فهیمه خضر حیدری: چرا عبارت «چپ هرگز نفهمید» در سالهای اخیر، بهویژه پس از جنبش زن، زندگی، آزادی، پررنگتر شده است؟ واکنشی به تجربهای تلخ است یا ابزاری برای حذف یک جریان سیاسی؟ مرز میان نقد منصفانه چپ و چپستیزی کجاست؟
فرج سرکوهی: در تاریخ ایران، چپها هم در تحولات اجتماعی نقش داشتهاند و هم خطاهای بزرگی کردهاند. حزب توده خطاهای بسیاری داشت، اما همزمان سوسیالدموکراتهایی مانند خلیل ملکی با مصدق همکاری میکردند و مخالف حزب توده بودند. پس از انقلاب نیز بخشی از چپ با جمهوری اسلامی همکاری کرد و سابقهای ننگین بر جای گذاشت، اما گروههای دیگری علیه آن ایستادند و سرکوب و اعدام شدند.
عبارت «چپ هرگز نفهمید» در روزنامه سازندگی مطرح شد و بعد، در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی، هواداران پادشاهی در خارج از کشور آن را برجسته کردند. به نظر من، با برچسبهایی مانند «۵۷ی» و «چپ»، افراد و جریانهای متفاوت را یکسان میکنند. جامعه ایران متنوع است و گرایشهای چپ، راست و میانه همگی حق حضور دارند.
خضر حیدری: آقای زاهدی، شما چه فکر میکنید؟
نادر زاهدی: از صحبت آقای سرکوهی اینطور برداشت کردم که هر روشنفکری در ایران چپ بوده است؛ چنین نیست. پیش از مطرحشدن چپ نیز روشنفکرانی بودند که قدمهای میهنپرستانه برداشتند.
حزب مشروطه از زمان تأسیس برای همکاری با نیروهای چپ پیشقدم شد. داریوش همایون میگفت با وجود آنچه بر سر ایران آمده، بیایید دستبهدست هم بدهیم و کشور را نجات دهیم. اما در جلساتی که من حضور داشتم، این تلاشها به همکاری عملی نرسید و همچنان همه تقصیرها متوجه شاه و رضاشاه بود.
خضر حیدری: حتی اگر همکاری نکرده باشند، آیا این دلیل ناسزاگویی به آنهاست؟
زاهدی: من و حزب من ناسزا نمیگوییم. باید از طرف دیگر هم پرسید که چپها چگونه با پادشاهیخواهان برخورد میکنند. چرا برنامهای درباره این موضوع برگزار نشود؟ برخورد و مرزبندی فقط از یک طرف نیست.
خضر حیدری: آقای تقیزاده، دیدگاه شما چیست؟
رضا تقیزاده: من ضرورت این دست دوستی را نمیبینم، چون میان چپ و راست سیاست ایران دو جهانبینی متفاوت وجود دارد. کارنامه چپ، از جریانهای مسلح تا حزب توده، حمایت از خمینی و دفاع از واگذاری امتیاز نفت شمال به روسیه، باید بررسی شود.
انتقاد از خود یکی از ابزارهای چپ معرفی میشود، اما بازماندگان آن کمتر حاضرند کارنامه خود را نقد کنند. آنها نظریههای وارداتی را قالب قرار میدادند و میخواستند نیازهای ایران را در آن قالبها بریزند. به نظر من، علت مخالفت با چپ را باید در همین پیشینه جستوجو کرد.
خضر حیدری: وقتی میگویید مردم ایران چنین نظری دارند، آن را چگونه سنجیدهاید؟ خودتان هم میگویید چپ در معرض رأی عمومی قرار نگرفته است. من از مهمانان میخواهم از طرف مردم ایران صحبت نکنند.
سرکوهی: مسئله همین یکسانسازی است؛ یک برچسب میسازید و همه را زیر آن قرار میدهید، بدون آنکه تفاوتها را ببینید. داریوش همایون ملیگرا بود و تنوع جامعه را میپذیرفت؛ چپ نبود. داریوش شایگان هم که به او استناد شد، چپ نبود. نمیتوان هر کسی را که با حکومت وقت اختلاف داشته، چپ نامید.
چپ خطا کرده است، اما آیا باید خطای یک گروه را به حساب همه نوشت؟
خضر حیدری: درباره «چپ محور مقاومتی» توضیح بدهید. آیا میتوان آن را نماینده همه چپها دانست؟
سرکوهی: خیر. کسانی که سیاست جمهوری اسلامی را مبارزه با امپریالیسم معرفی میکنند، در واقع سیاستی ضد مدرنیته را توجیه میکنند. اینها با چپهای سوسیالدموکراتی که خواهان تلفیق دموکراسی و عدالت اجتماعیاند و مقابل جمهوری اسلامی ایستادهاند، یکسان نیستند.
خضر حیدری: آقای زاهدی، چپ چه چیزی را نفهمیده که دیگران فهمیدهاند؟
زاهدی: تجربههایی پشت این اختلافها وجود دارد. برای برگزاری تظاهرات مشترک تلاش کردیم، ولی در تجمع دوستان چپ اجازه ندادند پرچم شیر و خورشید ببریم. در تجمع ما نیز بعضی از آنها شعارهای خودشان را مطرح کردند و رسانهها همان بخش را نشان دادند.
البته میان پادشاهیخواهان هم مشکلات فراوانی هست. خود من به دلیل گفتوگو با یک فرد چپ تهدید شدهام. این اختلافافکنی در نهایت به سود دیگری تمام میشود و رسانهها هم در تشدید آن نقش داشتهاند.
خضر حیدری: یکی از محورهای اصلی نقد چپ، نقش آن در انقلاب ۵۷ است. گروههای دیگر هم در انقلاب حضور داشتند. از کجا میتوان ثابت کرد که بدون خطاهای چپ، نتیجه انقلاب متفاوت میشد؟
تقیزاده: من مخالف انقلاب ۵۷ بودم و در برابر آن ایستادم. به نظر من، چپ همکار و همراه اصلی خمینی شد، با این تصور که او از طریق مسجد قدرت را میگیرد و بعد میتوانند کنارش بزنند. آنها راه انقلاب را هموار کردند و بعد خودشان نیز قربانی همان حکومت شدند. این مسئولیت باید در نقد کارنامه چپ مطرح شود.
خضر حیدری: نقد عملکرد یک جریان با این ادعا که همه اعضای آن همیشه دروغگو یا خائن بودهاند، تفاوت دارد. چگونه میتوان یک طیف بزرگ فکری را با چنین حکمی توصیف کرد؟
تقیزاده: به نظر من، آسیب چپ به منافع ملی ایران بیش از خدمات آن بوده است. پرسش من این است که در این صد سال، کدام خدمت مشخص چپ مورد پذیرش مردم ایران قرار گرفته است؟
سرکوهی: انقلاب ۵۷ برای کشور ما فاجعه بود، اما حاصل انباشت بحرانها بود. اصلاحات، طبقات جدیدی ایجاد کرده بود که خواهان مشارکت سیاسی بودند. به شاه بارها گفته شد فضای سیاسی را باز کند، اما حتی دو حزب موجود را کنار گذاشت و حزب رستاخیز را تشکیل داد. نمیتوان حضور میلیونها نفر در خیابان را فقط به گروههای چپ نسبت داد.
خضر حیدری: اگر بخواهید خودتان چپ را نقد کنید، مهمترین خطای آن چه بوده است؟
سرکوهی: حمایت حزب توده و سازمان اکثریت از خمینی، لکه ننگی در تاریخ چپ ایران است. حمایت از استبداد با آنچه من ماهیت چپ میدانم، در تضاد بود. همان زمان نیز من و دیگران علیه این مواضع نوشتیم. از حمایت سازمان اکثریت از اشغال سفارت آمریکا انتقاد کردم و آن را به سود دیکتاتوری جمهوری اسلامی دانستم.
اما خطای یک جریان را نباید به همه تعمیم داد. گروههای چپ دیگری با خمینی مخالفت کردند. مسئله امروز این است که جریانهای سیاسی یکدیگر را به رسمیت بشناسند و بهجای حذف، بر سر برنامههایشان رقابت کنند.
خضر حیدری: آقای زاهدی، برخی مخاطبان میگویند صدای جریانهای میانه در میان این جدالها شنیده نمیشود.
زاهدی: بخش بزرگی از جامعه در میانه قرار دارد، اما صدای افراطیها بلندتر است. رسانهها و شبکههای اجتماعی هم برای جلب توجه به سراغ این صداها میروند. باید میان چپ دموکرات امروز و چپ انقلابی سال ۵۷ تفاوت گذاشت.
ما دست همکاری به سوی هممیهنانمان، چه چپ و چه راست، دراز کردهایم. ایران را فقط با کثرتگرایی میتوان پیش برد.
خضر حیدری: آقای تقیزاده، آیا منظورتان حذف چپ است؟
تقیزاده: خیر، این تفسیر شماست. در یک جامعه متکثر، جریانهای مذهبی و سوسیالیست باید به اندازه حمایت مردم جایگاه داشته باشند. مسئله من حذف چپ یا هر اندیشه دیگری از ایران آزاد نیست.
بحث من این است که نفوذ چپ در رسانهها بهمراتب بیشتر از نفوذ آن در جامعه ایران یا میان ایرانیان خارج از کشور است. حضور رسانهای، بهخودیخود، معیار محبوبیت اجتماعی نیست.
خضر حیدری: وقتی از اندیشههای وارداتی صحبت میکنید، آیا برابری جنسیتی، حقوق کارگران، بیمه و عدالت اقتصادی را هم شامل میشود؟
تقیزاده: این خواستهها در انحصار چپ نیست. پیش از آنکه چپها حمایت از اتحادیههای کارگری یا آزادی زنان را مطرح کنند، چنین فعالیتهایی در ایران وجود داشت و زنان مدارس دخترانه تأسیس کرده بودند.
سرکوهی: اختلاف بر سر اندیشه را باید با نقد و رقابت سیاسی پاسخ داد. هیچکس نباید جای شورای نگهبان بنشیند و تعیین کند کدام اندیشه حق حضور دارد.















