Wednesday, Aug 12, 2026

صفحه نخست » بازخوانی «پیمان مکه»؛ شکل‌گیری یک نظم دفاعی نوظهور و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی، علی صفایی

mecca.jpgاین پیمان چیست و چگونه می‌تواند قواعد بازی منطقه‌ای را تغییر دهد؟

امروزنما | علی صفایی

«پیمان دفاعی مشترک مکه» که روز ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، برابر با ۷ اوت ۲۰۲۶، میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان امضا شد، چیست و چه پیامدهایی برای جمهوری اسلامی دارد؟ آیا می‌توان آن را «ناتوی اسلامی» نامید؟

پیمان مکه را در شرایط کنونی بهتر است یک سازوکار نوظهور دفاع جمعی دانست؛ سازوکاری که لایه‌ای تازه به مناسبات امنیتی منطقه می‌افزاید، بدون آنکه الزاماً جایگزین روابط اعضای آن با آمریکا و ناتو شود. این پیمان می‌تواند محاسبات امنیتی جمهوری اسلامی را تغییر دهد، اما هنوز با محدودیت‌هایی روبه‌روست که ممکن است مانع تبدیل آن به یک اتحاد نظامی کاملاً منسجم شود.

از چتر امنیتی آمریکا تا امنیت چندلایه

خاورمیانه برای دهه‌ها یکی از مهم‌ترین عرصه‌های حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای بوده است. در خلیج فارس، ایالات متحده مهم‌ترین ضامن خارجی امنیت کشورهای عربی محسوب می‌شد و شبکه‌ای از پایگاه‌ها، همکاری‌های نظامی، فروش تسلیحات و ترتیبات امنیتی ایجاد کرده بود.

بااین‌حال، تحولات دو دهه اخیر نشان داده است که دولت‌های منطقه دیگر نمی‌خواهند امنیت خود را صرفاً به یک قدرت خارجی وابسته کنند. این تحول لزوماً به معنای خروج آمریکا از خاورمیانه نیست؛ دقیق‌تر آن است که از کاهش انحصار آمریکا در تأمین امنیت منطقه‌ای و حرکت دولت‌ها به‌سوی تنوع‌بخشی روابط دفاعی سخن بگوییم.

پیمان مکه را باید در همین چارچوب بررسی کرد. این توافق تصمیمی کاملاً ناگهانی نبود. عربستان و پاکستان در شهریور ۱۴۰۴، برابر با سپتامبر ۲۰۲۵، یک توافق دفاع متقابل راهبردی امضا کرده بودند که براساس آن، تجاوز به یکی از دو کشور، تجاوز به هر دو تلقی می‌شد. عربستان، ترکیه، پاکستان و مصر نیز پیش‌تر در قالب رایزنی‌های چهارجانبه درباره تحولات امنیتی منطقه همکاری کرده بودند.

رویترز گزارش داده است که مذاکرات مربوط به توافق سه‌جانبه نزدیک به سه سال ادامه داشته است. بنابراین، پیمان مکه را می‌توان مرحله‌ای از روند گسترده‌تر شکل‌گیری شبکه‌های امنیتی بومی در خاورمیانه دانست.

اعضای پیمان روابط امنیتی نزدیکی با آمریکا دارند و ترکیه نیز عضو ناتو است. ازاین‌رو، این ابتکار احتمالاً در تقابل مستقیم با ساختار امنیتی غرب شکل نگرفته است؛ بااین‌حال، شواهد علنی کافی برای ادعای نقش یا رضایت رسمی واشنگتن در انعقاد آن وجود ندارد.

سه چارچوب برای شناخت پیمان

رفتار اعضای پیمان را می‌توان با ترکیبی از سه مفهوم توضیح داد: «موازنه تهدید»، «مجموعه امنیتی منطقه‌ای» و «پوشش راهبردی».

براساس نظریه موازنه تهدید استفان والت، دولت‌ها لزوماً علیه قدرتمندترین کشور ائتلاف نمی‌سازند، بلکه در برابر بازیگری یا مجموعه‌ای از شرایط موازنه ایجاد می‌کنند که آن را تهدیدکننده‌تر می‌دانند. قدرت نظامی، مجاورت جغرافیایی، توان تهاجمی و برداشت از نیت‌های خصمانه در این ارزیابی نقش دارند.

نظریه مجموعه امنیتی منطقه‌ای باری بوزان و اولِ ویور نیز بر پیوند متقابل امنیت کشورهای یک منطقه تأکید می‌کند؛ به‌گونه‌ای که تهدید علیه یک کشور می‌تواند مستقیماً بر محاسبات همسایگان آن اثر بگذارد.

«پوشش راهبردی» نیز وضعیتی را توضیح می‌دهد که دولت‌ها به‌جای وابستگی کامل به یک قدرت یا اردوگاه، هم‌زمان با چند قدرت و شبکه همکاری می‌کنند. در چنین الگویی، یک کشور می‌تواند با آمریکا رابطه نظامی، با چین همکاری اقتصادی و با کشورهای منطقه مشارکت دفاعی داشته باشد.

از این منظر، پیمان مکه الزاماً علیه یک کشور مشخص شکل نگرفته، بلکه پاسخی به نااطمینانی‌های فزاینده امنیتی در منطقه است. بااین‌حال، گسترش همکاری میان سه قدرت عمدتاً سنی و همکار آمریکا، به‌طور طبیعی می‌تواند محیط راهبردی جمهوری اسلامی را محدودتر کند.

چرا عربستان، ترکیه و پاکستان؟

عربستان؛ کاهش آسیب‌پذیری امنیتی

برای عربستان، امنیت زیرساخت‌های انرژی، بنادر، تأسیسات نفتی و مراکز نظامی اهمیتی حیاتی دارد. حملات موشکی و پهپادی سال‌های گذشته نشان داده است که برخورداری از منابع مالی و خرید گسترده تسلیحات، به‌تنهایی مصونیت در برابر حملات نامتقارن ایجاد نمی‌کند.

ریاض به همین دلیل به‌سوی مدلی حرکت کرده است که در آن امنیت نه از طریق یک ضامن واحد، بلکه با ایجاد شبکه‌ای از روابط دفاعی تأمین شود. پیمان مکه در این معنا، لایه‌ای مکمل در کنار روابط امنیتی عربستان با آمریکا است.

ترکیه؛ قدرت نظامی و صنعتی

مزیت اصلی ترکیه، ترکیب توان نظامی، موقعیت ژئوپلیتیکی، تجربه عملیاتی و صنایع دفاعی رو به گسترش آن است.

عضویت ترکیه در ناتو نشان می‌دهد که پیمان مکه لزوماً جایگزین ساختارهای امنیتی غربی نیست. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، نیز گفته است توافق جدید، ترتیبات موجود را لغو نمی‌کند و می‌تواند مکمل آنها باشد.

ترکیه از این طریق می‌تواند نقش یک قدرت واسط میان ساختارهای امنیتی اروپا و ترتیبات دفاعی خاورمیانه را ایفا کند.

پاکستان؛ نیروی نظامی و ظرفیت بازدارندگی

پاکستان دارای ارتشی بزرگ، تجربه عملیاتی و توان هسته‌ای است. حضور این کشور می‌تواند وزن بازدارندگی پیمان را افزایش دهد، اما باید میان عضویت یک قدرت هسته‌ای در پیمان و ایجاد یک «چتر هسته‌ای مشترک» تفاوت گذاشت.

تاکنون مدرک عمومی معتبری درباره انتقال سلاح هسته‌ای یا ایجاد سازوکار رسمی اشتراک بازدارندگی هسته‌ای میان سه کشور منتشر نشده است. بنابراین، تأثیر توان هسته‌ای پاکستان فعلاً بیشتر در سطح محاسبات و برداشت‌های راهبردی است، نه در قالب یک تعهد هسته‌ای اعلام‌شده.

آیا پیمان مکه «ناتوی اسلامی» است؟

مقایسه پیمان مکه با ناتو، به دلیل وجود اصل دفاع جمعی، قابل فهم است. مطابق توافق، حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله به همه اعضا تلقی خواهد شد. بااین‌حال، هنوز نمی‌توان این دو را از نظر نهادی هم‌تراز دانست.

ماده پنج ناتو در چارچوب سازمانی با ساختار فرماندهی، بودجه مشترک، سازوکارهای هماهنگی نظامی، رزمایش‌های منظم و دهه‌ها تجربه عملی قرار دارد. پیمان مکه هنوز در آغاز راه است و جزئیات مهمی مانند حدود تعهدات نظامی، نوع واکنش اعضا و ساختار فرماندهی عملیاتی آن به‌طور کامل روشن نیست.

براساس گزارش رویترز، قرار است یک کمیته وزارتی و دبیرخانه‌ای در عربستان برای اداره پیمان ایجاد شود و جزئیات اجرایی در نشست‌های بعدی مشخص شود. هاکان فیدان این سازوکار را از نظر اصل دفاع جمعی مشابه ماده پنج ناتو دانسته، اما تأکید کرده است که پیمان جدید، اتحادهای موجود اعضا را لغو نمی‌کند. گزارش رویترز درباره ساختار و اهداف پیمان

بنابراین، «سازوکار دفاع جمعی نوظهور» در حال حاضر تعبیر دقیق‌تری از «ناتوی اسلامی» است.

موضع رسمی اعضا؛ پیمانی دفاعی، نه علیه یک کشور مشخص

در بیانیه رسمی مشترک اجلاس مکه، هدف توافق تقویت بازدارندگی جمعی، گسترش همکاری دفاعی و کمک به امنیت و ثبات منطقه اعلام شده است.

مقامات پاکستان و ترکیه نیز تأکید کرده‌اند که پیمان ماهیتی دفاعی دارد و علیه ایران یا کشور مشخص دیگری تنظیم نشده است. وزارت خارجه پاکستان نیز اصل «حمله به یک عضو، حمله به همه» را در چارچوب حق دفاع فردی و جمعی مندرج در ماده ۵۱ منشور ملل متحد توصیف کرده است.

بااین‌حال، اهداف اعلام‌شده یک پیمان همیشه تمام پیامدهای عملی آن را توضیح نمی‌دهد. حتی اگر جمهوری اسلامی هدف رسمی توافق نباشد، موقعیت جغرافیایی اعضا و سابقه تنش‌های منطقه‌ای می‌تواند بر محاسبات امنیتی تهران تأثیر بگذارد.

پیامدها برای جمهوری اسلامی

عربستان در جنوب، ترکیه در شمال‌غرب و پاکستان در شرق ایران قرار دارند. هر سه کشور از نظر جمعیت، اقتصاد یا توان نظامی بازیگران مهم منطقه‌ای‌اند. افزایش هماهنگی میان آنها می‌تواند تراکم امنیتی پیرامون جمهوری اسلامی را افزایش دهد.

یکی از پیامدهای احتمالی پیمان، بالارفتن هزینه استفاده از نیروهای نیابتی است. اگر حمله‌ای به عربستان به یکی از گروه‌های وابسته یا نزدیک به تهران منتسب شود و اعضای پیمان آن را مشمول تعهد دفاع جمعی بدانند، بحران دیگر تنها به روابط ایران و عربستان محدود نخواهد ماند.

البته نحوه اجرای تعهد دفاعی هنوز مشخص نیست و معلوم نیست اعضا در هر سناریو چه میزان حمایت نظامی ارائه خواهند کرد. ازاین‌رو، تأثیر اولیه پیمان ممکن است بیش از آنکه به جنگ مستقیم منجر شود، افزایش هزینه و عدم قطعیت در محاسبات جمهوری اسلامی باشد.

انرژی، کشتیرانی و شبکه جغرافیایی جدید

پیمان مکه فقط دارای بُعد نظامی نیست. عربستان در قلب نظام انرژی خلیج فارس قرار دارد؛ ترکیه به مدیترانه، دریای سیاه و کریدورهای اوراسیا متصل است و پاکستان در مجاورت دریای عرب و اقیانوس هند قرار دارد.

همکاری این سه کشور می‌تواند شبکه‌ای جغرافیایی از خلیج فارس و دریای عرب تا مدیترانه ایجاد کند. این پیوند، اهمیت پیمان را به امنیت انرژی، کریدورهای تجاری و حفاظت از مسیرهای کشتیرانی گسترش می‌دهد.

تنگه هرمز، باب‌المندب و دریای سرخ تنها گذرگاه‌های جغرافیایی نیستند؛ آنها از زیرساخت‌های حیاتی تجارت و اقتصاد جهانی محسوب می‌شوند. هرگونه هماهنگی دفاعی میان کشورهای واقع در اطراف این مسیرها می‌تواند بر نفوذ و قدرت چانه‌زنی جمهوری اسلامی اثر بگذارد.

مصر؛ عضو احتمالی بعدی

مصر مهم‌ترین نامزد بالقوه برای پیوستن به پیمان است. قاهره پیش از امضای توافق در رایزنی‌های چهارجانبه با عربستان، ترکیه و پاکستان مشارکت داشت و وزیر خارجه ترکیه نیز از احتمال پیوستن آن سخن گفته است.

ورود مصر، پیمان را از یک مثلث امنیتی به شبکه‌ای چهارجانبه با امتداد مدیترانه، دریای سرخ، خلیج فارس و دریای عرب تبدیل خواهد کرد. مصر دارای ارتشی بزرگ، موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز، کنترل کانال سوئز و نفوذ سیاسی قابل‌توجهی در جهان عرب است.

بااین‌حال، پیوستن مصر هنوز قطعی نیست. قاهره باید روابط خود با ایران، اسرائیل، آمریکا، کشورهای خلیج فارس و دیگر بازیگران منطقه را هم‌زمان مدیریت کند.

محدودیت‌های ساختاری پیمان

با وجود اهمیت توافق، چند مانع ممکن است از تبدیل آن به یک اتحاد نظامی کاملاً منسجم جلوگیری کند.

نخست، اعضا برداشت یکسانی از تهدید ندارند. جمهوری اسلامی برای عربستان یک مسئله مهم امنیتی است، اما پاکستان همچنان هند و افغانستان را در مرکز محاسبات خود قرار می‌دهد. ترکیه نیز با مسائل متفاوتی در سوریه، عراق، مدیترانه و ناتو روبه‌روست.

دوم، توانایی اعضا برای پذیرش هزینه جنگ یکسان نیست. عربستان منابع مالی گسترده‌ای دارد؛ پاکستان با محدودیت‌های اقتصادی روبه‌روست و ترکیه باید تعهدات ناتویی و پیامدهای اقتصادی عملیات نظامی را در نظر بگیرد.

سوم، حدود تعهد دفاعی روشن نیست. اصل «حمله به یکی، حمله به همه» از نظر سیاسی مهم است، اما هنوز معلوم نیست اعضا در سناریوهای مختلف چه نوع و چه میزان حمایتی ارائه خواهند کرد.

چهارم، ایجاد قابلیت عملیاتی مشترک زمان‌بر است. سه کشور از سامانه‌های تسلیحاتی و زنجیره‌های تأمین متفاوتی استفاده می‌کنند و هماهنگ‌سازی آنها به رزمایش، استانداردسازی و ایجاد ساختار فرماندهی نیاز دارد.

نتیجه‌گیری؛ تغییر قواعد بازی منطقه‌ای

پیمان مکه را نباید صرفاً توافقی نظامی میان عربستان، ترکیه و پاکستان دانست. اهمیت بنیادی آن در تغییر شیوه سازمان‌دهی امنیت در خاورمیانه است.

این توافق برای جمهوری اسلامی سه پیام دارد: افزایش هزینه انزوای منطقه‌ای، تغییر محاسبات بازدارندگی و گسترش رقابت از حوزه نظامی به عرصه‌های انرژی، حمل‌ونقل، اقتصاد و دیپلماسی.

پیمان مکه هنوز یک «ناتوی اسلامی» با ساختار فرماندهی و تعهدات عملیاتی تثبیت‌شده نیست. اعضای آن نیز رسماً تأکید کرده‌اند که توافق علیه کشور مشخصی شکل نگرفته است. بااین‌حال، این پیمان روندی را نمایندگی می‌کند که می‌تواند برای جمهوری اسلامی چالش‌آفرین باشد: افزایش همکاری امنیتی میان قدرت‌های منطقه، کاهش وابستگی به یک ضامن خارجی و بالارفتن هزینه سیاست‌های مبتنی بر موشک و نیروهای نیابتی.

در نظم جدید منطقه‌ای، قدرت تنها با شمار موشک‌ها، جنگنده‌ها یا نیروهای نیابتی سنجیده نمی‌شود؛ توانایی ایجاد ائتلاف، نهاد، اعتماد و شبکه‌های پایدار امنیتی نیز به همان اندازه اهمیت دارد.

از همین منظر، بزرگ‌ترین چالش برای جمهوری اسلامی شاید نه خودِ پیمان مکه، بلکه تغییر قواعد بازی منطقه‌ای باشد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy