Monday, Sep 14, 2026

صفحه نخست » آیا با ایموجی خنده به دموکراسی می‌رسیم!؟ س.روزبه

roozbeh.jpgنقد کنید، دلیل بیاورید، توهین نکنید؛ دموکراسی را باید آموخت و زندگی کرد

«آیا اعتراض و تغییر عقیده به معنای حق توهین، تمسخر و کشاندن جامعه به حاشیه است؟

و چرا باید تغییر موضع یک چهره مشهور، عقیده و داوری کسانی را هم که او را دنبال می‌کنند تغییر دهد؟

مادرم سال‌ها پیش جمله‌ای به من گفت که هنوز در ذهنم مانده است: «اگر با کسی مشکل و اختلافی داری، جلوی جمع نگو. در خلوت، روبه‌رو و آشکار با خودش بگو.»

سال‌ها بعد دیدم سعدی همین تجربه ساده را با زبان دیگری گفته است: «سخن میان دو دشمن چنان گوی که گر دوست گردند شرم‌زده نشوی.» و بعد چه زیبا هشدار می‌دهد:

«میان دو کس جنگ چون آتش است
سخن‌چین بدبخت هیزم‌کش است»

و ادامه می‌دهد که ممکن است آن دو دوباره با هم دوست شوند و هیزم‌کش میانشان خجل بماند.

هفتصد سال گذشته، اما گویا آتش همان آتش است؛ فقط هیزم‌کش‌ها بیشتر شده‌اند. امروز یک استوری، یک کنایه یا یک جمله می‌تواند در چند ساعت به هزاران تلفن همراه برسد. هرکس چیزی بر آن می‌افزاید، یکی تمسخر می‌کند، دیگری پاسخ می‌دهد، سومی گذشته افراد را بیرون می‌کشد و ناگهان اختلافی که شاید می‌شد با چند جمله روشن شود، به حاشیه چندروزه جامعه تبدیل می‌شود.

منظورم این نیست که کسی نقد نکند یا اختلافش را پنهان کند. برعکس؛ اگر نقدی دارید، بنویسید. اگر اعتراضی دارید، روشن مطرح کنید. اگر ادعایی دارید، دلیل بیاورید. اگر سندی دارید، منتشر کنید و مسئولیت سخن خود را نیز بپذیرید. نقد سیاسی باید آنقدر روشن باشد که بتوان از آن دفاع کرد.

اما توهین، نقد نیست. تمسخر، استدلال نیست. کنایه‌های پی‌درپی نیز پاسخ یک پرسش سیاسی محسوب نمی‌شود.

هیچ جامعه‌ای با تمسخر و ایموجی به دموکراسی نرسیده است.

یک فوتبالیست، هنرپیشه، نویسنده، پزشک یا سیاستمدار حق دارد نظر سیاسی داشته باشد. حق دارد امروز از کسی حمایت کند و فردا نکند. حتی حق دارد بگوید دیروز اشتباه کرده‌ام. این حق را اگر برای خودمان می‌خواهیم، نمی‌توانیم از دیگری بگیریم.او آزاد است در انتخاب خود .

اما شهرت، مسئولیت را کمتر نمی‌کند؛ بیشتر می‌کند.

وقتی هزاران یا میلیون‌ها نفر سخن یک چهره مشهور را دنبال می‌کنند، هر جمله او می‌تواند موج بسازد. او همچنان یک شهروند است، اما بلندگوی بزرگ‌تری در اختیار دارد. بنابراین همان اندازه که حق سخن گفتن دارد، باید بداند چگونه سخن می‌گوید و سخنش چه چیزی را در جامعه به حرکت درمی‌آورد.

هرچه بلندگوی کسی بزرگ‌تر باشد، مسئولیتش در انتخاب کلمات نیز باید بزرگ‌تر شود؛ نه اینکه شهرت او را از قاعده نقد بدون توهین معاف کند.

نظامی گنجوی قرن‌ها پیش چه دقیق گفته است:

«کم گوی و گزیده گوی چون دُر
تا ز اندک تو جهان شود پُر»

از سوی دیگر، مسئولیت فقط بر دوش چهره مشهور نیست. ما نیز باید از خودمان بپرسیم چرا عقیده سیاسی‌مان باید با رفت‌وآمد افراد تغییر کند؟

وزیر، وکیل باشد یا فوتبالیست، هنرپیشه باشد یا نویسنده، در یک جامعه دموکراتیک هرکدام یک شهروند و صاحب یک رای‌اند. شهرت، چند میلیون رای اضافی تولید نمی‌کند.

اگر دیروز چون یک فوتبالیست از فرد یا جریانی حمایت می‌کرد، ما نیز حمایت کردیم و امروز چون موضع او تغییر کرده عقیده ما هم تغییر می‌کند، مسئله فقط رفتار آن فوتبالیست نیست. شاید لازم باشد درباره استقلال فکری خودمان نیز پرسش کنیم و به خودمان شک کنیم که ما فقط بدون منطق و ایمان به اندیشه مان دنباله رو تندرو یا متوسط هستیم .

من پیشتر در مقاله «هر روز یک چهره، هر روز یک حاشیه؛ چه کسی وقت را می‌دزدد؟» در گویا نیوز درباره همین خطر نوشته بودم. آنجا پرسیدم چرا یک جمله از یک بازیگر، مجری، خواننده یا فعال سیاسی باید چند روز ذهن هزاران ایرانی را اشغال کند و چرا نام یک چهره گاهی بیشتر از نام جاویدنامان، زندانیان سیاسی و برنامه دوران گذار بازنشر می‌شود. نتیجه آن نوشته ساده بود: افراد می‌آیند، حمایت می‌کنند، مخالفت می‌کنند یا کنار می‌روند، اما هدف نباید با رفت‌وآمد آنان تغییر کند.

امروز باید یک قدم جلوتر رفت: حاشیه فقط وقت ما را نمی‌گیرد؛ اگر مراقب نباشیم، زبان، رفتار و قدرت تشخیص و فکر و ذهن ما را هم تغییر می‌دهد.

گاهی رفتارهای سیاسی در شبکه‌های اجتماعی مرا به خاطره‌ای از دوران مدرسه می‌اندازد. بچه‌ای از دیگری کتک می‌خورد و چون نمی‌توانست یا نمی‌خواست با همان کسی که از او ناراحت بود روبه‌رو شود، هنگام برگشت شیشه خانه همسایه را می‌شکست و به ماشین مردم خط می کشید .

خشمش واقعی بود، اما نشانی را اشتباه گرفته بود.

در سیاست نیز ممکن است اعتراض واقعی باشد، رنجش واقعی باشد و حتی نقد کاملا موجه باشد؛ اما وقتی آن اعتراض به حمله به افراد دیگر، کنایه، تمسخر و تولید حاشیه‌های تازه تبدیل می‌شود، باید پرسید: مسئله اصلی چه بود و حالا کجاست؟

اگر هدفی داریم، باید مراقب باشیم خشم و حاشیه خود هدف را نبلعد.

در فرهنگ عامیانه نیز می‌گوییم «جواب ابلهان خاموشی است». من اینجا نمی‌خواهم کسی را ابله بنامم. معنای مهم‌تر این ضرب‌المثل برای من این است که هر سخنی الزام به پاسخ ایجاد نمی‌کند. گاهی پاسخ ندادن ضعف نیست؛ تشخیص اولویت است. انسانی که هدف دارد، مجبور نیست به هر سنگی که در مسیرش انداخته می‌شود بایستد و پاسخ دهد.

یک نمونه خارجی نیز قابل تامل است. سوزان ساراندون، بازیگر سرشناس آمریکایی، در سال ۲۰۲۳ در یک تجمع طرفدار فلسطینیان جمله‌ای درباره یهودیان آمریکا گفت که با انتقاد گسترده روبه‌رو شد و آژانس هنری UTA همکاری‌اش را با او پایان داد. او بعدتر صریحا پذیرفت که نحوه بیانش «اشتباه بزرگی» بوده و بابت آن عذرخواهی کرد؛ اما موضع سیاسی اصلی خود درباره حمایت از فلسطینیان را کنار نگذاشت. در سپتامبر ۲۰۲۶ نیز گفته است که همچنان به دلیل همین مواضع برخی فرصت‌های کاری را از دست می‌دهد.

این رفتار یک نکته ساده را نشان می‌دهد: انسان می‌تواند بر عقیده خود بایستد و در عین حال بپذیرد که در شیوه بیان یا رفتار اشتباه کرده است.

پذیرفتن اشتباه، شکست نیست.

همان‌گونه که تغییر عقیده خیانت نیست.

دموکراسی نیز فقط صندوق رای و انتخابات نیست. دموکراسی را باید پیش از رسیدن به صندوق زندگی کرد؛ در نوع سخن گفتن، در تحمل نظر مخالف، در پذیرفتن حق تغییر عقیده، در استقلال فکری و حتی در توانایی گفتن این جمله ساده: «در این مورد اشتباه کردم.»

اگر نقدی داریم، نقد کنیم. اگر اعتراضی داریم، بنویسیم. اگر سندی داریم، منتشر کنیم. اگر مخالفیم، دلیل بیاوریم.طعنه و ایموجی و مسخره کردن دیگران شجاعت نیست حماقت و سطح تفکر و تعقل را نشان دادن است . بخصوص اگر چهره مشهوری باشد .

اما هیزم‌کش آتش اختلاف نشویم و چند دستگی ایجاد نکنیم .

زیرا ممکن است فردا کسانی که امروز با یکدیگر اختلاف دارند دوباره کنار هم بنشینند، اما آنچه از سخنان ما در حافظه جامعه و شبکه‌های اجتماعی باقی مانده، دیگر به آسانی پاک نخواهد شد.

اگر دموکراسی را از امروز، در زبان، رفتار، استقلال فکری و تحمل مخالف زندگی نکنیم، فردای دموکراتیک ایران چه خواهد شد.

س.روزبه


Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy