
کودتا یا قیام ؟ هرچه که بود
سهم ما شد ز آتشِ وی ، دود!
جعل بر جعل و یاوه بر یاوه
داغ بر داغ و کین به کین افزود
به جز از کژروی نزاد از وی
به جز از دشمنی دری نگشود
شد به دستِ زمانه دستآویز
بیرقِ دستهای خون آلود
هرکه نقشِ ضمیرِ خویش دراو
دید و تعبیر تازه ای فرمود
آن به توصیفِ وی به منبر رفت
وین به تفسیرِ او حماسه سرود
لیک از آن نغمه های ناهمساز
که روان می فِسرد و می فَرسود
هیچ آزاده ، هیچ طرف، نبست
زان جَرنگاجَرنگِ قیراندود
از زبانِ خرد در این اوصاف
گوش انصاف نکته ای نشنود
درسِ تاریخ ، درسِ تلخی بود
که در او گشت مُدّعی مردود
نه از او ، توده ای تعالی یافت
نه در او ، شد مُصدّقی مَعبود
اینچنین، بیست و هشتمِ مرداد
کرد راهِ نجات را مسدود
به روی صلح درفروبستند
کینه ورزان عصرِ کور و کبود
طی هفتاد سال ازین سودا
غیرِ دشمن نبود کس را سود!
ارتجاعِ سیاه ، فاتح شد
وآنچه را وَهم کِشته بود ، درود!
آرزو های دور شد بر باد
آرمانهای قوم شد نابود!
م. سحر

آخرین نبرد، بهروز فتحعلی















