Tuesday, Oct 27, 2026

صفحه نخست » قوه تشخیص در دموکراسی، مسعود امیرخلیلی

Masoud_amirkhalili.jpgپیشگفتار:

قدرت شخیص در دموکراسی به معنای توانایی شهروندان در بررسی انتقادی اطلاعات سیاسی، سنجش دیدگاه‌های گوناگون و رسیدن به داوری مستقل و مستدل درباره مسائل سیاسی است. به بیان دیگر، شهروندان نباید صرفاً گفته‌های سیاستمداران، رسانه‌ها یا اکثریت را بپذیرند، بلکه باید خود بیندیشند و داوری کنند. ایمانوئل کانت بر اهمیت اندیشیدن مستقل تأکید داشت. شعار مشهور او در عصر روشنگری چنین است: "شجاعت داشته باش که از خرد خود بهره بگیری!" این اندیشه در دموکراسی جایگاهی محوری دارد: شهروندان نباید تنها فرمان‌بردار باشند، بلکه باید مستقل بیندیشند، استدلال کنند و تصمیم‌های سیاسی را بسنجند. در مجموع، قدرت داوری یکی از پیش‌شرط‌های مهم دموکراسی پویاست؛ زیرا به شهروندان امکان می‌دهد بر قدرت سیاسی نظارت انتقادی داشته باشند و مسئولانه عمل کنند. دموکراسی نه‌تنها به انتخابات آزاد، بلکه به شهروندانی نیاز دارد که بتوانند قوه تشخیص مستقل خود را شکل دهند.

عوام‌گرایی (Populism)

ظهور دوبارهٔ احزاب پوپولیستی، بار دیگر پرسش‌هایی را دربارهٔ ماهیت دموکراسی و الزامات اساسی آن مطرح کرده است. دموکراسی مفهومی گسترده است که شکل‌های گوناگون مشارکت شهروندان و سازمان‌دهی قدرت سیاسی را در بر می‌گیرد: از دموکراسی مستقیم و غیرمستقیم تا نظام‌های انتخاباتی تناسبی و اکثریتی و الگوهای ریاست‌جمهوری و پارلمانی. در سال‌های اخیر، بحث دربارهٔ ماهیت دموکراسی اغلب بدون توجه به چارچوب‌های دقیق و ساختاریِ متعارف پیش رفته است. ازاین‌رو، جای تعجب نیست که برداشت پوپولیست‌ها از دموکراسی با برداشت احزاب میانه‌رو متفاوت باشد. این تفاوت حتا در تأکید آن‌ها بر مفهوم مردم به‌جای شهروندان نیز آشکار است. پوپولیست‌ها مردم (توده) را محور اصلی دموکراسی می‌دانند، درحالی‌که گروه‌های دیگر از "شهروند" سخن می‌گویند؛ مفهومی که گاه با ویژگی‌های آگاهی و استقلال همراه می‌شود. مسئله دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود: آیا همهٔ شهروندان، صرفاً به این دلیل که حق رأی دارند و می‌توانند آزادانه نظر خود را بیان کنند، آگاه و مستقل به شمار می‌آیند؟

یا آگاهی و استقلال مستلزم توانایی قضاوت است؛ قضاوتی که خودبه‌خود به دست نمی‌آید و باید برای پرورش آن تلاش کرد؟ آیا این ویژگی‌ها همواره در مفهوم شهروندی نهفته بوده‌اند، یا با چالشی فردی روبه‌رو هستیم که هر شهروند را به تقویت توان داوری سیاسی خود فرامی‌خواند؟ در نهایت، این پرسش مطرح می‌شود که آیا هر دموکراسی بر پیش‌فرض‌های اجتماعی ـ اخلاقی و شایستگی‌های شهروندی استوار است؛ پیش‌فرض‌ها و شایستگی‌هایی که به‌ هیچ‌وجه بدیهی نیستند و فقدان آن‌ها بارها در گذشته به شکست و فروپاشی دموکراسی‌ها انجامیده است. برخی لیبرال‌ها به مسئلهٔ توانایی داوری توجه کرده‌اند، اما در امکان تمایزگذاریِ قابل‌اعتماد میان افراد برخوردار از این توانایی و افراد فاقد آن تردید داشته‌اند.

ازاین‌رو، به راه‌حل‌های جایگزین روی آورده‌اند. یکی از این راه‌حل‌ها، فروکاستن امر اجتماعی ـ اخلاقی به امر اجتماعی ـ اقتصادی بود؛ به این معنا که میزان دارایی و جایگاه مالیاتی افراد، جایگزین معیار توانایی داوری سیاسی شود. این رویکرد به تقسیم نظام انتخاباتی به چند طبقه انجامید. برخی دیگر نیز بر محدود کردن دامنهٔ خواسته‌های مجازِ مشارکت‌کنندگان در سیاست از طریق حقوق ماهیانه تکیه کرده‌اند .اما چگونه می‌توان انسان‌ها را به شهروندانی آگاه و مشارکت‌جو بدل کرد، بی‌آنکه با آنان همچون رعایا یا کودکان رفتار شود؟

نقش تئاتر در دموکراسی آتنی:

آتن در دوران دموکراسی، با هدف پرورش انسان‌های آگاه، تئاتر را با آموزش تماشاگران پیوند داد و عناصر تربیتی را هوشمندانه در دل نمایش‌های اندیشه‌برانگیز و پرمحتوا گنجاند. در اندیشهٔ سیاسی یونان، تئاتر نه صرفاً وسیله‌ای برای سرگرمی، بلکه نهادی آموزشی و مدنی به شمار می‌رفت. یکی از برجسته‌ترین شیوه‌ها، تشویق مردم به حضور مستمر در تئاتر بود. حتا برای فراهم‌کردن امکان مشارکت گسترده، مبلغی به تماشاگران پرداخت می‌شد تا دستمزد روزانهٔ آنان جبران شود. به‌ویژه در تراژدی‌های آشیلوس، سوفوکلس و اوریپید، مسائل بنیادین سیاسی، از تصمیم‌گیری و دشواری‌های آن گرفته تا پیامدهای تصمیم‌ها، بر صحنه بازنمایی می‌شدند. تماشاگران می‌توانستند جلوه‌های غرور مفرط (هیبریس) را در تقابل با نمودهای خرد و تدبیر ببینند.

سه تراژدی‌نویس بزرگ آتن هرکدام از زاویه‌ای به این مسائل پرداخته‌اند:

۱. آشیلوس (Aeschylus)

تمرکز اصلی: استقرار قانون، دادگری و گذار از انتقام شخصی به عدالت مدنی. آشیلوس در نمایشنامه "اورستیا" (Oresteia)، نحوه شکل‌گیری دادگاه "آرئوپاگ" در آتن را نشان می‌دهد؛ جایی که به جای چرخه بی‌پایان انتقام خونی (قصاص)، قانون و رأی‌گیری شهروندان جایگزین می‌شود.

۲. سوفوکل (Sophocles)

تمرکز اصلی: تعارض میان قانون مدنی (دستور حاکم) و اخلاق فردی یا سنت‌های دینی؛ همچنین پیامدهای "خودبزرگ‌بینی" در تصمیم‌گیری. سوفوکلس در نمایشنامه آنتیگونه (Antigone)، تقابل میان کرئون (حاکم آتن که قدرت را مطلق می‌داند) و آنتیگونه (که به سنت‌های اخلاقی وفادار است)، پیامدهای ویرانگرِ نادیده‌گرفتن مشورت و تکبر سیاسی را به تصویر می‌کشد.

۳. اوریپید (Euripides)

تمرکز اصلی: نقد جنگ، تحلیل روان‌شناختی قدرت و واقع‌گرایی انتقادی. اوریپید در نمایشنامه‌هایی مانند "زنان تروآ" (The Trojan Women). اوریپید به جای تمجید از پیروزی در جنگ، هزینه‌های انسانی، ویرانی‌ها و تصمیمات بی‌رحمانه رهبران سیاسی را عریان و بدون روتوش به مخاطب آتنی نشان می‌دهد.

این نمایش‌ها فرصتی برای یادگیری فراهم می‌کردند تا شهروندان دریابند هنگام تصمیم‌گیری‌های کلان در مجمع عمومی، (اکلسیا)، چه نکاتی را باید در نظر بگیرند. موفقیت این شیوه در بسیاری از عرصه‌های جامعه آشکار بود و آثار آن را می‌توان در تصمیم‌های سنجیدهٔ دموکراسی آتنی مشاهده کرد.

جمهوریت در روم باستان:
نظریه‌پردازان سیاسیِ متأخر، هنگام تأمل درباره نظامی مشارکتی، جمهوری روم را به‌جای دموکراسی آتنی الگو قرار دادند؛ نظامی که در آن، اشراف (پاتریسی‌ها) و عامهٔ مردم (پلب‌ها) پیوسته بر سر این پرسش رقابت می‌کردند که کدام گروه خدمات بیشتر و مهم‌تری به جمهوری ارائه می‌کند. بدین‌ترتیب، کشمکش و منازعهٔ نهادینه‌شده میان اشراف ثروتمند و مردم عادی، جای حکومت رادیکال مردم را گرفت. در تفسیر جمهوری‌خواهانه، کشمکش میان کنسول‌ها، سنا و تریبون‌های مردمی (نمایندگان مردم)، ضامن کمال اخلاقی، آمادگی برای فداکاری و توانایی داوری سیاسی در خدمت جمهوری تلقی می‌شد. نظریه‌پردازان جمهوری‌خواه به‌خوبی می‌دانستند که نزاع میان "پاتریسی‌ها" و "پلب‌ها" همواره ابعاد اقتصادی و اجتماعی نیز داشته است؛ با این‌ حال، آن را از منظری اخلاقی و اجتماعی تفسیر می‌کردند و سرچشمهٔ بلندپروازی برای انجام کاری بزرگ و شایسته در خدمت جمهوری می‌دانستند. این بلندپروازی، البته، تنها زمانی مفید و راهگشا بود که با قوهٔ داوری و تدبیر سیاسی همراه می‌شد.

قوه تشخیض در ایران:

ایرانیان در گذشته نه با تجربهٔ تاریخی دموکراسی آتنی آشنا بودند و نه نظام جمهوری روم باستان را می‌شناختند. تعزیه نیز، به‌عنوان تنها گونهٔ نمایش تاریخی، گرایش‌های ضددموکراتیک را در اندیشهٔ سیاسی ایران تقویت کرد.

ساختارهای ضددموکراتیک در تعزیه

آیا می‌توان تعزیه را، همانند تراژدی یونانی، نوعی تئاتر اندیشهٔ سیاسی دانست؟ تعزیه، به‌عنوان درامی مذهبی و سنتی که در بسترهای تاریخی مشخص، به‌ویژه در دوران صفویه و قاجار، شکل گرفته است، ویژگی‌ها و ساختارهایی دارد که از منظر معیارهای مدرن جامعه‌شناسی و علوم سیاسی می‌توان آن‌ها را در زمرهٔ گرایش‌های ضد دموکراتیک یا پیشادموکراتیک قرار داد. جهان‌بینی تعزیه بر قطب‌بندی قاطع میان حق مطلق در اردوگاه امام حسین و باطل مطلق در اردوگاه یزید استوار است. در چنین ساختاری، جایی برای تسامح، مدارا، سازش سیاسی یا تکثرگرایی باقی نمی‌ماند؛ حال آنکه دموکراسی مدرن بر پذیرش کثرت آرا، گفت‌وگو و دستیابی به توافق میان منافع گوناگون بنا شده است. کارکرد تعزیه، انتقال پیام‌های اخلاقی، حماسی و عاطفی است، نه آموزش سیاست‌ورزی مدرن. از این‌رو، تأکید آن بر ارزش‌هایی چون اقتدار معنوی، اطاعت مطلق و مشروعیت آسمانی، بازتابی از ساختارهای سنتی قدرت است؛ ساختارهایی که با مفاهیم دموکراتیک امروز همخوانی ندارند. در تعزیه، عاطفه بر استدلال غلبه می‌کند و تأثیرگذاری نمایش از مسیر گریه، احساس جمعی و برانگیختن هیجان شکل می‌گیرد. این ویژگی برای تقویت انسجام اجتماعی ارزشمند است، اما ظرفیت محدودی برای تمرین گفت‌وگوی عقلانی و تصمیم‌گیری جمعی فراهم می‌آورد. تعزیه می‌تواند به‌طور ناخودآگاه الگوی پیروی مطلق از رهبر عادل را در روان‌شناسی توده‌ها نهادینه کند. در این نمایش، داوری از پیش روشن است و تماشاگر می‌داند حق با کیست. گریه و همدلی، بیش از آنکه فرصتی برای سنجش باشند، به تأیید موضعی از پیش‌پذیرفته ‌شده می‌انجامند. به این معنا، تعزیه می‌تواند هویت جمعی و وفاداری را تقویت کند، اما لزوماً به پرورش تفکر انتقادی نمی‌انجامد؛ زیرا همدلی اخلاقی با تفکر انتقادی یکسان نیست.

بزرگ‌ترین تحول تعزیه در جریان انقلاب ۵۷، همذات‌پنداری عینی و صریح جامعه با شخصیت‌های این نمایش بود. رهبران انقلاب و مردم، لایه‌های تاریخی تعزیه را شکافتند و آن را به زبان روز بازخوانی کردند. خمینی و دیگر سخنرانان مذهبی، شاه را مستقیماً با یزید مقایسه می‌کردند. در نتیجه، در ذهن توده‌ها، مبارزه با حکومت شاه تداوم همان نبرد جبههٔ اولیا، به رهبری امام حسین، با جبههٔ سیه روزان، یعنی یزیدیان، فهمیده می‌شد و مردم در نقش یاران امام.

مسعود امیرخلیلی



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy