Saturday, Sep 12, 2026

صفحه نخست » بار دیگر کلاب‌هاوس فارسی و مبارزان متوهم، بهرام مشتاق

clubhouse.jpgتوضیح ضروری: نگارنده ضمن نفی هر نوع حاکمیت ایدئولوژیک، دیکتاتوری و حکومت فردی و مادام‌العمر، معتقد به استقرار نظام سکولار و مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر است. ذکر نام شاهزاده پهلوی صرفاً از منظر هویت فردی و جایگاه خانوادگی است که قابل انکار نخواهد بود.

هم‌زمان با اوج رشد چشمگیر رسانه‌های مجازی، پلتفرم «Clubhouse» با امکانات پیشرفته در تبادل آنلاین نظرات و نمایندگان نحله‌های مختلف سیاسی و فکری، از همان آغاز تأثیرات قابل اعتنایی در فضای رسانه‌ای بر جای گذاشت. انتظار منطقی می‌رفت که زبان فارسی نیز با قابلیت‌های جذاب کلاب‌هاوس، فعالان سیاسی، خبرنگاران و روزنامه‌نگاران برجسته و صاحب‌نام را گرد هم آورد.

اما با پیدا شدن سر و کله فردی کانادانشین که با نام و تصویر فیک و حضور فعال، مستمر و طولانی‌مدت در اکثر دورهمی‌های سیاسی، سنگ بنای فحاشی‌های مستهجن، پورن کلامی، هتک حرمت مقدسات و توهین‌های بی‌پروا و چندش‌آور به قومیت‌ها و جنسیت‌زدگی را گذاشت، اصل بنیادین حاکمیت ادب و اخلاق در فضای محاوره‌ای یکجا به سخره گرفته شد.

رفتار غیرمعمول و اصرار بیمارگونه این پیرمرد فحاش بر تداوم این بدعت شوم، آن‌چنان بر آلودگی کلامی فضای کلاب‌هاوس فارسی تأثیر مخربی بر جای گذاشت که کنشگران معتبر و محترم سیاسی، یکی پس از دیگری، عطای این رسانه را به لقایش بخشیدند تا میراث مشکوک این عنصر بیمار نصیب مشتی بیکار و فحاش با توهم مبارزه سیاسی (!) و معدودی دنبال‌کننده ساده‌لوح شود.

ظهور ناگهانی و افول سؤال‌برانگیزی که امروز به چنین «لمپنیسم» و ادبیات «چاله‌میدانی» منجر شده، بدون شک فراتر از سر باز کردن عقده‌های فروخورده و پنهانی یک بیمار و مطرود اجتماعی است. هدف ظهور این پدیده غریب و به‌شدت مشکوک و آنچه این روزها بر جای مانده، نتیجه بدیهی اهداف بزرگ‌تر و اصطلاحاً در پروژه دستگاه‌های امنیتی پنهان است.

اهداف پیدا و پنهان هر چه بود، شوربختانه امروز به رسانه‌ای رسیدیم که در غیاب فعالان معتبر و محترم و با افراط‌گری ذاتی ما ایرانیان، شاهد سقوط اخلاقی و «بی‌تربیتی» مطلق در فضای سیاسی کلاب‌هاوس هستیم.

باقی‌مانده‌ها اغلب آن دسته از مهاجران اقصی نقاط جهان هستند که بدون سواد و تحصیلات قابل اعتنا و فقدان پشتوانه معتبر مادی، فقط و فقط از آن دیار کهن ـ بی‌هدف ـ گریخته‌اند.

یکی که درباره پیشینه‌اش ادعاهایی از دزدی، زندان و جرائم مرتبط با مواد مخدر مطرح شده، همراه همسر و مادرش و با نام پرطمطراق «شورای...» و توهمی شگفت‌آور، قبای ریاست‌جمهوری را برازنده خود می‌داند.

یا آن دیگری که تا چند سال پیش در یک خانه اجاره‌ای در جنوبی‌ترین مناطق حاشیه تهران زندگی می‌کرد و در پی سلسله اتفاقاتی مبهم سر از آمریکا درمی‌آورد، با وقاحتی بهت‌آور و محیرالعقول، به‌ناگاه مدعی تحصیلات دانشگاهی و کرسی استادی می‌شود و به بهانه اداره تشکیلاتی با نام دهان‌پرکن «کنگره...» ـ به ادعای نویسنده ـ به سرکیسه کردن ساده‌لوحان و گشت‌وگذار مشغول است. باز هم با اعتمادبه‌نفسی عجیب‌وغریب از خصلت‌های بشری، از معاشرت خصوصی با رئیس‌جمهور آمریکا و نخست‌وزیر اسرائیل داستان‌ها می‌سراید.

یا نمونه دیگر که با شغل خدماتی در یکی از فرودگاه‌های انگلیس به رجزخوانی و هل‌من‌مبارزطلبی مشغول است و در عین حال که به‌عنوان سمپات طالبان افغانستان، خود را خریدار دختران و پسران نوجوان ایرانی معرفی می‌کند، با ادعای دانای کل هیچ‌کس را شایسته هم‌کلامی با خود نمی‌داند.

طنز تلخ ماجرا عدم رعایت بدیهی‌ترین مقررات جمعی است. یکی در حال بچه‌داری، یکی در کار پخت‌وپز یا دیگری در حمام و حتی مانند همین جناب سمپات طالبان، در حال قضای حاجت نیز فرصت را از دست نمی‌دهند.

توصیفاتی که به‌عنوان مشتی نمونه خروار از نخبگان (!) و صاحب‌نظران (!) بخش اعظم فضای سیاسی کلاب‌هاوس فارسی مطرح شد، به‌خوبی نشان‌دهنده سطح فرهنگی، فکری و سیاسی چند صد نفر از فعالانی است که با ادعای «مبارزه برای رهایی ایران» و حمایت از مردم و خون جوانان، گوش فلک را کر کرده‌اند.

متوهماتی از خودنظریه‌پردازپندار و خودکارشناس‌پندار تا خودروزنامه‌نگارپندار ـ که چه اصراری هم بر اطلاق واژه «ژورنالیست» دارند ـ نه‌تنها نشانی از مبارزه، سیاست و حتی انسان‌دوستی در رفتارشان نیست، بلکه با فحاشی‌های چندش‌آور و مهوع به یکدیگر و نیروهای معتبر و مقبول سیاسی و اتهام‌زنی‌های دروغین خانوادگی و ناموسی و حتی هتک حرمت اموات، نه نامی از وطن در میان است و نه نشانی از رهایی میهن.

شوربختانه، با این یکسره کوبیدن بر طبل آبرو و حیثیت و شرف و هتک حرمت حریم خانوادگی یکدیگر، چه آبی بر آسیاب اشغالگران خاک آن وطن طوفان‌زده که نمی‌ریزند؟ اگر تصور کنیم آنچه این روزها در کلاب‌هاوس فارسی می‌گذرد نوعی پروپاگاندای نظام اسلامی است، به خطا رفته‌ایم؟

خطر کجاست؟

اگرچه این روزها دایره فعالان سیاسی در کلاب‌هاوس از چند صد نفر تجاوز نمی‌کند، تأثیرات همین جمعیت محدود در روند مبارزه واقعی قابل اعتناست.

مهم‌ترین فصل مشترک این دسته از فعالان متوهم کلاب‌هاوسی، تعریف یک جایگاه خیالی برای خود در نقش «الیت سیاسی» است که از یک‌سو استقبال رسانه‌های جریان اصلی را انتظار دارند و از سوی دیگر، شأن پست و مقام و مشاوره برای خود قائل‌اند. با عدم تحقق این انتظارات نابجا، دم خروس «حسادت» بیرون می‌زند و به منتخبین معتبر و رسانه‌ها چه اتهام‌زنی‌ها و دروغ‌پردازی‌ها که نمی‌کنند.

پیامد نادیده گرفتن حقایق مسلم و تکیه بر توهمات دنیای مجازی این است که این دسته از فعالان، محدوده مخاطبان خود را نه چند صد نفر، بلکه میلیون‌ها هموطنی تصور می‌کنند که در واقعیتی ملموس، هیچ شناخت روشنی از کلاب‌هاوس و فعالانش ندارند.

فلان پیرمردی که در لس‌آنجلس نشسته و بخش اعظم درفشانی سیاسی او را فحاشی‌های مستهجن و ناموسی تشکیل می‌دهد، در توهمات ساده‌لوحانه‌ای بیست میلیون نفر را در داخل کشور دنباله‌رو خود می‌داند. با همین اعتبار خیالی است که به شاهزاده پهلوی زشت‌ترین نسبت‌ها را روا می‌دارد. در خوش‌بینانه‌ترین نگاه، اگر دچار «توهم» نیست، پس چیست؟

یا دیگری در آلمان یا آن یکی در اسپانیا از جامعه «LGBT» ـ ضمن ادای احترام به جامعه رنگین‌کمانی ـ هر چند ماه یک‌بار تغییر موضع می‌دهند و هدف فحاشی‌های خود را جابه‌جا می‌کنند تا موجب اختلاف‌افکنی در اپوزیسیون شوند. این رفتار چه نشانی از مبارزه در خود دارد؟

یا فلان مدعی استادی دانشگاه‌های آمریکا ـ علی‌رغم ناتوانی در زبان انگلیسی ـ و رویای مشاور مخصوص رئیس‌جمهور آمریکا و تخیل دستیاری نظامی نخست‌وزیر اسرائیل، در رویاپردازی‌های متوهمانه خود خواب ردای پادشاهی بر دوش و تاج سلطنت بر سر می‌بیند. او فی‌نفسه همچون کبریت بی‌خطر است؛ اما آنگاه که مدعی سی میلیون طرفدار و ارسال سلاح و پارتیزان به داخل کشور می‌شود، بدون شک برگ برنده واکنش خشن و سرکوبگرانه را در اختیار حاکمیت قرار می‌دهد.

فعالان این روزهای کلاب‌هاوس به‌خوبی به این واقعیت آگاه‌اند که مبارزه سیاسی همچون حرکت بر لبه تیز تیغ، حساسیت خاص خود را دارد. کوچک‌ترین لغزش در این مسیر نه‌تنها منشأ اثر نیست، بلکه ضربات جبران‌ناپذیر و مخربی بر جای خواهد گذاشت.

اصرار بر ادامه روند این روزهای فضای کلاب‌هاوس، جز مستهلک شدن توان نیروهای واقعی اپوزیسیون و ریختن آب به آسیاب نظام اسلامی نیست.

بهرام مشتاق



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy