Sunday, Oct 11, 2026

صفحه نخست » همه برابرند؛ اما بعضی برابرترند! سپیده حجامی

Sepideh_Hajjami.jpg۷ اکتبر ۲۰۲۳، روزی که گروه فلسطینی حماس به اسرائیل حمله کرد، حدود ۱۲۰۰ انسان بی‌گناه را کشت و صدها نفر را به گروگان گرفت، روزی که جهان شاهد یکی از هولناک‌ترین جنایت‌ها علیه غیرنظامیان در تاریخ معاصر بود. روزی که انسانیت، فارغ از ملیت، مذهب و گرایش سیاسی قربانیان، باید در برابر جنایتکاران قرار می‌گرفت؛ اما آنچه در گوشه‌وکنار جهان رخ داد، پرسش‌هایی جدی و دردناک دربارهٔ معنای حقوق بشر، مرزهای همدلی و معیارهای دوگانهٔ مدعیان انسانیت به وجود آورد.
چرا دقیقاً ۷ اکتبر؟
در تقویم جهان، روزهای بسیاری برای حمایت از مردم فلسطین وجود دارد. پس چرا عده‌ای از حامیان فلسطین درست در روز ۷ اکتبر و در سالگرد حمله‌ای تجمع می‌کنند که با قتل‌عام غیرنظامیان، کشتار خانواده‌ها، ربودن انسان‌ها و خشونتی هولناک همراه بود؟
چرا در روزی که خانواده‌های قربانیان در سوگ عزیزانشان نشسته‌اند، در خیابان‌های شهرهای جهان پرچم فلسطین برافراشته می‌شود و در برخی تجمع‌ها، از عملیاتی که به این کشتار انجامید با عنوان «طوفان الاقصی» یاد می‌شود؟ چرا در بعضی از این تجمع‌ها، شعارهای ستایش‌آمیز دربارهٔ مقاومت و عاملان حمله شنیده می‌شود؟ و چرا باید شاهد گزارش‌هایی از پخش شیرینی و ابراز شادی در ارتباط با این روز باشیم؟
آیا واقعاً نمی‌شد یک روز دیگر را برای حمایت از مردم فلسطین انتخاب کرد؟
پرچم فلسطین به‌خودی‌خود نماد حماس یا تأیید جنایت ۷ اکتبر نیست. اما وقتی زمان، شعارها، تصاویر و رفتارهای همراه یک تجمع در کنار هم قرار می‌گیرند، نمی‌توان معنای سیاسی آن‌ها را نادیده گرفت. انتخاب آگاهانهٔ سالگرد یک جنایت برای تجلیل از عاملان آن، دیگر صرفاً حمایت از حقوق یک ملت نیست؛ بلکه می‌تواند به عادی‌سازی خشونت و توجیه جنایت منجر شود.
هیچ آرمان سیاسی، هیچ مبارزه‌ای برای آزادی و هیچ ادعایی دربارهٔ حق تعیین سرنوشت، مجوز کشتن غیرنظامیان، گروگان‌گیری یا شادی برای مرگ انسان‌های بی‌گناه نیست.
۷ اکتبر یک جنایت بود. هرکس، در هر نقطه‌ای از جهان، با هر پرچم و هر عنوانی، این جنایت را تأیید یا ستایش کند، یک جنایتکار بالاقوه است و باید در برابر موضع خود پاسخ‌گو باشد. محکوم کردن این رفتار نه مخالفت با مردم فلسطین، بلکه دفاع از اصل جهان‌شمول حقوق بشر است.

مدافعان حقوق بشر کجا ایستاده‌اند؟
پرسش دردناک‌تر این است: فعالان حقوق بشر، سازمان‌های بین‌المللی و چهره‌هایی که سال‌ها با شعار دفاع از انسانیت شناخته شده‌اند، در برابر این رفتارها چه کردند؟
چرا آن حساسیتی که در برابر رنج مردم غزه دیده می‌شود، در برابر شادی برای کشته‌شدن غیرنظامیان اسرائیلی با همان قدرت و صراحت دیده نمی‌شود؟ چرا محکوم کردن کشتار در غزه باید با محکوم کردن کشتار در اسرائیل در تضاد قرار بگیرد؟ مگر ارزش جان انسان‌ها به ملیت، دین یا هویت سیاسی آن‌ها وابسته است؟
حقوق بشر اگر واقعاً جهان‌شمول باشد، نمی‌تواند برای یک قربانی اشک بریزد و برای قربانی دیگر سکوت کند. نمی‌تواند کشتن کودکان فلسطینی را جنایت بداند، اما در برابر کشتن کودکان اسرائیلی به ملاحظات سیاسی پناه ببرد. نمی‌تواند گروگان‌گیری را در یک مورد محکوم کند و در موردی دیگر برای عاملان آن هورا بکشد.
حقوق بشرِ گزینشی، دیگر یک اصل اخلاقی نیست؛ به ابزاری سیاسی تبدیل شده است.
جایزهٔ صلح نوبل؛ پرسشی که نمی‌توان نادیده گرفت
درست دو روز پس از سومین سالگرد ۷ اکتبر، در ۹ اکتبر ۲۰۲۶، جایزهٔ صلح نوبل به ناوانتم «ناوی» پیلای، حقوقدان اهل آفریقای جنوبی، حامی فلسطین و کمیسر عالی پیشین حقوق بشر سازمان ملل متحد، اهدا شد. کمیتهٔ نوبل دلیل این انتخاب را تلاش‌های او برای پیشبرد صلح و حقوق بین‌الملل اعلام کرد.
این هم‌زمانی، در کنار آنچه در برخی تجمع‌های سالگرد ۷ اکتبر رخ داد، پرسش‌های جدی دربارهٔ معیارهای اخلاقی نهادهای بین‌المللی ایجاد می‌کند.
آیا خانم پیلای در برابر گزارش‌های مربوط به ابراز شادی برخی افراد از حملهٔ ۷ اکتبر، موضع‌گیری علنی و مشخصی کرد؟ آیا از حامیان فلسطینی که در سالگرد این حمله به تجلیل از عاملان آن پرداختند، خواست میان دفاع از حقوق فلسطینیان و ستایش قتل‌عام غیرنظامیان تفاوت بگذارند؟
وقتی جایزه‌ای با عنوان صلح و با اعتبار جهانی اعطا می‌شود، حق داریم بپرسیم معیارهای اخلاقی مورد دفاع برگزیدگان آن چیست و آیا این معیارها بدون تبعیض دربارهٔ همهٔ قربانیان اعمال می‌شوند یا نه؟
جهان چه کرد؟
جهان شاهد بود که چگونه پس از حملهٔ ۷ اکتبر، در برخی شهرها افرادی به خیابان آمدند و تصاویری از پخش شیرینی، شعارهای ستایش‌آمیز و ابراز شادی در ارتباط با آن حمله منتشر شد. در سالگردهای بعدی نیز تجمع‌هایی در همان تاریخ برگزار شد؛ تجمع‌هایی که برخی از آن‌ها با ستایش عملیات حماس یا تجلیل از رهبران آن همراه بودند.
آیا محکومیت شادی برای قتل انسان‌های بی‌گناه، به‌اندازهٔ محکومیت سایر اشکال نفرت و خشونت، صریح و فراگیر بود؟
چرا باید برای اثبات غیرانسانی بودن شادی بر مرگ انسان‌ها، ابتدا هویت قربانیان را بررسی کنیم؟ چرا باید توضیح بدهیم که این انسان‌ها اسرائیلی بودند، یهودی بودند یا در یک جشن موسیقی حضور داشتند تا ثابت شود کشتنشان نادرست بوده است؟
آن‌ها انسان بودند. همین کافی است.
هرکس واقعاً به کرامت انسانی باور دارد، باید بتواند هم‌زمان با کشتار غیرنظامیان در غزه مخالفت کند و حملهٔ حماس را نیز بی‌قیدوشرط محکوم کند.
اما وقتی این اصل ساده زیر فشار هویت‌گرایی و صف‌بندی سیاسی فراموش می‌شود، اخلاق قربانی سیاست می‌شود.
همه برابرند؛ اما بعضی برابرترند
آنچه آزاردهنده است، صرفاً رفتار عده‌ای در خیابان نیست؛ مسئله، عادی‌سازی تدریجی رفتاری است که اگر قربانیانش متعلق به گروهی دیگر بودند، احتمالاً با واکنش‌های بسیار متفاوتی روبه‌رو می‌شد.
اگر کسی در سالگرد هولوکاست به ستایش هیتلر و عاملان کشتار یهودیان بپردازد، آیا می‌توان رفتار او را صرفاً نوعی اعتراض سیاسی دانست؟ اگر کسی در سالگرد یک قتل‌عام، تصاویر عاملان آن را بالا ببرد و برای عملیاتشان هورا بکشد، آیا باید به بهانهٔ آزادی بیان از پرسش دربارهٔ معنای اخلاقی رفتارش صرف‌نظر کرد؟
چرا آنچه در یک مورد نفرت‌پراکنی و تجلیل از جنایت تلقی می‌شود، در موردی دیگر با عنوان مقاومت یا مبارزهٔ سیاسی توجیه می‌شود؟
این همان استاندارد دوگانه‌ای است که اعتماد به نهادهای بین‌المللی و مدعیان حقوق بشر را فرسوده می‌کند. معیار اخلاقی باید رفتار باشد، نه هویت عامل و قربانی. جنایت با تغییر پرچم تطهیر نمی‌شود و خون انسان‌ها با تغییر روایت سیاسی ارزش متفاوتی پیدا نمی‌کند.
اگر برای جان انسان‌ها ارزش قائلیم، نباید برای مرگ برخی انسان‌ها جشن بگیریم و برای مرگ برخی دیگر سوگواری کنیم.
۷ اکتبر روزی برای یادآوری یک جنایت هولناک است، نه فرصتی برای تجلیل از آن. هرکس این جنایت را تأیید یا ستایش کند، فارغ از ملیت، مذهب و گرایش سیاسی‌اش، باید در برابر موضع خود پاسخ‌گو باشد. دفاع از حقوق بشر یعنی ایستادن در برابر چنین رفتاری، حتی وقتی عاملانش در صف سیاسی مورد علاقهٔ ما قرار دارند.
و اگر نهادهای بین‌المللی، فعالان حقوق بشر و چهره‌های مورد تجلیل جهان نتوانند این معیار را بی‌تبعیض به کار بگیرند، حق داریم از خود بپرسیم که این همه سخن از انسانیت، صلح و حقوق بشر تا کجا ریشه در اصول دارد و از کجا به مصلحت سیاسی وابسته می‌شود؟
در نهایت، همان پرسش تلخ همچنان باقی است:
آیا همهٔ انسان‌ها واقعاً برابرند، یا در جهان امروز، بعضی‌ها برابرترند؟



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy