارتباط برقرار کند.

مهاجرت به خوزستان و ازدواج

ایران پس از بهایی شدن تصمیم گرفت به شهری کوچک‌تر با جمعیت بهایی اندک نقل مکان کند. او که پیش‌تر در مأموریتی کاری به اندیمشک رفته و در آنجا خانه‌ای سازمانی داشت، سال ۱۳۵۶ به‌تنهایی راهی این شهر شد.

در اندیمشک، بخش زیادی از وقت خود را صرف فعالیت‌های عام‌المنفعه و کمک به مردم کرد و به‌دلیل این فعالیت‌ها در میان اهالی با عنوان «خانم مهندس» شناخته شد.

دو سال بعد با مردی از اهالی شهر به نام خرمایی ازدواج کرد؛ فردی که از طریق ایران با آیین بهایی آشنا شده و به آن گرویده بود. به گفته یکی از نزدیکان ایران، خرمایی از او خواستگاری کرد. ایران ابتدا نپذیرفت، اما پس از اصرار او با ازدواج موافقت کرد و آن دو در سال ۱۳۵۸ ازدواج کردند.

بازداشت و تولد نوزاد در زندان

صبح یکی از روزهای آذر ۱۳۵۹، هنگامی که ایران و همسرش بر سر میز صبحانه بودند، مأموران به خانه آنان رفتند و هر دو را بازداشت کردند. ایران در آن زمان باردار بود.

به گفته یک منبع نزدیک به خانواده، احتمال دارد بازداشت آنان در پی شکایت خانواده خرمایی صورت گرفته باشد. این زوج مطابق آیین بهایی ازدواج کرده بودند و عقدشان به شکل اسلامی ثبت نشده بود.

خواهران ایران تا چند ماه از سرنوشت او اطلاعی نداشتند. سرانجام در فروردین ۱۳۶۰ نامه‌ای از او دریافت کردند که در آن نوشته بود در بیمارستان دزفول پسری به دنیا آورده و همراه نوزادش به زندان بازگردانده شده است. او نام فرزندش را «کامیار» گذاشته بود.

براساس روایت خانواده، ایران و نوزادش حدود شش ماه در سلول انفرادی زندان دزفول نگهداری شدند. سپس مأموران کودک را از مادرش جدا کردند. گفته شده است بازجویان، بازگرداندن فرزند را به انکار باورهای بهایی و گرویدن ایران به اسلام مشروط کرده بودند.

کامیار پس از جدایی از مادرش، مدتی زیر نظر یکی از کارکنان زندان در مهدکودکی در دزفول نگهداری شد و سپس به زنی سپرده شد که فرزندش را در جنگ ایران و عراق از دست داده بود. همچنین گفته شده نام کودک در شناسنامه تغییر کرد.

خواهران ایران چندین بار برای گرفتن سرپرستی کامیار تلاش کردند، اما درخواستشان پذیرفته نشد و، به گفته خانواده، حتی اجازه دیدار با او را نیز نیافتند.

اعدام در دزفول

ایران رحیم‌پور ۱۹ ماه در سلول انفرادی زندان دزفول نگهداری شد و، بنا بر روایت نزدیکانش، در این مدت از ملاقات با خانواده محروم بود. منابع نزدیک به خانواده می‌گویند بازجویان سپاه برای وادار کردن او به انکار باورهایش، فشارهای روحی و جسمی وارد می‌کردند. جدایی از فرزند خردسالش نیز یکی از دردناک‌ترین بخش‌های دوران حبس بود.

خرمایی، همسر ایران، در زندان از باور بهایی خود برگشت و پس از مدتی آزاد شد. بنا بر گفته یکی از نزدیکان خانواده، پس از آزادی او فشارها بر ایران افزایش یافت. یکی از خواهران مسلمان ایران نیز از طریق فردی آشنا در دادگاه انقلاب برای آزادی او تلاش کرد. آن فرد به خانواده گفته بود ایران «به اختیار خود» در زندان مانده و اگر از آیین بهایی اعلام برائت کند، آزاد خواهد شد و اموالش را نیز پس خواهد گرفت.

هشت ماه پس از آزادی همسرش، ایران رحیم‌پور در ۴۴سالگی، روز ۲۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ در دزفول اعدام شد. براساس گزارش‌های موجود، حکم او به اتهام «پیروی از آیین بهایی» صادر و اموالش پس از اعدام به نفع حکومت مصادره شد.

اطلاعات دقیقی درباره نحوه برگزاری دادگاه و دفاعیات ایران وجود ندارد. گزارش‌ها حاکی است که او در دوران بازداشت و محاکمه به وکیل دسترسی نداشت. پرونده او در دوره‌ای در دادگاه انقلاب خوزستان بررسی شد که شیخ محسن اراکی، عضو کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام، ریاست آن دادگاه را بر عهده داشت.

تنها روایت موجود از محاکمه به آخرین تماس تلفنی ایران با یکی از خواهرانش بازمی‌گردد. او در این تماس گفته بود محاکمه شده و به‌زودی تکلیف پرونده‌اش مشخص خواهد شد.

خانواده رحیم‌پور حدود ۹ ماه پس از اجرای حکم از اعدام او مطلع شدند. به گفته یک منبع محلی، احتمال دارد پیکرش در نزدیکی پادگان وحدت نیروی هوایی دزفول به خاک سپرده شده باشد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy