خلاصه گزارش یورونیوز
دو چهره از خانواده روحالله خمینی در فاصلهای کوتاه، مواضعی کاملا متفاوت درباره جنگ، مذاکره و صلح با آمریکا مطرح کردهاند؛ مواضعی که میتواند بازتابی از شکاف گستردهتر درون حکومت بر سر چگونگی خروج از بحران کنونی باشد.
حسن خمینی روز یکشنبه اول شهریور، در دیدار اعضای دولت در آرامگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی، بر ضرورت همراهی نیروهای سیاسی در هر دو وضعیت جنگ و مذاکره تأکید کرد. او گفت: «اگر قرار بر جنگ است، همه با همیم و اگر قرار است صلح و مذاکره کنیم، باز با هم هستیم.»
او همچنین با اشاره به صلح حدیبیه گفت گاهی دستاوردهای یک «مصالحه درست» از صدها جنگ بیشتر است. حسن خمینی میکوشد میان «تسلیم» و «مصالحه» فاصله بگذارد و مذاکره را نه خیانت، بلکه یکی از ابزارهای تأمین منافع جمهوری اسلامی معرفی کند.
این موضع با سخنان اخیر برادر کوچکترش، علی خمینی، تفاوتی آشکار دارد. علی خمینی در مراسم بزرگداشت علی خامنهای در قم گفته بود اختلاف ایران و آمریکا به مرحله «پدرکشتگی» رسیده و مذاکره با هدف صلح با واشنگتن را «خیانت» خوانده بود.
اظهارات علی خمینی با استقبال رسانهها و جریانهای تندرو روبهرو شد. اهمیت سخنان او تنها به محتوای آن محدود نیست؛ او نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی است و مواضعش میتواند برای جریانهای خواهان ادامه تقابل با آمریکا، کارکردی نمادین و مشروعیتبخش داشته باشد.
محمد خاتمی چند روز بعد، بدون نام بردن از علی خمینی، به این اظهارات واکنش نشان داد و پرسید: «مگر پدرکشتگی حسن بن علی و حضرت سجاد از پدرکشتگی ما شدیدتر نبود؟» او همچنین گفت مخالفان توافق با آمریکا، حتی اگر نیت خوبی داشته باشند، در عمل همان مسیری را میروند که اسرائیل خواهان آن است.
تفاوت میان دو برادر را میتوان دو برداشت متفاوت از «مقاومت» دانست. در روایت علی خمینی، مقاومت با ادامه تقابل، انتقام و رد صلح با آمریکا تعریف میشود؛ اما در روایت حسن خمینی، مقاومت میتواند هم جنگ و هم مذاکره را در بر گیرد و معیار اصلی، همراهی نیروهای داخلی با تصمیم نهایی حکومت است.
این اختلاف در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا کرده که جمهوری اسلامی با فشارهای نظامی و اقتصادی، تحریمها، آینده تنگه هرمز و چگونگی پایان دادن به بحران بدون پذیرش ظاهری شکست روبهرو است. با این حال، هنوز مشخص نیست تصمیم نهایی درباره ادامه جنگ یا بازگشت به مذاکره را چه کسی و با چه میزان اقتدار سیاسی اتخاذ خواهد کرد.
غیبت مجتبی خامنهای از انظار عمومی و مبهم بودن مواضع او نیز به این وضعیت دامن زده است. برخلاف علی خامنهای که با سخنرانیهای مکرر خطمشی حکومت را تعیین میکرد، پیامهای کتبی رهبر جدید تاکنون چنین کارکردی نداشتهاند. اشاره مبهم او به داشتن «نظری دیگر» درباره مذاکره و تفاهمنامه نیز نتوانسته به بحثهای داخلی پایان دهد.
در نبود موضعی روشن و فصلالخطاب از سوی رهبری، میدان برای چهرههایی مانند حسن و علی خمینی بازتر شده است. اگر مذاکرات تهران و واشنگتن از سر گرفته شود، چالش حکومت فقط دستیابی به توافق نخواهد بود؛ بلکه باید آن توافق را نیز برای بخشهایی از ساختار سیاسی و روحانیت که صلح با آمریکا را «خیانت» میدانند، قابل پذیرش کند.

















