Saturday, Sep 12, 2026

صفحه نخست » وجدان‌های بیدار، بهروز ورزنده

Behrouz_Varzandeh.jpg

در روزگاری که نان از نیرنگ می‌روید
و تملّق، تاج زرّین جاهلان است،

شما پاسداران شرم و شرف!
و بیداران شب‌های سیاه!

مشعل حقیقت را
فروزان نگاه داشتید.

آنگاه که فریب حاکم بود،
شما خاموش نماندید؛

ایستادید
روبه‌روی ریا و کرنش،
روبه‌روی طوفان هراس؛
بی‌پرچم بودید و بی‌پاداش،
اما استوار،
با قامتی برافراشته از حقیقت.

نه زر شما را فریفت،
نه تازیانه قدرت
قامتتان را خم کرد،
و نه زهر تهمت
زبانتان را به سکوت واداشت.

شما
از تبار شمع‌اید؛

آنان که می‌سوزند
تا شب راه خویش را گم نکند؛
آنان که خواب را وانهادند
تا رؤیای انسان
زنده بماند.

می‌سوزید
تا شب بداند
زمین میراث ابدی موریانه‌ها نیست؛

می‌سوزید
تا برف بداند
بهار
سرانجام راه خویش را خواهد یافت.

ای وجدان‌های بیدار!

شما تپش پنهان تاریخید،
نفَس گرم ایستادگی
در سینه زمان؛
نفسی که هنوز، در اعماق خاک،
برای عدالت نفس می‌کشد.

پس بایستید
روبه‌روی دروغ؛

بایستید،
حتی اگر همه جهان
دروغ را جشن بگیرد.

چرا که اگر شما خاموش شوید،
دروغ، جامه قانون خواهد پوشید،
و خورشید نیز
از شرم، بر زمین دیگر طلوع نخواهد کرد.

پس بایستید!

که تاریخ
همیشه
به نام فاتحان نوشته نمی‌شود؛

چرا که هنوز
در نگاه شما،
نور،
اصالت خویش را بازمی‌یابد.

و تا یک وجدان بیدار است،
دروغ هرگز
آخرین کلام زمین
نخواهد بود.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy