روشنک آسترکی | ایکس | اینستاگرام |
کیهان لندن - در هفته جاری عملیات «روز دی اقتصادی» (Economic D-Day) ایالات متحده با هدف تشدید فشار حداکثری تحریمها و انزوای اقتصادی جمهوری اسلامی آغاز شد؛ کارزاری که میتواند به عنوان قطعه تکمیلی پازل ایالات متحده برای فروپاشی حکومت ایران عمل کند.
پیشلرزههای این کارزار با صعود قیمت دلار به مرز ۲۰۶ هزار تومان نمایان شد و تلاشهای پیگیر بانک مرکزی نتوانست قیمت دلار را به زیر ۲۰۰ هزار تومان کاهش دهد. اگرچه دلار حکم دماسنج اقتصاد ایران را دارد و ثبت رکوردهای بیسابقهی گرانی گویای هزینههای عملیات اقتصادی آمریکا علیه حکومت است، اما ابعاد دیگری از هزینههای این کارزار با کاهش صادرات نفت ایران به چین و افزایش قیمتها در بازارهای مختلف از جمله بازار اتومبیل در کمتر از یک هفته چشمگیر است.
فشارهای جدید اقتصادی سه نقطه کلیدی را هدف قرار میدهد:
«کاهش صادرات ایران به ویژه نفت و پرهزینهتر شدن عملیات فروش به دلیل پرداخت حق دلالی و تخفیفات بیشتر برای نفت تحریمی کشور»؛
«سختتر شدن بازگشت ارز»؛
و «افزایش هزینه واردات کالاهای واسطهای و اساسی».
پیامدهای این سه محور از جمله عبارتند از: افزایش نرخ ارز، افزایش نرخ تورم و تسریع گرانی، تشدید رکود، افزایش نرخ بیکاری و سقوط بیش از پیش قدرت خرید خانوارها.
برخی ناظران این شیوه فشار اقتصادی را با تحریمهای سالهای گذشته مقایسه کرده و معتقدند جمهوری اسلامی روشهای حیات در شرایط تحریمهای کنونی را نیز خواهد یافت. این دور از تحریمها اما در زمان و شرایط کاملا متفاوتی رخ میدهد. جمهوری اسلامی امروز با جنگ و آسیبهای روانی و اقتصادی ناشی از آن روبروست؛ ساختار حکومت با حذف بخش گستردهای از مقامات رده اول و دوم و حتی سوم، به شدت مشتت و متزلزل است؛ شریانهای اقتصاد کشور دستکم نزدیک به دو دهه است که از تحریمها متأثر شده و نزدیک به نیم قرن است که ساختار اقتصادی ایران هزینههای نجومی و گاه جبرانناپذیرِ ناکارآمدی و تباهکاری حکومت را پرداخت کرده و به شدت تضعیف شده است.
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی آنچه را در چنته داشته، برای ساختن شبکهها و سازوکارهای دور زدن تحریمهای پیشین به کار گرفته و اکنون با موجی از فشار مضاعف روبروست که بعید است بتواند شبکههای جدیدی برای دور زدن تحریمها ایجاد کند.
جنگ و تشدید فشارهای اقتصادی ایالات متحده به گسترش دامنه بحرانهای ناشی از سیاستها و علمکرد جمهوری اسلامی سرعت بخشیده و اقتصاد ایران را در شکنندهترین وضعیت خود در تاریخ معاصر قرار داده است.
در آنسو، تکانههای شدید اقتصاد در ماههای گذشته نشان داده آنچه سالها تحت عنوان دروغین و غیرحرفهای «اقتصاد مقاومتی» مطرح میشد، لافی بیش نبوده و اساسا هیچ «مقاومت»ی در هیچ «اقتصاد»ی وجود ندارد و قوانین این عرصه از فعالیتهای جوامع بشری، سرانجام خود را به حکومتها تحمیل میکند. به بیان دیگر، جمهوری اسلامی نیز، آنهم در شرایط جنگی، همراه با کاهش منابع مالی، فشار بر تجارت خارجی و فرسایش توان معیشتی مردم، نمیتواند به «تابآوری» و «مقاومت» امید ببندد!
اصلیترین تهدید فشار اقتصادی اخیر آمریکا علیه رژیم نیز در نقطهای پدیدار میشود که پیامدهای فشارهای «روز D» از شاخصهای اقتصادی، به سرنوشت و زندگی روزانه مردم روانه شود؛ مردمی که بیشتر آنها با سرریز کردن فقر و فلاکت در زندگی روبرو هستند و توانی برای کشیدن بار بیشتر مشکلات اقتصادی ندارند. انباشت خشم و نارضایتی مردم در چنین شرایطی بطور مستقیم حکومتی را نشانه خواهد گرفت که حدود نیم قرن است زیر سایه ایدئولوژی ضدملی و ضدتوسعه به دنبال تنشزایی و جنگافروزی است و مجرم ردیف اول مسیر قهقرایی و اضمحلال ایران در همه عرصههاست.
به این ترتیب، عملیات اقتصادی «روز D» برای جمهوری اسلامی هزینه و پیامدهایی بالاتر از تحریم و اقتصاد در پی خواهد داشت و به همین دلیل نیز بخشی از حکومت را بر سر دوراهی «یا تسلیم یا فروپاشی» قرار داده است؛ دوراهیای که به نظرمیرسد در پیش گرفتن هر یک از آنها، در هر حال، شکست محتوم و تاریخی جمهوری اسلامی را رقم خواهد زد.

















