Sunday, Aug 23, 2026

صفحه نخست » آیا حاکمیت آماده چرخش بزرگ اقتصادی است؟

charkhesh.jpgعطا محامد - ایران وایر

تصمیم‌سازان تهران و واشنگتن در حال بازتعریف مؤلفه‌های نبرد هستند؛ تغییری که میدان اصلی تقابل را از صحنه نظامی به سنجش تاب‌آوری اقتصادی منتقل کرده است. حاکمیت ایران میان تلاش برای امتیازگیری بیشتر و فشار فزاینده معیشتی گرفتار شده و دولت آمریکا نیز از آغاز یک «عملیات اقتصادی خردکننده» سخن می‌گوید و به کشورها، بانک‌ها و شرکت‌ها درباره ایجاد هرگونه خط نجات مالی برای تهران هشدار داده است.

سخنان اخیر رؤسای مجلس و دولت مبنی بر اینکه با جامعه‌ای آسیب‌دیده از فشار اقتصادی نمی‌توان در یک تقابل طولانی دوام آورد، نشان می‌دهد بخشی از حاکمیت تغییر مسیر را لازمه حفظ تاب‌آوری اجتماعی می‌داند. در مقابل، مخالفان داخلی، سخن گفتن از صلح زیر فشار آمریکا را «خطای محاسباتی» می‌خوانند و همچنان بر قدرت نظامی، کنترل بازار انرژی و تشدید بازدارندگی تأکید دارند. پرسش این است که آیا اذعان به بحران اقتصادی به تغییر سیاست منجر می‌شود یا تنها تاکتیکی برای مدیریت فشار است؟

فشار واقعیت برای صلح؟

روز ۳۰ مرداد، چند مقام جمهوری اسلامی هم‌زمان از وخامت اقتصادی پس از جنگ و ضرورت تغییر رویکرد سخن گفتند. مسعود پزشکیان تأکید کرد که «جنگ باید در یک مقطع به پایان برسد» و گفت بهتر است ایران «امروز که در قدرت و عزت است» به جنگ پایان دهد. او با استناد به نهج‌البلاغه و انتقاد از کسانی که «خارج از گود نشسته‌اند» و فشار تورم را لمس نمی‌کنند، خواستار تمرکز دولت بر مشکلات معیشتی و سلامت مردم شد.

محمدباقر قالیباف نیز پیوند مستقیمی میان بقای نظام سیاسی و معیشت عمومی برقرار کرد: «هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم، اگر مردم گرسنه باشند و رشد اقتصادی و تولید ملی نداشته باشیم، دوام نمی‌آوریم.» با این حال، او برای آنکه متهم به عقب‌نشینی نشود، تأکید کرد دیپلماسی زمانی پیش می‌رود که کشور برای جنگ آماده باشد.

در همان روز، لطف‌الله دژکام، امام جمعه شیراز، حمایت از دولت قانونی را حتی از سوی کسانی که به آن رأی نداده‌اند ضروری دانست. این موضع میان همه امامان جمعه مشترک نبود، اما بسیاری از آنان بر هم‌صدایی دولت و مردم در برابر مشکلات اقتصادی تأکید کردند.

مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

نشانه‌های فشار مالی در بخش نظامی نیز آشکار شده است. مجید ابن‌الرضا، سرپرست وزارت دفاع، در جلسه با کمیسیون بودجه مجلس از الزامات مالی و زیرساختی نیروهای مسلح سخن گفت. پیش‌تر نیز پزشکیان گفته بود دولت ۲۰ میلیون بشکه نفت در اختیار نیروی هوافضای سپاه قرار داده تا هزینه‌های خود را تأمین کند؛ دولت بعداً اعلام کرد در صورت لزوم، این میزان می‌تواند به ۱۰۰ میلیون بشکه برسد.

این اظهارات در کنار سخنان رئیس بانک مرکزی درباره توقف صادرات نفت و مسدود بودن ذخایر ارزی، ابعاد بحران را آشکارتر می‌کند. پزشکیان نیز گفته بود با توقف فروش نفت، طولانی شدن مسیر واردات، آسیب دیدن کارخانه‌ها و کاهش درآمدهای مالیاتی، دولت نه‌تنها امکان دریافت مالیات ندارد، بلکه باید برای ادامه فعالیت واحدهای تولیدی به آنها کمک مالی کند.

این گفته‌ها نشان می‌دهد شرایط اداره کشور به مرحله هشدار رسیده است؛ هرچند صدای طرفداران تغییر مسیر همچنان لرزان است و جریان‌های حامی ادامه جنگ، از نفوذ و امکان بسیج خیابانی بیشتری برخوردارند.

هشدار درباره انفجار اجتماعی

در جمهوری اسلامی کم نیستند کسانی که خواهان پایان جنگ و وضعیت «نه جنگ و نه صلح» هستند، اما صدای بلندی ندارند. آنان نسبت به نابودی زیرساخت‌ها، انزوای ژئوپلیتیک و فروپاشی تاب‌آوری داخلی هشدار می‌دهند. احمد زیدآبادی معتقد است ادامه درگیری می‌تواند منطقه را به «زمین سوخته» تبدیل کند و برنده نهایی آن اسرائیل باشد.

حسین راغفر می‌گوید جامعه کنونی به دلیل خصوصی‌سازی، فقر و نابرابری انباشته، تفاوتی اساسی با دوران جنگ هشت‌ساله دارد و شوک‌هایی مانند افزایش قیمت بنزین می‌تواند به «انفجار و ناامنی شدید اجتماعی» منجر شود. فرشاد مؤمنی نیز با اشاره به دو برابر شدن جمعیت فقیر از سال ۱۳۹۷، هشدار می‌دهد تداوم این وضعیت مشروعیت سیاسی و دینی نظام را از میان خواهد برد.

مدافعان این دیدگاه می‌گویند ادامه جنگ دیگر دستاورد راهبردی تازه‌ای ندارد. چهره‌هایی مانند محمدجواد ظریف معتقدند جمهوری اسلامی با نمایش توان بازدارندگی و تسلط بر تنگه هرمز به سقف دستاوردهای خود رسیده و ادامه مسیر تنها خسارت بیشتری به همراه خواهد داشت. رضا فضلعلی نیز چین و روسیه را برندگان واقعی جنگ فرسایشی می‌داند؛ کشورهایی که بدون پرداخت هزینه، از تحولات بازار انرژی سود می‌برند.

این جریان که بیشتر در میان اصلاح‌طلبان دیده می‌شود، پایان جنگ و بازگشت به دیپلماسی را تنها راه خروج از بن‌بست می‌داند. به باور آنان، بدون عادی‌سازی روابط خارجی و دستیابی به ثبات سیاسی، شکل‌گیری اقتصادی قابل پیش‌بینی ممکن نیست.

صبر کنیم؛ پیروزی نزدیک است!

در برابر این نگاه، جبهه‌ای نیرومند در حاکمیت سخن گفتن از صلح یا حتی برجسته کردن مشکلات اقتصادی را نشانه «تسلیم» می‌داند. این جریان معتقد است جنگ به ایران تحمیل شده، دشمن فرسوده است و نتیجه مقاومت نزدیک خواهد بود. از نظر آنان، توافق شتاب‌زده می‌تواند دستاوردهای نظامی و اهرم‌های فشار جمهوری اسلامی را از بین ببرد.

محمود نبویان، نماینده مجلس، مذاکره برای رفع محاصره را رد می‌کند و می‌گوید در جهانی که «قانون جنگل» بر آن حاکم است، محاصره تنها با زور شکسته می‌شود. او صلح موردنظر منتقدان را مترادف تسلیم می‌داند و خواستار جلوگیری کامل از عبور نفت از خلیج فارس است.

حمیدرضا حاجی‌بابایی، نایب‌رئیس مجلس، نیز می‌گوید فشار در تنگه هرمز باید ادامه یابد و ایران باید با مسیرهای جایگزینی که کشورهای منطقه ایجاد می‌کنند مقابله کند. به گفته او، «وقتی قیمت نفت بالا می‌رود، یعنی ما برنده‌ایم و وقتی پایین می‌آید، یعنی آمریکا موفق شده است.» هدف این راهبرد آن است که کشورهای حاشیه خلیج فارس برای پایان جنگ تحت فشار قرار گیرند و شرایط تهران را به واشنگتن منتقل کنند.

مخالفان صلح همچنین به کاهش ذخایر راهبردی نفت آمریکا استناد می‌کنند و گذر زمان را به سود ایران می‌دانند. محمدجواد محقق‌نیا و مهدی ازرقی معتقدند بسته ماندن تنگه هرمز تولید جهانی را مختل کرده و ایران در یک «پنجره طلایی دوماهه» برای شکست دادن ترامپ در انتخابات قرار دارد.

این جریان علاوه بر تنگه هرمز و باب‌المندب، برنامه هسته‌ای را نیز اهرم فشار می‌داند. قاسم روانبخش، نماینده قم، گفته است مجلس طرح خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را به‌عنوان ابزار نهایی فشار در دست بررسی دارد.

به نظر می‌رسد حاکمیت هنوز به جمع‌بندی نهایی نرسیده است. پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا بحران معیشتی و فشار بین‌المللی جمهوری اسلامی را به تغییری بنیادین و عملی وادار خواهد کرد، یا سخنان تازه درباره صلح و اقتصاد تنها مانوری تاکتیکی در ادامه یک تقابل فرسایشی است؟



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy