آیا شوروی برای کودتا در ایران آماده میشد؟ رازهای یک مأمور کاگب
رادیو فردا - بهتازگی کتاب «ردوود: داستان ناگفته شگفتانگیزترین جاسوس جنگ سرد» نوشته بن مکینتایر، نویسنده و روزنامهنگار بریتانیایی، منتشر شده که سرنوشت یک مأمور کاگب در ایران را روایت میکند؛ مأموری که اطلاعات او، بنا بر روایت کتاب، بعدها در سرکوب گسترده حزب توده نقش داشت.
این کتاب چه نوری بر مناسبات پیچیده ایران، اتحاد جماهیر شوروی و غرب در سالهای پرآشوب پس از انقلاب میافکند؟
داستان کتاب چیست؟
«ردوود» داستان ولادیمیر کوزیچکین، مأمور کاگب در تهران را روایت میکند که در سال ۱۹۸۱ به سفارت بریتانیا مراجعه کرد و پیشنهاد همکاری با امآی۶، سرویس اطلاعاتی بریتانیا، را داد.
به روایت مکینتایر، انگیزه او فقط سیاسی نبود. کوزیچکین از حکومت شوروی سرخورده شده بود و در عین حال با مشکلات جدی در زندگی شخصی و زناشویی خود دستوپنجه نرم میکرد. او اصرار داشت در غرب تحت درمان قرار گیرد و «عمل ختنه» انجام دهد.
بر اساس کتاب، کوزیچکین طی هشت ماه اطلاعات مهمی درباره شبکههای اطلاعاتی شوروی و ارتباطات حزب توده در اختیار بریتانیا گذاشت. بخشی از این اطلاعات بعداً توسط آمریکا و بریتانیا به جمهوری اسلامی منتقل شد و، بنا بر روایت کتاب، در بازداشت و سرکوب گسترده اعضای حزب توده نقش داشت.
کوزیچکین بعدها با نام جعلی «الکساندر لارکین» در بریتانیا زندگی کرد، اما در سالهای پایانی عمر گرفتار اعتیاد به الکل و مشکلات روانی شد و در سال ۲۰۰۹ درگذشت.
عنوان «ردوود» برگرفته از اسم مستعاری است که امآی۶ برای او انتخاب کرده بود؛ نامی که مکینتایر آن را با نوعی بازی زبانی درباره کمونیسم و مشکلات شخصی کوزیچکین مرتبط میداند.
نویسنده کتاب کیست؟
بن مکینتایر نویسنده چندین کتاب پرفروش درباره جنگ، جاسوسی و پروندههای محرمانه است که برخی از آنها برای سینما و تلویزیون اقتباس شدهاند.
ویژگی آثار او تبدیل موضوعات پیچیده تاریخی و اطلاعاتی به روایتهایی داستانی و پرکشش برای مخاطب عام است؛ ترکیبی از پژوهش تاریخی، اسناد آرشیوی و تریلرنویسی.
مکینتایر میگوید ماجرای «ردوود» سالها بهعنوان یک مطالعه موردی در آموزش افسران امآی۶ مطرح بوده و او بیش از یک دهه پیش از وجود این پرونده مطلع شده است.
به گفته او، دلیل اینکه این داستان تا مدتها کمتر مورد توجه قرار گرفت این بود که هیچیک از طرفهای اصلی انگیزه زیادی برای علنیشدن آن نداشتند: ایران علاقهای به برجستهشدن نقش غرب در ضربهزدن به حزب توده نداشت، شوروی نمیخواست شکست اطلاعاتی کاگب برجسته شود و سرویسهای اطلاعاتی غرب نیز ترجیح میدادند بسیاری از جزئیات همکاریهای آن دوره محرمانه بماند.
اما تورج اتابکی، پژوهشگر ارشد پژوهشکده بینالمللی تاریخ اجتماعی در آمستردام، در گفتوگو با رادیو فردا میگوید داستان کوزیچکین برای مخاطب فارسیزبان کاملاً تازه نیست.
او یادآوری میکند که علاوه بر خاطرات خود کوزیچکین، در خاطرات لئونید شبارشین، رئیس پایگاه کاگب در تهران، و همچنین در خاطرات و گفتوگوهای رهبران حزب توده از جمله نورالدین کیانوری و محمدعلی عمویی، به این ماجرا پرداخته شده است.
اتابکی تأکید میکند ارزش تاریخی کتاب مکینتایر باید بر اساس شواهد تازهای سنجیده شود که به دانستههای پیشین اضافه میکند: «تنوع اسناد، خاطرات و مصاحبهها بهخودیخود صحت روایت را تضمین نمیکند. آنچه اهمیت دارد، امکان دسترسی به منابع، سنجش منشأ و انگیزه راویان و تطبیق شواهد است.»
رقابت مسکو و واشینگتن بر سر ایران
داستان «ردوود» در یکی از آشفتهترین دورههای تاریخ معاصر ایران رخ میدهد. سقوط شاه، نزدیکترین متحد آمریکا در منطقه، بحران گروگانگیری سفارت آمریکا و حمله شوروی به افغانستان، رقابت دو قدرت بزرگ بر سر آینده ایران را تشدید کرده بود.
در داخل کشور نیز اسلامگرایان، ملیگرایان و گروههای مارکسیستی برای تثبیت جایگاه خود با یکدیگر رقابت میکردند.
مکینتایر میگوید پاسخ به این پرسش که چرا ایران تا این اندازه برای مسکو و واشینگتن اهمیت داشت، در یک کلمه خلاصه میشود: نفت.
به عقیده او، ذخایر عظیم نفت و موقعیت راهبردی ایران، بهویژه نزدیکی آن به تنگه هرمز، از آغاز قرن بیستم این کشور را به صحنه رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل کرده بود؛ رقابتی که از دوره «بازی بزرگ» روسیه و بریتانیا آغاز شد و در جنگ سرد میان مسکو و واشینگتن ادامه یافت.
اتابکی اما یادآوری میکند که پژوهشگران هنوز با محدودیت جدی اسناد روبهرو هستند. تمام اسناد مربوط به پناهندگی کوزیچکین و اطلاعاتی که به غرب داده، منتشر نشده و دسترسی به پروندههای اطلاعاتی شوروی درباره ایران نیز بسیار محدود است.
به گفته او، در بخشی از تحلیلهای غربی، فعالیت شوروی در ایران تلاشی برای کشاندن این کشور به حوزه نفوذ مسکو تلقی میشد. در مقابل، برخی روایتهای شوروی نشان میدهند که مسکو بیش از آنکه بهدنبال ایجاد فوری یک حکومت کمونیستی باشد، میخواست مانع بازگشت ایران به اردوگاه غرب شود.
آیا شوروی در پی اشغال ایران بود؟
یکی از جنجالیترین ادعاهای «ردوود» این است که کوزیچکین از طرحی برای کودتای مسلحانه توسط کمونیستهای ایرانی و سپس مداخله شوروی، مشابه افغانستان، اطلاع داشت؛ سناریویی که به ادعای کتاب میتوانست حتی موازنه جنگ سرد را تغییر دهد.
اما آیا شوروی واقعاً چنین برنامهای داشت؟
اتابکی میگوید باید میان فعالیت اطلاعاتی شوروی، تشکیلات مخفی حزب توده و وجود یک برنامه مشخص برای تصرف قدرت تفاوت گذاشت.
حزب توده سابقه طولانی در ایجاد شبکههای مخفی و نظامی داشت. پس از کودتای ۲۸ مرداد، سازمان نظامی حزب کشف شد و شماری از اعضای آن اعدام شدند. پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز در کنار تشکیلات علنی حزب، شبکهای از نظامیان وابسته یا هوادار آن فعال بود.
به گفته اتابکی، وجود چنین شبکهای این پرسش را مطرح میکند که حزب توده چه نقشی برای نیروهای نظامی خود در آینده سیاسی ایران در نظر داشت و آیا تجربه افغانستان برای بخشی از رهبری حزب جذاب بود یا نه.
با این حال، او تأکید میکند: «وجود شبکه نظامی بهتنهایی اثباتکننده برنامه کودتا نیست. همچنین، آگاهی شوروی از این شبکه را نباید با تأیید یا هدایت طرحی برای کودتا یکسان گرفت؛ برای چنین نتیجهای به اسناد مشخص نیاز داریم.»
وقتی دشمنِ دشمن، دوست میشود
مکینتایر در «ردوود» استدلال میکند اطلاعاتی که غرب از طریق کوزیچکین به دست آورد و در اختیار جمهوری اسلامی گذاشت، به حکومت تازهتأسیس ایران کمک کرد تا یکی از مهمترین نیروهای سیاسی رقیب خود، یعنی حزب توده، را سرکوب کند.
از نگاه او، غرب در کوتاهمدت به یکی از اهداف خود در جنگ سرد رسید، اما پیامد ناخواسته این همکاری، تقویت جمهوری اسلامی بود.
مکینتایر این ماجرا را با تجربه افغانستان مقایسه میکند؛ جایی که غرب برای مقابله با شوروی از مجاهدین اسلامگرا حمایت کرد، اما در سالهای بعد با پیامدهایی چون ظهور طالبان، القاعده و جنگهای تازه روبهرو شد.
از این منظر، «ردوود» فقط یک داستان جاسوسی نیست؛ بلکه روایتی از تصمیمهایی است که در رقابت قدرتهای بزرگ گرفته میشوند و گاه نتایجی کاملاً متفاوت از آنچه طراحانشان انتظار داشتهاند به بار میآورند.
مکینتایر میگوید درک ایران برای جهان اهمیت حیاتی دارد و دقیقاً به همین دلیل، داستان «ردوود» فراتر از سرنوشت یک جاسوس، بخشی از تاریخ رقابت قدرتهای بزرگ بر سر ایران است.

















