Saturday, Aug 15, 2026

صفحه نخست » فرض کنید پهلوی نیست؛ شما چه در چنته دارید؟

rp.jpgامیر موحد، رزمنده جنگ، بریده از اصلاحات

سال‌هاست بخشی از نیروهایی که خود را مخالف جمهوری اسلامی معرفی می‌کنند، بخش قابل‌توجهی از فعالیت سیاسی و رسانه‌ای خود را صرف مقابله با شاهزاده رضا پهلوی کرده‌اند. برای سنجش ادعاهای آنان، صورت مسئله را تغییر دهیم: فرض کنیم از فردا رضا پهلوی دیگر هیچ حضور و نقشی در سیاست ایران ندارد.

اکنون میدان برای تمام کسانی که مدعی داشتن گزینه‌ای بهتر و کارآمدترند باز است. دیگر رقیبی به نام رضا پهلوی وجود ندارد تا بتوان ناکامی‌ها، پراکندگی‌ها یا ناتوانی در ایجاد یک نیروی سیاسی مؤثر را به حضور او نسبت داد.

حالا زمان ارائه داشته‌هاست: نیروی سیاسی منسجم بسازید، رهبر یا شورای رهبری خود را معرفی کنید، برنامه دوران گذار ارائه دهید و برای مردم توضیح دهید جمهوری اسلامی چگونه باید کنار برود و کشور پس از آن چگونه اداره خواهد شد.

پشتوانه اجتماعی نیز با ادعا، مصاحبه یا تعدد برنامه‌های تلویزیونی اثبات نمی‌شود. معیار سنجش یک آلترناتیو، توان ایجاد ائتلاف، ارائه برنامه اجرایی، ارتباط با جامعه داخل ایران، پاسخ‌گویی عمومی، قدرت بسیج و آمادگی برای پذیرش رأی آزاد مردم است.

سال‌ها مخالفت با رضا پهلوی، به‌خودی‌خود کسی را به آلترناتیو تبدیل نمی‌کند. آلترناتیو باید توان ساختن داشته باشد؛ اعتماد ایجاد کند، نیرو گرد آورد و برای فردای جمهوری اسلامی پاسخی روشن و عملی ارائه دهد.

در این میان باید میان «منتقد» و کسانی که بخش عمده هویت سیاسی خود را بر بی‌اعتبار کردن دیگر مخالفان حکومت بنا کرده‌اند، تفاوت گذاشت. نقد رضا پهلوی و پادشاهی‌خواهان، مانند نقد هر فرد یا جریان سیاسی دیگری، حق هر ایرانی است؛ اما نقد با تخریب مستمر، تکرار ادعاهای اثبات‌نشده و تشدید بی‌اعتمادی در جامعه تفاوت دارد.

وقتی حاصل یک فعالیت سیاسی، تفرقه و ناامید کردن جامعه از نیروهای مستقل مخالف جمهوری اسلامی باشد، مردم حق دارند بپرسند: فارغ از انگیزه عاملان آن، پیامد عملی چنین رفتاری برای جنبش مخالف جمهوری اسلامی چیست؟

جمهوری اسلامی برای ادامه حیات خود تنها به زندان و سرکوب متکی نیست؛ پراکندگی و بی‌اعتمادی میان مخالفان نیز به بقای آن کمک می‌کند. ازاین‌رو، هر نیرویی که مدعی مبارزه با حکومت است باید مرز خود را با این چرخه ویرانگر روشن کند.

اگر جریانی معتقد است رضا پهلوی گزینه مناسبی نیست، راه اثبات این ادعا حذف و تخریب او نیست؛ باید گزینه‌ای معتبرتر معرفی کند، سازمانی منسجم‌تر بسازد، برنامه‌ای روشن‌تر ارائه دهد و حمایت اجتماعی بیشتری به دست آورد. رقابت میان آلترناتیوها برای آینده دموکراتیک ایران ضروری است، به شرط آنکه این رقابت بر سر برنامه، کارنامه، ظرفیت سازمان‌دهی و اعتماد عمومی باشد، نه حذف و بی‌اعتبارسازی متقابل.

در مقابل، رضا پهلوی و نیروهای نزدیک به او نیز باید نقدپذیری، شفافیت، پاسخ‌گویی و توان همکاری با دیگر جریان‌های دموکراتیک را در عمل نشان دهند. برخورداری از حمایت اجتماعی، هیچ فرد یا جریانی را از پاسخ‌گویی بی‌نیاز نمی‌کند.

پادشاهی‌خواهان نیز نباید از رقابت سیاسی هراس داشته باشند. هیچ فرد یا جریانی مالک آینده ایران نیست و هیچ‌کس حق ندارد پیشاپیش شکل حکومت آینده را تعیین کند. داور نهایی باید ملت ایران و صندوق رأی آزاد باشد و هرکس خود را برخوردار از حمایت اکثریت ایرانیان می‌داند، باید از چنین داوری‌ای استقبال کند.

در برابر جان‌های ازدست‌رفته برای آزادی ایران، مسئولیتی بزرگ‌تر از دعواهای فرقه‌ای و کینه‌های تاریخی وجود دارد. هدف، ادامه نزاع‌های سیاسی چند دهه گذشته نیست؛ هدف باید آزادی ایران و فراهم کردن امکان انتخاب آزادانه مردم باشد.

پس برای لحظه‌ای رضا پهلوی را کاملاً از معادله حذف کنید و به تمام مدعیان آلترناتیو بنگرید: چه کسی آماده پذیرش مسئولیت است؟ چه کسی برنامه دارد؟ چه کسی از اعتماد عمومی برخوردار است؟ و چه کسی می‌تواند شعار را به نیروی سیاسی واقعی تبدیل کند؟

اگر پاسخ این پرسش‌ها را دارید، آن را در برابر ملت ایران قرار دهید؛ و اگر ندارید، شاید زمان آن رسیده باشد که به‌جای توضیح دائمی اینکه چرا «شاهزاده رضا پهلوی نباید باشد»، سرانجام توضیح دهید: «چرا شما باید باشید؟»

یادداشت تحریریه: این مقاله با حفظ دیدگاه و محتوای اصلی نویسنده، برای اختصار، روانی و ایمنی حقوقی بیشتر توسط تحریریه خبرنامه گویا ویرایش شده است.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy