تهران اگر فقط بر سر هرمز و هستهای مذاکره کند، اصل بازی را باخته است
یدالله کریمیپور
چنانچه تهران اختلافات خود با واشنگتن، از تردد در تنگه هرمز گرفته تا پرونده هستهای و تحریمها، را موضوع مذاکره بداند، نه هدف آن، در واقع مسیر را باخته است. اینها صرفاً موضوعات مورد اختلافاند، نه اهداف نهایی.
به گمانم، هدف گفتوگوهای تهران ـ واشنگتن باید حول دو محور اساسی بچرخد:
۱- چگونگی احیای روابط رسمی و پایدار دو کشور؛
۲- کنار گذاشتن شعار حذف اسرائیل و عرفی و واقعگرایانه شدن رویکرد تهران نسبت به تلآویو.
تاریخ ایران نشان میدهد که آغاز جنگ، یا حتی ادامه دادن آن، گاه بسیار آسانتر از یافتن راهی برای پایان دادن به آن است. در جنگ دوم ایران و روس، فضای سیاسی و مذهبی کشور ایران را به رویاروییای کشاند که موازنه نظامی آن به سود روسیه بود. نتیجه، شکست و قرارداد تلخ ترکمانچای بود؛ قراردادی که بخشهایی از سرزمین ایران را جدا کرد، غرامت سنگین تحمیل کرد و امتیازات مهمی به روسیه داد.
با این همه، یک نکته را نباید در سایه تلخی ترکمانچای فراموش کرد: آن قرارداد جنگ را متوقف کرد. نیروهای روس تا تبریز پیش آمده بودند و هیچ تضمینی وجود نداشت که ادامه جنگ به بازپسگیری سرزمینها بینجامد؛ چه بسا ادامه مقاومت، ایران را با خسارتهای بیشتری روبهرو میکرد.
تجربه جنگ ایران و عراق نیز همین پرسش را به شکلی دیگر پیش روی ما گذاشت: پس از رسیدن به یک هدف مهم نظامی، نقطه پایان جنگ کجاست؟ اگر برای «روز بعد» هدف سیاسی روشنی وجود نداشته باشد، جنگ میتواند از ابزار سیاست به مسیری تبدیل شود که خود را بازتولید میکند.
از همین رو، مسئله امروز ایران و آمریکا نباید صرفاً به حل چند پرونده محدود شود. اگر توافقی درباره تحریمها، هستهای یا هرمز حاصل شود اما ساختار اصلی خصومت دستنخورده بماند، بحران میتواند چند سال بعد در شکلی تازه بازگردد.
روشن است که چنین تغییری با تنش داخلی و مخالفت سرسختانه مسکو روبهرو خواهد شد. ولی نجات یک کشور و ملت از کشمکشی طولانی و مستمر، گاه مستلزم پرداخت هزینه، داشتن جسارت و حتی عبور از تابوهای دیرپا است.
مذاکره همیشه نشانه ضعف نیست؛ گاهی آخرین ابزار عقل برای حفظ آن چیزی است که هنوز باقی مانده است. جنگ را میتوان آسان آغاز کرد و حتی آسان ادامه داد، اما پایان دادن به یک دشمنی طولانی نیازمند تصمیمی سیاسی، روشن و جسورانه است.
یادداشت تحریریه خبرنامه گویا: این متن با حفظ کامل بخش اصلی نوشته یدالله کریمیپور، با استفاده از نکات و استدلالهای نوشته دیگری از او تکمیل و برای انسجام بیشتر در قالب یک یادداشت واحد بازنویسی شده است.















