Sunday, Oct 11, 2026

صفحه نخست » چرا بحران فلسطین به ژست روشنفکری و نمادی از هویت و تعلق جمعی تبدیل شده است؟ ک. جناب

pal.jpgگزارش سالانه سازمان‌های حقوق بشری نشان می‌دهد که از آغاز سال ۲۰۲۶، در مجموع ۲۳۹ میلیون نفر در سراسر جهان به‌طور بی‌سابقه‌ای در شرایط جنگ، گرسنگی، بیماری و آوارگی زندگی می‌کنند. سودان، سودان جنوبی، مالی، کنگو، میانمار، هائیتی و اتیوپی در رأس این فهرست قرار دارند. زنان و دختران در این مناطق از دسترسی به سرپناه و حمایت کافی محروم‌اند و روزانه در معرض خشونت و سوءاستفاده جنسی قرار دارند.

جمهوری اسلامی در مدتی کوتاه، هزاران معترض را به شکلی وحشیانه سرکوب و اعدام کرده است و این جنایات همچنان ادامه دارد؛ اما در میان بسیاری از فعالان حقوق بشر، صدایی که به همان اندازه رسا و پیگیر در دفاع از حقوق مردم ایران بلند شود، کمتر به گوش می‌رسد. چگونه می‌توان از حقوق بشر و آزادی مردم فلسطین سخن گفت، اما در برابر سرکوب، اعدام و کشتار مردم ایران سکوت کرد؟ حقوق بشر، مرز و ملیت نمی‌شناسد؛ دفاع از حقوق یک ملت نباید به بهای نادیده گرفتن رنج و ستم بر ملتی دیگر تمام شود

اما چرا در میان بحران‌های انسانی متعددی که در سراسر جهان جریان دارند، مسئله فلسطین تا این اندازه در رسانه‌های اروپایی بازتاب می‌یابد؛ رسانه‌هایی که بسیاری از آن‌ها گرایش‌های چپ‌گرایانه دارند؟

این موضوع در میان بخشی از جوانان اروپایی، به نوعی ژست روشنفکری و نمادی از هویت و تعلق جمعی تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که حمایت از فلسطین گاه فراتر از یک موضع سیاسی یا انسان‌دوستانه، به یک برند اجتماعی برای نمایش آگاهی سیاسی و روشنفکری بدل می‌شود بدون اینکه گاهی اوقات کوچکترین آگاهی از وضعیت سیاسی اجتماعی و حتی جغرافیایی آن منطقه داشته باشند.

مشاهده فجایع انسانی در فلسطین قلب هر انسان باوجدانی را به درد می‌آورد؛ اما به نظر می‌رسد این مسئله به‌تدریج در برخی محافل اجتماعی و سیاسی اروپا، از یک دغدغه انسانی فراتر رفته و به نوعی بازاریابی اجتماعی و هویت‌سازی جمعی تبدیل شده است؛ فرایندی که با بهره‌گیری از سازوکارهای روان‌شناختی، فرایندهای انسان‌شناختی و الگوهای رفتاریِ مؤثر بر تصمیم‌گیری، احساسات، نگرش‌ها و انتخاب‌های افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

تحقیقات روان‌شناختی نشان می‌دهد که تکرار باعث می‌شود به‌مرور زمان، احساس مثبت‌تری نسبت به یک محصول پیدا کنیم. وقتی محصولی را از طریق تبلیغات می‌شناسیم، انتخاب آن در فروشگاه نیز برایمان آسان‌تر می‌شود. اصل «تداعی»، به‌ویژه هنگامی که از سوی افراد مشهوری همچون بازیگران یا خوانندگان مطرح به کار گرفته می‌شود، به‌صورت ناخودآگاه میان محصول تبلیغ‌شده و چهره تبلیغ‌کننده پیوند برقرار می‌کند.

اما چه کسانی از این برند سیاسی سود می برند؟

دولت ها!

برخی قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی، از تداوم بحران در خاورمیانه سود اقتصادی و نظامی می‌برند؛ زیرا جنگ‌ها به سفارش‌های جدید تسلیحاتی، افزایش فروش سلاح و تأمین درآمد کارخانه‌های اسلحه‌سازی منجر می‌شوند. در این میان، مسئله فلسطین بارها به یکی از کانون‌های اصلی درگیری و رقابت سیاسی و نظامی تبدیل شده است.

در پی تحولات ساختاری اقتصاد جهانی، افزایش هزینه‌های عمومی و سالمندی جمعیت در اروپا، احزاب چپ‌گرا با فشارهای فزاینده مالی و سیاسی مواجه شده‌اند؛ فشارهایی که توانایی آن‌ها را برای حفظ و تداوم استانداردهای سنتی دولت رفاه با چالش‌های جدی روبه‌رو کرده است.

این کشورها به‌جای پذیرش این واقعیت که الگوهای سنتی سوسیالیسم دیگر به‌تنهایی پاسخگوی پیچیدگی‌ها و تحولات شتابان اقتصاد جهانی نیستند، همچنان می‌کوشند ناکارآمدی‌های ساختاری خود را با برجسته‌سازی بحران‌هایی مانند مسئله فلسطین، از افکار عمومی پنهان کنند و توجه جامعه را از چالش‌های درونی خود منحرف سازند.

برای حکومتی چون جمهوری اسلامی که سالهاست سودای صدور انقلاب و رهبری جهان اسلام را در سر دارد استفاده از داستان کربلا و شهید سازی دیگر نخ نما شده و محدود به عده ایی سالمند شده که برای توشه آخرت پیاده هر سال با چاشنی هنرمندان داخلی به کربلا می روند، استفاده از یک کربلای جهانی و به روز تر که در دسترس است استفاده بیشتری دارد.

افراد خصوصی!

حتی اگر بهترین خواننده یا بازیگر جهان باشی، اما بر موجی غیر از موج فلسطین حرکت کنی، دیر یا زود ممکن است با خشم نسلی روبه‌رو شوی که تحت تأثیر تبلیغات و فضای سیاسی پیرامون این مسئله قرار گرفته است؛ موجی که می‌تواند محبوبیتت را زیر سؤال ببرد، جایگاهت را متزلزل کند و حتی تو را از صحنه سیاست و عرصه عمومی به حاشیه براند. در دنیای امروز، گاهی نه هنر و نه شهرت، بلکه هم‌سویی با موج‌های سیاسی و اجتماعی است که سرنوشت چهره‌های مشهور را رقم می‌زند.

حتی کاندیداهای جایزه صلح نوبل و دیگر جایزه های حقوق بشری به این موضوع واقف هستند و از این برند سیاسی پر طرفدار برای بدست آوردن امکانات و شهرت استفاده می کنند.

خانم ناوی پیلای حقوقدان برجسته اهل آفریقا جنوبی که به عنوان برنده جایزه صلح نوبل سال ۲۰۲۶ معرفی شد، پیش از این در دوران تصدی خود به عنوان کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد (۲۰۰۸ تا ۲۰۱۴)، بارها اعدام‌ها، نقض گسترده حقوق بشر و سرکوب معترضان در ایران و سایر کشورهای بحران زده را به شدت محکوم کرده بود ، اما چرا کمیته صلح نوبل تا قبل از اینکه او وارد برند سیاسی فلسطین شوداین امکان را به او‌ نداد؟

"پای ما کج، راهبر کج، قصد کج، گفتار کج

این نوبت چو هر نوبت شراب آلوده نیست

راست شد هربار در حقش گمان، این بار کج"

"طالب آملی"



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy