Sunday, Oct 11, 2026

صفحه نخست » پارادوکس سیاسی در آلمان؛ حمایت حزب سارا واگن‌کنشت از AfD و ابهام درباره آرای CDU، محمد زمانی

zamani.jpgانتخاب رئیس پارلمان زاکسن-آنهالت و معمای چهار رأی اضافی

انتخاب توبیاس راوش از حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) به ریاست پارلمان ایالتی زاکسن-آنهالت در ۶ اکتبر ۲۰۲۶، بحث گسترده‌ای درباره مرزهای سیاسی احزاب آلمان و امکان همکاری میان جریان‌هایی با گرایش‌های متفاوت ایجاد کرد. راوش در یک رأی‌گیری محرمانه ۴۸ رأی موافق، ۲۹ رأی مخالف و پنج رأی ممتنع به دست آورد.

در این پارلمان، AfD دارای ۳۹ کرسی و حزب اتحاد سارا واگن‌کنشت (BSW) دارای پنج کرسی است؛ بنابراین، مجموع کرسی‌های این دو حزب ۴۴ کرسی می‌شود و راوش چهار رأی بیشتر از مجموع کرسی‌های آن‌ها دریافت کرد. این نتیجه پرسش مهمی را مطرح می‌کند: چهار رأی اضافی از کجا آمده است؟

حمایت حزب سارا واگن‌کنشت از نامزد AfD

نکته مهم این ماجرا آن است که حزب BSW پیش از رأی‌گیری اعلام کرده بود از نامزدی راوش حمایت خواهد کرد. بنابراین، حمایت این حزب از نامزد AfD موضوعی اعلام‌شده بود، نه صرفاً یک گمانه‌زنی رسانه‌ای.

تصمیم حزب سارا واگن‌کنشت توجه بسیاری را جلب کرد؛ زیرا BSW با پیشینه و هویت چپ‌گرایانه شناخته می‌شود، درحالی‌که AfD در جناح راست سیاست آلمان قرار دارد.

این تصمیم پرسش مهمی را درباره جهت‌گیری سیاسی BSW مطرح می‌کند: چگونه حزبی که از سنت چپ سیاسی برخاسته است، در یک رأی‌گیری مهم پارلمانی از نامزد حزبی در جناح راست حمایت می‌کند؟ برای پاسخ به این پرسش، باید به مواضع مشترک این دو جریان در برخی موضوعات، به‌ویژه سیاست روسیه، جنگ اوکراین، تحریم‌ها و مهاجرت، توجه کرد.

روسیه و اوکراین؛ نقطه هم‌پوشانی مواضع BSW و AfD

حزب سارا واگن‌کنشت از منتقدان ارسال تسلیحات به اوکراین بوده و با ادامه تحریم‌های روسیه مخالفت کرده است. این حزب همچنین بر ضرورت بازگشت به روابط اقتصادی با مسکو تأکید داشته است. بخش‌هایی از AfD نیز در موضوعاتی مانند مخالفت با کمک‌های نظامی به اوکراین، انتقاد از تحریم‌های روسیه و ضرورت تغییر سیاست آلمان در قبال مسکو، مواضعی نزدیک به BSW دارند.

این هم‌پوشانی‌ها اهمیت سیاسی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد که اختلاف‌های سنتی میان چپ و راست همیشه مانع همکاری در موضوعات مشخص نمی‌شوند. دو حزب ممکن است درباره اقتصاد، مسائل اجتماعی یا هویت سیاسی اختلاف داشته باشند، اما در سیاست خارجی یا مهاجرت به مواضعی نزدیک برسند و در یک رأی‌گیری پارلمانی از یک گزینه مشترک حمایت کنند.

بااین‌حال، شباهت مواضع درباره روسیه به‌تنهایی اثبات‌کننده رابطه سازمانی یا مالی با کرملین نیست. آنچه در این رویداد قابل بررسی است، هم‌پوشانی دیدگاه‌های دو حزب و تأثیر آن بر تصمیم‌های سیاسی است.

آیا نمایندگان CDU نیز به نامزد AfD رأی داده‌اند؟

در کنار حمایت اعلام‌شده BSW، آرای اضافی توبیاس راوش به یکی از موضوعات بحث‌برانگیز سیاست آلمان تبدیل شده است. راوش ۴۸ رأی دریافت کرد، درحالی‌که مجموع کرسی‌های AfD و BSW فقط ۴۴ کرسی بود. این اختلاف نشان می‌دهد که او چهار رأی بیشتر از مجموع کرسی‌های این دو حزب به دست آورده است و آرایی از خارج از این دو فراکسیون نیز به سود او به صندوق ریخته شده است.

در این میان، احتمال رأی دادن نمایندگانی از حزب دموکرات‌مسیحی آلمان (CDU) به راوش مطرح شده است. رهبری فراکسیون CDU از اعضای خود خواسته بود در رأی‌گیری از نامزد AfD حمایت نکنند و رأی ممتنع بدهند. بااین‌حال، تنها پنج نماینده ممتنع شدند. همین موضوع موجب شد برخی سیاستمداران و رسانه‌ها احتمال دهند که شماری از نمایندگان CDU برخلاف توصیه فراکسیون عمل کرده و به نامزد AfD رأی داده‌اند.

این احتمال به یکی از محورهای اصلی مناقشه سیاسی تبدیل شده است. با وجود این، چون رأی‌گیری محرمانه بود، هویت دقیق رأی‌دهندگان مشخص نیست. بنابراین، می‌توان از رأی‌های خارج از فراکسیون‌های AfD و BSW سخن گفت و احتمال رأی دادن برخی نمایندگان CDU را مطرح کرد، اما نمی‌توان نام افراد مشخصی را بدون اطلاعات قطعی به این آرا نسبت داد.

فریدریش مرتس درباره نتیجه‌گیری شتاب‌زده هشدار داده و احتمال داده است که برخی افراد عمداً در پی ایجاد این تصور باشند که نمایندگان CDU به نامزد AfD رأی داده‌اند. در مقابل، شماری از سیاستمداران احزاب دیگر خواستار شفاف‌سازی درباره رفتار نمایندگان CDU شده‌اند. این اختلاف‌نظرها نشان می‌دهد که نتیجه رأی‌گیری، علاوه بر انتخاب رئیس پارلمان، به مسئله‌ای درباره انسجام داخلی CDU و سیاست این حزب در قبال AfD تبدیل شده است.

همکاری در دولت ایالتی؛ وقتی منافع سیاسی بر اختلاف‌های حزبی غلبه می‌کند

موضوع مهم‌تر این است که همکاری میان BSW و AfD ممکن است به یک رأی‌گیری پارلمانی محدود نماند و بحث درباره مشارکت احتمالی آن‌ها در قدرت اجرایی ایالت را نیز مطرح کند. در نظام پارلمانی آلمان، تشکیل دولت ایالتی به کسب اکثریت و رسیدن احزاب به توافق‌های سیاسی و برنامه‌ای وابسته است. از این رو، اگر دو حزب در موضوعات مشخصی به منافع مشترک برسند، امکان گفت‌وگو درباره همکاری سیاسی آن‌ها نیز قابل طرح خواهد بود.

در سیاست، احزاب همیشه در همه موضوعات هم‌نظر نیستند. گاهی دو جریان سیاسی با وجود اختلاف‌های ایدئولوژیک، در موضوعاتی مانند سیاست خارجی، روسیه، تحریم‌ها، جنگ اوکراین یا مهاجرت دیدگاه‌های نزدیک دارند. همین اشتراک‌ها می‌تواند زمینه توافق بر سر بعضی سیاست‌ها را فراهم کند. اگر چنین همکاری‌ای از حمایت در یک رأی‌گیری فراتر برود و به مشارکت در دولت ایالتی برسد، موضوع دیگر فقط همراهی در پارلمان نخواهد بود، بلکه تقسیم مسئولیت‌های اجرایی و سهیم شدن در قدرت را نیز دربر خواهد داشت.

البته نزدیکی مواضع در چند موضوع به‌تنهایی به معنای توافق قطعی برای تشکیل دولت مشترک نیست. برای ارزیابی چنین احتمالی باید مواضع رسمی احزاب، برنامه‌های انتخاباتی، شروط احتمالی ائتلاف و واکنش رهبران آن‌ها بررسی شود. بااین‌حال، منافع مشترک و توافق بر سر موضوعات مشخص می‌تواند بر بخشی از اختلاف‌های حزبی غلبه کند و زمینه همکاری‌های سیاسی گسترده‌تر را به وجود آورد.

بنابراین، پرسش فقط این نیست که چرا BSW از نامزد AfD حمایت کرده است؛ پرسش مهم‌تر این است که آیا این هم‌پوشانی سیاسی می‌تواند در آینده به همکاری در ساختار قدرت ایالتی نیز منجر شود یا خیر.

پارادوکس بزرگ سیاست آلمان؛ چگونه یک حزب چپ به راست می‌پیوندد؟

تناقض اصلی این ماجرا در آن است که حزب سارا واگن‌کنشت، با پیشینه‌ای در چپ سیاسی، از نامزد حزبی حمایت کرده که در جناح راست آلمان قرار دارد. این تصمیم پرسش‌هایی درباره هویت سیاسی BSW و اولویت‌های آن ایجاد می‌کند: آیا مخالفت با سیاست‌های دولت آلمان در قبال روسیه و اوکراین می‌تواند اختلاف‌های ایدئولوژیک میان چپ و راست را کنار بزند؟ چگونه حزبی که خود را نماینده بخشی از چپ جامعه می‌داند، در یک تصمیم مهم پارلمانی در کنار AfD قرار می‌گیرد؟

پاسخ را باید در مواضع مشخص و اولویت‌های سیاسی این احزاب جست‌وجو کرد. در موضوعاتی مانند تحریم‌های روسیه، ارسال تسلیحات به اوکراین و برخی مسائل مهاجرتی، BSW و بخش‌هایی از AfD مواضعی نزدیک دارند. همین نزدیکی می‌تواند زمینه همکاری در تصمیم‌های مشخص پارلمانی را فراهم کند؛ حتی اگر این دو جریان در موضوعات دیگر اختلاف داشته باشند.

حمایت BSW از راوش صرفاً یک شباهت نظری نبود؛ این حزب پیش از رأی‌گیری اعلام کرده بود که از نامزد AfD حمایت می‌کند و در نتیجه، حمایت خود را در یک تصمیم مهم پارلمانی به مرحله عمل رساند. این تصمیم پرسش‌هایی درباره اولویت‌های حزبی و میزان پایبندی جریان‌های سیاسی به مرزبندی‌های سنتی چپ و راست ایجاد کرده است.

از سوی دیگر، موضوع رأی‌های اضافی نیز به این پارادوکس بُعد دیگری می‌دهد. درحالی‌که حمایت BSW از نامزد AfD علنی بود، چهار رأی بیشتر از مجموع کرسی‌های این دو حزب نشان می‌دهد که حمایت‌های دیگری نیز در این رأی‌گیری وجود داشته است. احتمال رأی دادن نمایندگانی از CDU مطرح شده، اما هویت دقیق آن‌ها مشخص نیست. اگر این احتمال در آینده تأیید شود، بحث درباره مرزهای همکاری با AfD به داخل CDU نیز کشیده خواهد شد.

در مجموع، رویداد زاکسن-آنهالت نمونه‌ای از پیچیدگی سیاست پارلمانی آلمان است؛ جایی که مواضع مشترک در برخی مسائل می‌تواند به همکاری میان احزاب با پیشینه‌های متفاوت منجر شود. این اتفاق نشان می‌دهد که برای شناخت رفتار واقعی احزاب، باید علاوه بر نام و هویت ایدئولوژیک آن‌ها، به مواضع مشخص، تصمیم‌های پارلمانی و همکاری‌های اعلام‌شده‌شان نیز توجه کرد.

محمد زمانی، کنشگر سیاسی، جامعه‌شناس

منابع و مستندات

۱. پارلمان ایالتی زاکسن-آنهالت (Landtag Sachsen-Anhalt)
منبع رسمی برای بررسی تشکیل پارلمان و اطلاعات مربوط به جلسه افتتاحیه.
وب‌سایت رسمی پارلمان ایالتی زاکسن-آنهالت

۲. شبکه خبری Tagesschau
برای پیگیری گزارش‌های خبری درباره انتخاب رئیس پارلمان، حمایت BSW و واکنش‌های سیاسی.
وب‌سایت Tagesschau

۳. شبکه رادیویی Deutschlandfunk
برای بررسی گزارش‌ها و تحلیل‌های مربوط به سیاست آلمان و مناقشه بر سر نتیجه رأی‌گیری.
وب‌سایت Deutschlandfunk

۴. خبرگزاری Reuters
برای مطالعه گزارش‌های مربوط به AfD، انتخابات ایالتی و روند تشکیل دولت در آلمان.
وب‌سایت خبرگزاری Reuters

۵. روزنامه Die Welt
برای بررسی واکنش‌ها و اختلاف‌نظرهای سیاسی درباره رأی‌گیری و احتمال نقش نمایندگان CDU.
وب‌سایت Die Welt



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy