امیر جاوید - خبرنامه گویا
آقای مسعود رجوی، یک خواهش دوستانه از شما داریم: لطفاً این هنر غیب شدن و از پشت پرده بیانیه صادر کردن را دیگر به کسی آموزش ندهید! پس از کشته شدن علی خامنهای در حملات آمریکا و اسرائیل و جانشینی پسرش مجتبی خامنهای، نزدیک به هفت ماه گذشته و هنوز مردم ایران رهبر تازه جمهوری اسلامی را در یک حضور علنی ندیدهاند. اما بیانیههایش منتشر میشوند! آدم شک میکند نکند مجتبی خامنهای دوره تخصصی رهبری از راه دور را نزد شما گذرانده است! البته شما استاد این رشته هستید و ایشان هنوز شاگرد تازهکار محسوب میشود. شما بیش از بیست سال سابقه غیبت دارید و ایشان تازه هفت ماه است وارد این حرفه شده است!
اما آقای رجوی، ظاهراً در میان تمام گرفتاریهای مردم ایران، یک موضوع خواب و آرامش شما را به هم زده است: جایزه آزادی بنیاد فریدریش نویمان که قرار است به ملت ایران اهدا شود و شاهزاده رضا پهلوی آن را به امانت دریافت کند!
آقای رجوی، مگر چه اتفاقی افتاده است؟ مگر بنیاد نویمان سند ششدانگ ایران را به نام شاهزاده رضا پهلوی زده است؟ مگر کلید خزانه کشور را به ایشان سپردهاند؟ مگر قرار است فردای مراسم، همه مخالفان پهلوی برای ورود به ایران از بنیاد اجازه بگیرند؟ این یک جایزه برای مردم ایران است، نه تقسیم ارث خانوادگی که شما نگران باشید سهمتان را خوردهاند!
ما که نمیدانستیم یک جایزه میتواند چنین زلزلهای در میان مخالفان پهلوی ایجاد کند. هنوز مراسم برگزار نشده، نامه پشت نامه، اعتراض پشت اعتراض و بیانیه پشت بیانیه منتشر شده است. حدود هفتصد نفر نامه امضا کردهاند، بیستوپنج تشکل سیاسی و مدنی در نامهای دیگر اعتراض کردهاند، شش نهاد جمهوریخواه نیز وارد میدان شدهاند و بیش از هفتاد شخصیت آلمانی هم نامه نوشتهاند. سرانجام مسعود رجوی از غیبت خود صدای تشویق بلند کرده و در پیام ۱۶ مهر از این اعتراضها قدردانی کرده است!
آقای رجوی، مبارک باشد! بالاخره موضوعی پیدا شد که توانست این همه گروه و شخصیت سیاسی را به نوشتن نامه وادار کند. فقط حیف که این بسیج گسترده برای ارائه برنامه اقتصادی، نجات محیط زیست، آزادی زندانیان سیاسی یا اداره ایران فردا نبود؛ موضوع این بود که شاهزاده رضا پهلوی یک جایزه را به امانت نگیرد!
البته ما برای حل این اختلاف پیشنهاد بسیار سادهای داریم. آقای رجوی، شما فقط یک بار از غیبت بیرون بیایید. خودتان را به مردم نشان دهید، یک نشست خبری آزاد برگزار کنید و اجازه دهید خبرنگاران چند سؤال بپرسند. قول میدهیم نامهای به بنیاد فریدریش نویمان بنویسیم و با نهایت احترام تقاضا کنیم که در تصمیم خود تجدیدنظر کند و جایزه را به شما بدهد!
البته اختیار جایزه با خود بنیاد است، اما ما از طرف شما نهایت تلاشمان را خواهیم کرد. حتی حاضریم توضیح بدهیم که آقای مسعود رجوی بیش از دو دهه است به چنان مرحلهای از سیاست رسیده که دیگر به حضور فیزیکی احتیاج ندارد! ایشان میتواند بدون مصاحبه، بدون نشست خبری و بدون ظاهر شدن در برابر مردم، همچنان برای آینده یک کشور نود و چند میلیونی بیانیه صادر کند. انصافاً چنین مهارتی در تاریخ مدیریت سیاسی نیازمند بررسی ویژه است!
فقط یک مشکل کوچک وجود دارد. اگر بنیاد پیشنهاد ما را قبول کند، چه کسی برای دریافت جایزه روی صحنه میرود؟ آیا خودتان تشریف میآورید یا باز هم بیانیهای میفرستید؟ تصور کنید مجری مراسم اعلام کند: اکنون از آقای مسعود رجوی دعوت میکنیم برای دریافت جایزه آزادی ملت ایران روی صحنه حاضر شوند. حضار کف میزنند، دوربینها روشن میشوند و پس از نیم ساعت انتظار، مسئول مراسم اعلام میکند: متأسفانه دریافتکننده جایزه همچنان در دسترس نیست، ولی خوشبختانه پیام تشکر ایشان همین لحظه منتشر شد!
آقای رجوی، شما در پیام خود از عباراتی مانند «بچه شاه» و «چلبیسازی» استفاده کردهاید. آیا پس از این همه سال فعالیت سیاسی، برای نقد شاهزاده رضا پهلوی استدلالی بهتر از این تعبیرها پیدا نکردهاید؟ مگر مشکل مردم ایران با جمهوری اسلامی کمبود ناسزا و برچسب سیاسی بوده است؟ اگر قرار بود با توهین حکومت عوض شود، ایران سالها پیش آزاد شده بود!
از طرف دیگر، ماجرای فعالیتهای اینترنتی مجاهدین در آلبانی هم فراموش نشده است. شرکت متا در سال ۱۴۰۰ صدها حساب و صفحه مرتبط با فعالیت هماهنگ و غیرواقعی این سازمان را شناسایی و حذف کرد. حالا تصور کنید در یکی از اتاقهای تبلیغاتی، مسئول شیفت صبح بپرسد: رفقا، امروز چه برنامهای داریم؟ همه پاسخ بدهند: مخالفت با پهلوی! مسئول بپرسد: موضوعش چیست؟ یکی بگوید: فعلاً چیزی پیدا نکردهایم، اما نگران نباشید، اگر شاهزاده حرف بزند اعتراض میکنیم، اگر سکوت کند هم اعتراض میکنیم و اگر جایزه بگیرد که دیگر تا آخر ماه موضوع داریم!
آقای رجوی، شاید بد نباشد برای یک بار هم که شده، به جای شمارش نامههای مخالفان پهلوی، تعداد کسانی را بررسی کنید که حاضرند آزادانه و بدون فشار تشکیلاتی از رهبری شما حمایت کنند. امضای نامه اعتراضی حق هر فرد و گروهی است، اما نه هفتصد امضا، نه هفتاد شخصیت آلمانی و نه بیستوپنج سازمان سیاسی، هیچکدام بهخودیخود سند نمایندگی ملت ایران نیستند.
نکته جالب ماجرا این است که شاهزاده رضا پهلوی قرار نیست این جایزه را برای همیشه نزد خود نگه دارد. بنیاد رسماً اعلام کرده که جایزه در آینده به نمایندگان آزادانه انتخابشده مردم ایران سپرده خواهد شد. بنابراین اگر روزی انتخابات آزادی برگزار شود و مردم به جریان مورد نظر شما اعتماد کنند، راه نمایندگی مردم از صندوق رأی میگذرد، نه از تعداد بیانیههایی که علیه رقیب صادر میکنید.
و اما پیشنهاد نهایی ما به بنیاد فریدریش نویمان: لطفاً اگر آقای مسعود رجوی شخصاً ظاهر شدند، یک جایزه ویژه نیز برای ایشان در نظر بگیرید. نام آن هم میتواند «جایزه شگفتانگیزترین بازگشت به صحنه سیاست» باشد. فقط یک شرط کوچک بگذارید: دریافتکننده باید شخصاً حاضر شود، اجازه عکاسی بدهد و دستکم به سه سؤال خبرنگاران پاسخ دهد. اگر چنین اتفاقی افتاد، احتمالاً خود خبر حضور ایشان از جایزه مهمتر خواهد شد!
آقای رجوی، ما هنوز نفهمیدهایم شما چگونه از غیبت، این همه درباره دیگران قضاوت میکنید، اما یک چیز را میدانیم: برای اعتراض به دریافتکننده یک جایزه، حضور شما لازم نیست؛ برای اثبات ادعای رهبری و پاسخگویی، چرا!
پس آقای مسعود رجوی، لطفاً تشریف بیاورید. ما هم قول میدهیم از بنیاد بخواهیم جایزه را به شما بدهد. فقط این بار، به جای فرستادن بیانیه، خودتان برای دریافتش حاضر شوید؛ آخر بنیاد هم باید بداند جایزه را به چه کسی تحویل میدهد!
امیر جاوید فعال سیاسی از ترکیه
















