Monday, Aug 10, 2026

صفحه نخست » چرا برخی قدرت‌ها از سقوط جمهوری اسلامی نگران‌اند؟ محمد زمانی

zamani.jpgرقابت بر سر آینده ایران و ضرورت شکل‌گیری یک ایران دموکراتیک و باثبات

جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه به بخشی از معادلات سیاسی، امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیک منطقه تبدیل شده است. به همین دلیل، سقوط این حکومت برای همه قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای معنای یکسانی ندارد.

برخی کشورها با سیاست‌های جمهوری اسلامی مخالف‌اند، اما هم‌زمان از این نگرانی دارند که پس از آن چه حکومتی روی کار خواهد آمد، چه نیرویی قدرت را در دست خواهد گرفت و موازنه قدرت در منطقه چگونه تغییر خواهد کرد.

بنابراین مسئله فقط بقای جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه موضوع مهم‌تر، رقابت بر سر آینده ایران، انرژی، مسیرهای تجاری، بازارهای اقتصادی و جایگاه ژئوپلیتیک آن است.

وقتی پای منافع راهبردی در میان است، کشورها هزینه می‌کنند

سیاست بین‌الملل بر پایه منافع ملی و راهبردی کشورها شکل می‌گیرد. قدرت‌های بزرگ زمانی که یک کشور یا یک منطقه را برای امنیت، انرژی، تجارت یا نفوذ ژئوپلیتیک خود مهم بدانند، تنها به اظهارنظر سیاسی اکتفا نمی‌کنند و حاضرند برای تأثیرگذاری و ایجاد روابط مطلوب، هزینه‌های قابل توجهی نیز پرداخت کنند.

نمونه آن کلمبیا است. ایالات متحده در مقاطع مختلف برای تقویت روابط سیاسی و امنیتی خود با کلمبیا منابع قابل توجهی اختصاص داده و در دوره‌های مختلف از دولت‌های این کشور حمایت سیاسی و امنیتی کرده است. در تازه‌ترین نمونه نیز دولت آمریکا اعلام کرده است که قصد دارد حدود یک میلیارد دلار کمک امنیتی به دولت جدید کلمبیا اختصاص دهد.

اهمیت این نمونه فقط در مبلغ یک میلیارد دلار نیست؛ بلکه در منطق پشت آن است. وقتی آمریکا منافع امنیتی و راهبردی مهمی در یک کشور می‌بیند، حاضر است برای تقویت موقعیت خود و شریک مورد نظرش منابع قابل توجهی اختصاص دهد.

این منطق را باید درباره ایران نیز در نظر گرفت. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی، انرژی، جمعیت، بازار، منابع طبیعی و اهمیت ژئوپلیتیک، برای قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای اهمیت بسیار بیشتری دارد.

بنابراین نباید تصور کرد که قدرت‌های جهانی در برابر تحولات ایران صرفاً تماشاگر خواهند بود. هر قدرتی بر اساس منافع خود تلاش خواهد کرد بر آینده ایران و نظم منطقه‌ای پس از جمهوری اسلامی تأثیر بگذارد.

اما این رقابت نباید به معنای تعیین آینده ایران توسط قدرت‌های خارجی باشد. هرچه مردم ایران و نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی بتوانند یک آلترناتیو دموکراتیک، منسجم، مسئولیت‌پذیر و قابل اعتماد ایجاد کنند، امکان آن بیشتر خواهد شد که ایران به جای تبدیل شدن به میدان رقابت قدرت‌های خارجی، خود به یک بازیگر مستقل و تعیین‌کننده در معادلات منطقه‌ای و جهانی تبدیل شود.

چین؛ انرژی، تجارت و ثبات

چین بیش از آنکه از منظر ایدئولوژیک به جمهوری اسلامی نگاه کند، منافع اقتصادی و راهبردی خود را دنبال می‌کند.

انرژی، تجارت، بازار ایران و موقعیت جغرافیایی کشور برای پکن اهمیت زیادی دارد. چین نمی‌خواهد یک تحول سیاسی در ایران موجب از دست رفتن منافع اقتصادی و دسترسی آن به منابع و مسیرهای تجاری شود.

با این حال، چین لزوماً از یک ایران دموکراتیک و باثبات هراس ندارد. نگرانی اصلی پکن بی‌ثباتی و از دست رفتن منافع اقتصادی است.

اگر حکومت آینده ایران ثبات، تمامیت ارضی و امنیت کشور را حفظ کند و روابط اقتصادی متوازن با جهان داشته باشد، چین نیز می‌تواند با ایران جدید همکاری کند.

بنابراین مسئله چین بیشتر رقابت اقتصادی و حفظ منافع بلندمدت است تا دفاع ایدئولوژیک از جمهوری اسلامی.

روسیه؛ رقابت بر سر نفوذ و موازنه قدرت

برای روسیه موضوع پیچیده‌تر است. جمهوری اسلامی طی سال‌های گذشته به یکی از شرکای مهم مسکو در خاورمیانه تبدیل شده و ایران برای روسیه در معادلات منطقه‌ای و رقابت با غرب اهمیت دارد.

سقوط جمهوری اسلامی و روی کار آمدن یک حکومت ملی، دموکراتیک و باثبات که روابط متوازن و گسترده‌ای با جهان برقرار کند، می‌تواند نفوذ روسیه را کاهش دهد و موازنه قدرت منطقه‌ای را تغییر دهد.

از سوی دیگر، بازگشت ایران به اقتصاد جهانی و افزایش صادرات انرژی می‌تواند رقابت در بازار انرژی را نیز افزایش دهد.

بنابراین بخشی از نگرانی روسیه نسبت به آینده ایران، رقابت ژئوپلیتیک، نفوذ منطقه‌ای و انرژی است.

اما این به معنای آن نیست که روسیه می‌تواند یا الزاماً می‌خواهد جمهوری اسلامی را برای همیشه حفظ کند. در نهایت، منافع ملی روسیه تعیین‌کننده سیاست مسکو خواهد بود.

کشورهای عربی و ترکیه؛ رقابت، انرژی و امنیت

کشورهای منطقه منافع یکسانی ندارند و هر کدام از زاویه منافع ملی خود به آینده ایران نگاه می‌کنند.

قطر؛ منافع پارس جنوبی و ضعف جمهوری اسلامی در دفاع از منافع ایران

قطر از منابع عظیم گازی میدان مشترک پارس جنوبی منافع اقتصادی بسیار گسترده‌ای به دست می‌آورد و در عمل، از این میدان مشترک بهره‌برداری بسیار بیشتری کرده است. در مقابل، جمهوری اسلامی طی دهه‌های گذشته نتوانسته است از ظرفیت‌های اقتصادی و انرژی ایران به شکل مؤثر و در راستای منافع مردم ایران استفاده کند.

مسئله فقط رقابت با قطر نیست؛ مسئله اصلی این است که ایران با داشتن سهم عظیمی از این منبع استراتژیک، به دلیل ضعف مدیریتی، تحریم‌ها، سیاست خارجی پرهزینه و ساختار ناکارآمد جمهوری اسلامی، نتوانسته منافع واقعی این ثروت ملی را برای مردم ایران ایجاد کند.

این وضعیت نمونه‌ای روشن از یک مشکل بزرگ‌تر است: جمهوری اسلامی نه‌تنها نتوانسته از ظرفیت‌های اقتصادی ایران برای توسعه کشور استفاده کند، بلکه در بسیاری از موارد، سیاست‌های آن موجب شده است ایران در رقابت منطقه‌ای انرژی و اقتصاد از ظرفیت واقعی خود فاصله بگیرد.

در یک ایران دموکراتیک و باثبات، منابع انرژی مانند پارس جنوبی می‌تواند به جای آنکه صرفاً موضوع رقابت منطقه‌ای باشد، به موتور توسعه اقتصادی، سرمایه‌گذاری، اشتغال و افزایش رفاه مردم تبدیل شود.

بنابراین مسئله آینده ایران فقط تغییر حکومت نیست؛ مسئله بازپس‌گیری ظرفیت‌های اقتصادی و منابع ملی و استفاده از آنها در جهت منافع مردم ایران است.

ترکیه؛ رقابت برای مسیرهای انرژی و تجارت

ترکیه نیز به دنبال افزایش نقش خود در مسیرهای انرژی و تجارت منطقه است و می‌خواهد جایگاه خود را در توازن جدید میان ایران، قفقاز، آسیای مرکزی و اروپا تقویت کند.

از این منظر، ایران آینده می‌تواند هم یک شریک اقتصادی مهم برای ترکیه باشد و هم رقیبی برای جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای آنکارا.

یک ایران قدرتمند و باثبات می‌تواند مسیرهای انرژی و تجارت جدیدی ایجاد کند و جایگاه خود را در ارتباط میان خلیج فارس، آسیای مرکزی، قفقاز و اروپا افزایش دهد.

عربستان و امارات؛ رقابت برای نفوذ جهانی

عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز صرفاً در پی مقابله با جمهوری اسلامی نیستند. این دو کشور خود به دنبال افزایش قدرت اقتصادی، سیاسی و نفوذ جهانی خود هستند و می‌خواهند نقش مستقل‌تری در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی داشته باشند.

اما یک واقعیت مهم وجود دارد:

استراتژی بلندمدت امنیت عربستان و امارات نمی‌تواند بر وجود دائمی جمهوری اسلامی و تداوم یک ایران بحران‌زده و متخاصم بنا شود.

یک ایران دموکراتیک، باثبات و قابل پیش‌بینی می‌تواند در بلندمدت شریک اقتصادی و امنیتی مطمئن‌تری برای کشورهای منطقه باشد.

امنیت پایدار منطقه زمانی شکل می‌گیرد که ایران نیز مانند سایر کشورهای منطقه، روابط خود را بر اساس منافع ملی، احترام متقابل، همکاری اقتصادی و روابط عادی با همسایگان تنظیم کند.

اروپا؛ ثبات ایران به نفع امنیت اروپا

اتحادیه اروپا با جمهوری اسلامی بر سر حقوق بشر، برنامه هسته‌ای، مسائل امنیتی منطقه و همکاری تهران با روسیه اختلافات جدی دارد.

اما اروپا نیز از یک ایران فروپاشیده و بی‌ثبات سود نمی‌برد.

ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی، منابع انرژی، جمعیت و اهمیت ژئوپلیتیک خود برای امنیت منطقه و اروپا اهمیت زیادی دارد. بنابراین باید میان سقوط یک حکومت و فروپاشی یک کشور تفاوت قائل شد.

اگر تغییر سیاسی در ایران همراه با انتقال منظم قدرت و حفظ ساختارهای حیاتی کشور باشد، می‌تواند فرصتی تاریخی برای ایران و منطقه ایجاد کند.

اروپا نباید از یک ایران دموکراتیک و باثبات هراس داشته باشد؛ زیرا یک حکومت دموکراتیک و مشروع می‌تواند شریک قابل پیش‌بینی‌تری برای اروپا باشد.

آمریکا؛ رقابت بر سر نظم آینده

برای آمریکا نیز مسئله فقط سقوط جمهوری اسلامی نیست. پرسش مهم‌تر این است که چه حکومتی پس از جمهوری اسلامی روی کار خواهد آمد و ایران آینده چه جایگاهی در نظم منطقه‌ای خواهد داشت؟

یک ایران دموکراتیک، باثبات و مستقل می‌تواند معادلات امنیتی و سیاسی خاورمیانه را به شکل اساسی تغییر دهد.

اما اگر تغییر حکومت با خلأ قدرت، جنگ داخلی، درگیری گروه‌های مسلح یا بی‌ثباتی طولانی همراه شود، نتیجه برای آمریکا و متحدانش نیز پرهزینه خواهد بود.

بنابراین هرچه نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی درباره دوران گذار و روز بعد از جمهوری اسلامی برنامه روشن‌تری ارائه کنند، نگرانی قدرت‌های خارجی نیز کاهش خواهد یافت.

ایران دموکراتیک تهدید نیست؛ تضمین ثبات و امنیت پایدار است

یکی از مهم‌ترین اشتباهات در تحلیل آینده ایران این است که تصور شود یک ایران دموکراتیک، قدرتمند و مستقل الزاماً تهدیدی برای کشورهای منطقه و جهان خواهد بود.

در واقع، می‌توان استدلال کرد که عکس این موضوع درست است.

یک حکومت دموکراتیک و مشروع می‌تواند یکی از مهم‌ترین تضمین‌های ثبات و امنیت پایدار ایران و منطقه باشد.

حکومتی که مشروعیت خود را از مردم بگیرد، برای بقای خود نیاز کمتری به بحران‌سازی خارجی خواهد داشت و می‌تواند روابط خود را بر اساس منافع ملی و احترام متقابل با همسایگان و قدرت‌های جهانی تنظیم کند.

یک ایران دموکراتیک می‌تواند با چین، روسیه، اروپا، آمریکا، کشورهای عربی و ترکیه روابط اقتصادی و سیاسی داشته باشد، بدون آنکه به ابزار سیاسی هیچ قدرت خارجی تبدیل شود.

بنابراین کشورهای منطقه و جهان نباید از ایران دموکراتیک، مستقل و باثبات هراس داشته باشند؛ بلکه باید آن را فرصتی برای ایجاد یک نظم منطقه‌ای جدید، متوازن و پایدار بدانند.

مردم ایران؛ بازیگر اصلی

با وجود تمام رقابت‌های جهانی و منطقه‌ای، تعیین‌کننده اصلی آینده ایران مردم ایران هستند.

هیچ قدرت خارجی نمی‌تواند جای مردم ایران را بگیرد. آینده سیاسی کشور باید بر اساس اراده مردم و از طریق یک فرآیند آزاد و دموکراتیک تعیین شود.

مسئله فقط سقوط جمهوری اسلامی نیست؛ مسئله مهم‌تر این است که پس از آن چه ساختاری جایگزین خواهد شد و چه نیرویی می‌تواند ثبات کشور را تضمین کند.

هیچ قدرت خارجی نباید شکل حکومت آینده ایران را تعیین کند. این حق ملت ایران است که در یک فرآیند آزاد و دموکراتیک درباره شکل حکومت و آینده کشور تصمیم بگیرد.

اپوزیسیون؛ مسئولیت تاریخی برای دوران گذار

اپوزیسیون نیز نمی‌تواند تنها بر مخالفت با جمهوری اسلامی تمرکز کند. وظیفه مهم‌تر آن، آماده‌سازی برای روز بعد از جمهوری اسلامی است.

اپوزیسیون باید بتواند حول اصول مشترکی مانند حفظ تمامیت ارضی ایران، سکولاریسم، حقوق بشر، اعلامیه جهانی حقوق بشر، انتخابات آزاد، تعیین شکل حکومت توسط مردم، انتقال مسالمت‌آمیز قدرت و حفظ امنیت و ساختارهای حیاتی کشور، به یک همکاری ملی و گسترده برسد.

در این مسیر، نقش نخبگان فکری، نیروهای سیاسی، متخصصان و فعالان اجتماعی نیز اهمیت زیادی دارد. آنها باید در شبکه‌سازی، ایجاد ظرفیت‌های مدیریتی و طراحی راهکارهای مواجهه با بحران‌های دوران گذار مشارکت کنند.

اپوزیسیون باید به جای انتظار برای تصمیم قدرت‌های خارجی یا تحولات بیرونی، برای ساختن یک آلترناتیو دموکراتیک، منسجم و مسئولیت‌پذیر تلاش کند.

چنین آلترناتیوی باید بتواند به مردم ایران و جامعه جهانی نشان دهد که پایان جمهوری اسلامی به معنای ورود ایران به خلأ قدرت نیست، بلکه می‌تواند آغاز گذار منظم به یک نظام دموکراتیک، باثبات و مسئول باشد.

سخن پایانی؛ رقابت قدرت‌ها نباید آینده ایران را تعیین کند

ایران در مرکز یک رقابت بزرگ ژئوپلیتیک بر سر انرژی، تجارت، امنیت و نفوذ منطقه‌ای قرار دارد.

چین به انرژی و تجارت ایران نگاه می‌کند؛ روسیه نگران کاهش نفوذ خود است؛ قطر از منابع پارس جنوبی بهره می‌برد؛ ترکیه به دنبال نقش‌آفرینی بیشتر در مسیرهای انرژی و تجارت است؛ عربستان و امارات برای افزایش نفوذ جهانی خود رقابت می‌کنند و اروپا و آمریکا نیز به دنبال امنیت، انرژی و موازنه منطقه‌ای هستند.

همه این بازیگران در نهایت بر اساس منافع خود تصمیم می‌گیرند و نمونه کلمبیا نشان می‌دهد که وقتی منافع راهبردی در میان باشد، کشورها حتی حاضرند منابع مالی و امنیتی قابل توجهی برای تقویت موقعیت خود هزینه کنند.

اما ایران نباید صرفاً موضوع رقابت قدرت‌های خارجی باشد.

آینده ایران را نه موازنه قدرت‌های بیرونی، بلکه اراده مردم ایران باید تعیین کند.

ایران دموکراتیک، مستقل و باثبات نه تهدیدی برای منطقه، بلکه می‌تواند یکی از مهم‌ترین پایه‌های امنیت پایدار خاورمیانه باشد.

امنیت عربستان و امارات، منافع انرژی قطر، مسیرهای تجاری ترکیه، نیاز اروپا به ثبات منطقه و منافع اقتصادی چین و روسیه، همگی در نهایت با یک ایران باثبات و قابل پیش‌بینی سازگارتر خواهند بود.

بنابراین مسئله فقط پایان جمهوری اسلامی نیست؛ مسئله اصلی این است که آیا مردم ایران و نیروهای سیاسی مخالف می‌توانند زمینه‌ای فراهم کنند که پایان جمهوری اسلامی به آغاز ساختن یک ایران آزاد، دموکراتیک، مقتدر و باثبات تبدیل شود.

این آینده تنها زمانی امکان‌پذیر است که اراده مردم ایران در مرکز تحولات قرار گیرد، اپوزیسیون برای دوران گذار آماده باشد و نیروهای سیاسی بتوانند بر سر منافع ملی، تمامیت ارضی، سکولاریسم، حقوق بشر و حق انتخاب مردم به یک همکاری گسترده برسند.

رقابت قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای واقعیتی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت؛ اما ایران نباید قربانی این رقابت شود. هدف باید ساختن ایرانی باشد که خود صاحب قدرت، ثبات و تصمیم‌گیری درباره آینده خویش باشد.

محمد زمانی، کنشگر سیاسی، جامعه‌شناس



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy