خبرنامه گویا - میکائیل عظیمی، پژوهشگر اقتصاد بخش عمومی در گفتگو با انصاف نیوز، میگوید پس از آنچه «فاجعه دیماه ۱۴۰۴» مینامد، رابطه حکومت و جامعه در ایران وارد مرحلهای تازه شده و دیگر نمیتوان کشور را با همان روشها و رویههای پیشین اداره کرد.
عظیمی معتقد است حوادث دیماه چنان نقطه عطفی بوده که میتوان تاریخ جمهوری اسلامی را به پیش و پس از آن تقسیم کرد. به گفته او، «پس از فاجعه دیماه، به هیچ عنوان دیگر نمیشود به آن شکلهای سنتی و قدیمی فکر کنیم و عمل کنیم» و رابطه دولت با جامعه و حکومت با شهروندان «وارد یک فاز دیگری شده است».
او وضعیت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را نیز بهشدت بحرانی توصیف میکند و میگوید اعتماد، مشارکت و سرمایه اجتماعی «دیگر به ته دیگ رسیده، اگر نخواهیم بگوییم در این دیگ چیزی نمانده است».
بخش مهمی از انتقادهای عظیمی به نحوه تنظیم بودجه و توزیع منابع عمومی بازمیگردد. او بودجه را نه صرفاً مجموعهای از اعداد و ارقام، بلکه یکی از روشنترین اسناد برای شناخت اولویتهای واقعی حکومت میداند.
به گفته او، مقامهای حکومتی میتوانند در سخنرانیها از اولویت آموزش، بهداشت، معیشت یا توسعه سخن بگویند، اما این بودجه است که نشان میدهد در عمل پول کشور کجا خرج میشود. عظیمی از همین رو بودجه را «دم خروس» شعارها و وعدههای حکومت توصیف میکند.
او میگوید از طریق سند بودجه میتوان فهمید دولت از چه گروههایی پول میگیرد و منابع را در اختیار کدام بخشها، نهادها و گروههای اجتماعی قرار میدهد.
عظیمی همچنین هشدار میدهد که مشکل بودجه تنها به ردیفهای آشکار برخی نهادها و مؤسسات محدود نیست. به گفته او، در میان بندهای پیچیده و زبان دیوانسالارانه بودجه، سیاستهایی گنجانده میشود که میتواند رانتهایی بسیار بزرگتر و پنهان ایجاد کند.
او تأکید میکند که همین بخشها باید شفاف شوند و درباره وضعیت کنونی کشور هشدار میدهد: «کشور الان به مویی بند است.»
به اعتقاد عظیمی، در چنین شرایطی دیگر نمیتوان بودجه سال گذشته را مقابل مدیران گذاشت، چند عدد را جابهجا کرد و آن را بهعنوان بودجه سال جدید ارائه داد. کسانی که بودجه را تنظیم میکنند، به گفته او، باید شرایط اجتماعی و سیاسی پس از دیماه را در اولویتهای مالی کشور منعکس کنند.
با این حال، راهکاری که عظیمی مطرح میکند همچنان بر اصلاح از درون ساختار موجود استوار است. او معتقد است دولت مسعود پزشکیان باید از همان «خردهاعتبار» و «خردهقدرتی» که هنوز در اختیار دارد برای شفافتر کردن روند بودجهریزی استفاده کند و بودجه سال ۱۴۰۶ نیز مانند گذشته در «اتاقهای بسته» تدوین نشود.
او تصریح میکند که چنین اقداماتی بهتنهایی بحران عمیق میان جامعه و حکومت را حل نخواهد کرد، اما شاید بتواند «یکی دو پنجره» از پنجرههایی را که طی دو دهه گذشته بسته شدهاند دوباره باز کند.
عظیمی در عین حال کیفیت حکمرانی مالی در جمهوری اسلامی را بهشدت مورد انتقاد قرار میدهد و معتقد است سطح فهم و گفتوگو درباره بودجه و نحوه توزیع منابع عمومی حتی در مقایسه با بیش از یک قرن پیش سقوط کرده است.
اهمیت سخنان عظیمی از این جهت است که او، با وجود آنکه همچنان راهحل را در اصلاح از درون ساختار و استفاده از ظرفیت محدود دولت پزشکیان جستوجو میکند، وضعیت رابطه حکومت و جامعه را به اندازهای بحرانی میداند که ادامه شیوههای پیشین اداره کشور را پس از دیماه دیگر ممکن نمیبیند.

















