Thursday, Aug 27, 2026

صفحه نخست » نفت ۲۰۰ دلاری که نیامد

kp.jpgوعده رهبران جمهوری اسلامی چه شد؟

یدالله کریمی‌پور

امروز نگاهی انداختم به پیش‌بینی‌های شماری از چهره‌های شناخته‌شده مخالف مذاکره و تفاهم و موافق تشدید جنگ به بهانه انتقام از آمریکا و اسرائیل. در بسیاری از این پیش‌بینی‌ها گفته می‌شد با بسته ماندن تنگه هرمز و ادامه کشمکش با آمریکا، بهای نفت می‌تواند به محدوده ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار برسد.

اما امروز، پنجم شهریور، نفت در محدوده ۸۶ تا ۸۸ دلار معامله می‌شود. فاصله میان این پیش‌بینی‌ها و آنچه در بازار اتفاق افتاده، یک نکته مهم را نشان می‌دهد: این برآوردها بیش از اندازه خطی بودند و برخی متغیرهای مهم اقتصادی و استراتژیک را نادیده گرفتند.

نخست اینکه بازار نفت تنها تابع حجم نفت عبوری از تنگه هرمز نیست. ذخایر استراتژیک، ظرفیت تولید دیگر کشورها، کاهش مصرف، مسیرهای جایگزین و مهم‌تر از همه انتظارات معامله‌گران نیز بر قیمت اثر می‌گذارند.

دوم اینکه برخلاف تصور بخشی از جنگسالاران شرق‌نگر جمهوری اسلامی، چین نیز حاضر نیست منافع اقتصادی خود را قربانی راهبرد تهران کند. کاهش واردات و استفاده از ذخایر می‌تواند بخشی از شوک عرضه را جذب کند. پکن ممکن است شریک مهم تهران باشد، اما بازار انرژی را بر اساس منافع چین مدیریت می‌کند، نه نیازهای جمهوری اسلامی.

سوم، بازار بر اساس این فرض عمل نکرد که انسداد هرمز دائمی خواهد بود. وقتی معامله‌گران احتمال می‌دهند جنگ سرانجام پایان یابد یا مسیر کشتیرانی دوباره باز شود، حاضر نیستند نفت را بر مبنای سناریوی دائمیِ بحران قیمت‌گذاری کنند. به همین دلیل، جهش اولیه قیمت نتوانست نفت را به محدوده‌هایی که برخی پیش‌بینی می‌کردند برساند.

اما خطای مهم‌تر، یکی گرفتن «اهرم فشار» با «قدرت تحمیل نتیجه» بود.

بستن تنگه هرمز بی‌تردید می‌تواند اهرمی بسیار قدرتمند باشد و هزینه‌های سنگینی به اقتصاد جهانی تحمیل کند. اما هرچه انسداد طولانی‌تر شود، کشورهای دیگر نیز انگیزه بیشتری برای کاهش وابستگی پیدا می‌کنند: استفاده از خطوط لوله، تغییر مسیر تجارت انرژی، برداشت از ذخایر، افزایش تولید، کاهش مصرف و در بلندمدت تغییر در ساختار تأمین انرژی.

اینجاست که مسئله از قیمت روزانه نفت فراتر می‌رود. اگر تهران تصور کرده باشد که جهان به دلیل وابستگی به هرمز ناچار است در برابر خواسته‌های جمهوری اسلامی عقب‌نشینی کند، تجربه این بحران دست‌کم نشان می‌دهد که میان توان ایجاد درد و توان وادار کردن طرف مقابل به تسلیم فاصله زیادی وجود دارد.

این شاید مهم‌ترین درس ژئواستراتژیک ماجرا باشد: جمهوری اسلامی توانست در یکی از حساس‌ترین شریان‌های انرژی جهان اختلال ایجاد کند و هزینه‌هایی بر اقتصاد جهانی تحمیل کند؛ اما نتوانست این اختلال را به‌طور مکانیکی به نفت ۲۰۰ دلاری و از آن مهم‌تر، به نتیجه سیاسی مورد نظر خود تبدیل کند.

اهرم فشار، قدرت نامحدود نیست.

و این بار، حتی رویای نفت ۲۰۰ دلاری نیز به کمک جنگسالاران شرق‌نگر نیامد.

یادداشت تحریریه: این مقاله با حفظ دیدگاه و محتوای اصلی نویسنده، برای اختصار، روان‌تر شدن متن و خوانش آسان‌تر توسط تحریریه خبرنامه گویا ویرایش شده است.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy