Monday, Aug 31, 2026

صفحه نخست » رضا پهلوی شش ماه پس از جنگ؛ قوی‌تر یا ضعیف‌تر از قبل؟

rp.jpgشش ماه پس از آغاز جنگ، رضا پهلوی از نظر وزن رسانه‌ای و جایگاه در میان مخالفان جمهوری اسلامی قوی‌تر از قبل به نظر می‌رسد؛ اما هنوز نتوانسته این نفوذ اجتماعی را به یک ائتلاف سیاسی منسجم و توان سازمانی موثر در داخل ایران تبدیل کند

یورونیوز - رضا پهلوی در فاصله بین اعتراض‌های دی‌ماه که با سرکوب گسترده معترضان همراه بود و آغاز جنگ ۴۰ روزه در کانون توجه‌ها قرار داشت. او نقش غیرقابل انکاری در اعتراض‌ روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ایفا کرده بود و به هوادارانش وعده می‌داد که حتی شاید نوروز را با آنها در ایران جشن بگیرد.

او همچنین اعلام کرد که در نظر دارد رهبری دوره گذار پس از سقوط احتمالی حکومت در ایران را برعهده بگیرد. اکنون نزدیک به شش ماه پس از حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، این پرسش مطرح می‌شود که جایگاه رضا پهلوی با رویارویی ناتمام ایران و آمریکا و عدم سرنگونی سریع حکومت جمهوری اسلامی چه تغییری کرده است؟

به طور کلی‌تر رضا پهلوی کجای معادلات تعیین‌کننده آینده ایران ایستاده است؟

شش ماه پس از آغاز جنگ، و در شرایطی که جنگ نه به فروپاشی جمهوری اسلامی انجامیده و نه به یک نظم سیاسی تازه در ایران منجر شده است، موقعیت رضا پهلوی را نمی‌توان با یک برچسب ساده «تقویت‌شده» یا «تضعیف‌شده» توصیف کرد.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

تصویر دقیق‌تر این است که موقعیت رضا پهلوی از برخی جهات مانند وزن رسانه‌ای و تبدیل‌ به شناخته‌شده‌ترین چهره مخالف جمهوری اسلامی تقویت شده است. اما عدم موفقیت او در تشکیل یک ائتلاف منسجم سیاسی از مخالفان حکومت ایران و فقدان یک شبکه سیاسی سازمان‌یافته در داخل باعث شده است تا جایگاه او آنگونه که هوادارانش مایل بودند ارتقاء پیدا نکند.

رویارویی ایران و آمریکا طی شش ماه گذشته باعث شد تا جمهوری اسلامی از بسیاری جنبه‌ها مانند حذف رهبر بانفوذ و نابودی گسترده زیرساخت‌ها و صنایع نظامی تضعیف شود. با این حال حکومت ایران با استفاده از اهرم فشار تنگه هرمز توانست هم در برابر آمریکا شش ماه تاب بیاورد و هم محور تلاش‌های واشنگتن را از برنامه هسته‌ای و موشکی به سوی تلاش برای بازگشایی این آبراه حیاتی سوق دهد.

تضعیف نسبی جمهوری اسلامی در عین حال با سخت‌تر شدن هسته مرکزی آن و قدرت گرفتن بیش از پیش سپاه پاسداران همراه شد.

جنگ ادامه‌دار، بحران تنگه هرمز و تضعیف حکومت ایران باعث شد تا فضای مانور و فعالیت برای رضا پهلوی حفظ شود، هرچند او و هوادارانش به وضوح سرنگونی سریع حکومت ایران را به شرایط فرسایشی کنونی ترجیح می‌دادند.

جنگ، چهره رضا پهلوی را بین‌المللی‌تر کرد

رضا پهلوی پیش از آغاز جنگ یکی از شناخته‌شده‌ترین مخالفان جمهوری اسلامی بود اما بخش بزرگی از فعالیت سیاسی او در حوزه دیاسپورای ایرانی، رسانه‌های خارج از کشور و ارتباط با سیاستمداران غربی متمرکز بود. اعتراضات گسترده دی‌ماه ۱۴۰۴ و سپس جنگ، این وضعیت را تغییر داد. او توانست خود را نه صرفا به عنوان وارث خاندان پهلوی، بلکه به عنوان یکی از گزینه‌های مطرح برای دوران گذار پس از جمهوری اسلامی معرفی کند.

اینکه صدهاهزار و بنا به برخی روایت‌ها میلیون‌ها نفر در شهرهای مختلف کشور در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی نام او را فریاد زدند و شعارهایی در حمایت از او و میراث خاندان پهلوی سر دادند یک نقطه عطف بود.

برای نخستین بار در چند دهه گذشته نام «پهلوی» همزمان با یک بحران واقعی قدرت در ایران در سه سطح یعنی در داخل ایران، فضای رسانه‌ای خارج و محافل سیاست خارجی مطرح شد.

با این حال جایگاه بین‌المللی رضا پهلوی از بسیاری جهات متزلزل به نظر می‌رسد. او به جز وولودیمیر زلنسکی و بنیامین نتانیاهو با هیچ کدام از رهبران سرشناس جهان دیدار نکرده است. دولت دونالد ترامپ هم در جریان جنگ ۴۰ روزه و ماه‌های پس از آن نشان داد که چندان به فکر تقویت موقعیت رضا پهلوی نیست.

بسیاری از مطالبی که دونالد ترامپ در طول جنگ علیه حکومت ایران منتشر می‌کرد بیشتر برای رضا پهلوی و هوادارانش هزینه‌ساز بود و توجیه حمایت‌شان از مداخله خارجی را در برابر انتقادها دشوار می‌کرد.

از میزان محبوبیت رضا پهلوی در میان ایرانیان چه می‌دانیم؟

بررسی میزان محبوبیت رضا پهلوی در میان ایرانیان به دلیل دشواری انجام نظرسنجی مستقل و معتبر در داخل ایران و هراس احتمالی پاسخگویان از بیان عقیده واقعی کار آسانی نیست.

نظرسنجی موسسه گمان از معدود داده‌های در دسترس است که البته با توجه به شرایط حاکم بر ایران باید با احتیاط با نتایج آن برخورد کرد.

نتیجه بررسی این موسسه که حدود یک ماه پیش منتشر شد نشان می‌دهد که حدود ۴۵ درصد پاسخ‌دهندگان گفته‌اند که پیش از اعتراضات و جنگ نگاه مثبتی به رضا پهلوی داشته‌اند و این نگاه مثبت همچنان ادامه داشته است. در مقابل، حدود ۲۸ درصد در تمام این دوره نگاه منفی به او داشته‌اند. «گمان» نتیجه می‌گیرد که در مجموع، میزان نگاه مثبت به رضا پهلوی حدود چهار درصد کاهش یافته است.

تنها هفت درصد از پاسخگویان گفته‌اند که نظرشان نسبت به رضا پهلوی مثبت بوده و حالا منفی شده است. سه درصد نیز گفته‌اند که برعکس ابتدا نظری منفی به او داشتند و حالا نظرشان مثبت شده است.

عدم تغییر چشمگیر در میزان محبوبیت رضا پهلوی طی شش ماه گذشته را به دو شکل می‌توان تعبیر کرد. از یک سو جنگ و بحران کنونی به افزایش چشمگیر محبوبیت او منجر نشده است. اما از سوی دیگر افت محدود محبوبیت او می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که رضا پهلوی از یک پایگاه مستحکم و وفادار در افکار عمومی برخوردار است.

به عبارت دیگر با اینکه پروژه مورد حمایت رضا پهلوی که براساس آن قرار بود حکومت ایران پس از حذف رهبر و شماری از فرماندهان با حضور مردم معترض در خیابان سرنگون شود، به سرانجام نرسید اما این امر ظاهرا تاثیر چشمگیری بر میزان محبوبیت او نگذاشته است.

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که رضا پهلوی محبوبیت خود را که با تکیه بر آن رویدادهای ۱۸ و ۱۹ دی را رقم زد از دست نداده است. با این حال داده‌ای نیز در دسترس نیست که نشان دهد او توانسته است از شرایط کنونی و تضعیف حکومت ایران برای افزایش محبوبیت خود استفاده کند.

فاصله بین «نفوذ اجتماعی» و «توان سازمانی»؛ چالش اصلی پیش‌روی رضا پهلوی

رضا پهلوی اکنون شناخته‌شده‌ترین چهره اپوزیسیون در بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی است، اما این امر با برخورداری از یک ساختار سیاسی کارآمد در داخل ایران تفاوت دارد. رویترز در گزارش تحقیقی یک ماه پیش خود تاکید کرده بود که ادعاهای مربوط به وجود یک شبکه گسترده از هواداران او در داخل ایران به طور مستقل قابل راستی‌آزمایی نیست. همین گزارش نتیجه گرفت که او با وجود افزایش شدید حضور رسانه‌ای‌اش در جریان جنگ، در ایجاد وحدت میان گروه‌های مختلف مخالف حکومت ایران با مشکلات جدی مواجه بوده است.

به این ترتیب به نظر می‌رسد بزرگ‌ترین چالش پیش‌روی رضا پهلوی فاصله موجود بین «نفوذ اجتماعی» او و «توان سازمانی» وی و هوادارانش برای بهره‌برداری از این «نفوذ اجتماعی» است.

رضا پهلوی برای رسیدن به هدف بزرگ خود که سرنگونی حکومت ایران است به شبکه‌سازی، ارتباط‌هایی در داخل، تشکیلات سازمانی، منابع مالی و اعتماد گروه‌های مختلف اجتماعی نیاز دارد تا بتواند زمینه‌ساز شکاف در قدرت حاکم بر ایران شود.

از دیگر چالش‌های پیش‌روی رضا پهلوی می‌توان به پیوند نامش با آمریکا و اسرائیل به عنوان دو کشور آغازگر جنگ ۴۰ روزه اشاره کرد. هرچند برای بخشی از مخالفان حکومت ایران از جمله هواداران رضا پهلوی تکیه بر قدرت خارجی علیه قدرت سرکوبگر داخلی قبحی ندارد اما بخش‌هایی از مخالفان حکومت و جامعه مدنی این وضعیت را قابل هضم نمی‌دانند.

چرا ممکن است آزمون واقعی برای رضا پهلوی در پیش باشد؟

در شرایطی که حکومت جمهوری اسلامی تضعیف شده اما هسته سخت قدرت یعنی نهادهای امنیتی و نظامی توانسته است خود را حفظ کند و همزمان به نظر می‌رسد دونالد ترامپ قصد دارد هم جنگ «نظامی» و هم جنگ «اقتصادی» را به طور موازی پیش ببرد ممکن است آزمون واقعی برای رضا پهلوی هنوز پیش‌رو باشد.

او ممکن است بار دیگر با توجه به «نفوذ اجتماعی» غیرقابل انکار در میان بخشی از جامعه ایران با آغاز موج جدیدی از اعتراض‌های داخلی در بزنگاهی مشابه ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ قرار گیرد.

در صورت تکرار چنین موقعیتی باید دید که رضا پهلوی برخلاف ماه‌های گذشته آیا توانایی ایجاد ائتلافی از گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی، برقراری ارتباط با نیروهای داخل ایران و حتی بخش‌هایی از ساختار اداری، امنیتی و نظامی ایران را که قطعه‌ای کلیدی از پازل فروپاشی حکومت محسوب می‌شود، دارد یا خیر.

در نهایت می‌توان نتیجه گرفت که رضا پهلوی جایگاه و موقعیتی قوی‌تر از قبل و غیرقابل انکار در میان نیروهای مخالف حکومت ایران پیدا کرده است. امری که باعث می‌شود مسئولیت بیشتری نیز متوجه او و هوادارانش برای ایجاد یک ائتلاف از گروه‌های مخالف حکومت ایران باشد.

از سوی دیگر همزمان با تقویت جایگاه رسانه‌ای، بین‌المللی و نمادین رضا پهلوی، چالش‌های پیش‌روی او نیز جدی‌تر از قبل شده‌اند. در شرایط فعلی برخورداری از «توان سازمانی»، ارائه برنامه‌ای برای جذب دیگر گروه‌های مخالف و مدیریت پاسخگویی به انتقاد بخش‌هایی از جامعه که هوادار او نیستند بیش از پیش اهمیت پیدا کرده است.

*این مطلب خلاصه‌ای از گزارش اصلی یورونیوز است و برای انتشار در خبرنامه گویا کوتاه شده است



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy