سخنان اخیر دونالد ترامپ دربارهٔ افزایش عبور نفت از تنگهٔ هرمز را نباید به معنای حل معمای جمهوری اسلامی دانست. ترامپ میکوشد نشان دهد فشار نظامی و دریایی آمریکا نتوانسته جریان نفت را متوقف کند و واشنگتن همچنان ابتکار عمل را در دست دارد. اما این ادعا، حتی اگر با نیت مقابله با تهران بیان شده باشد، باید با آمار و نتیجهٔ واقعی سیاست آمریکا سنجیده شود؛ نه با لحن پیروزمندانهٔ یک رئیسجمهور.
دادهها میان دو واقعیت تفاوت میگذارند. بدون شک مجموع صادرات نفت منطقه، با احتساب مسیرهای جایگزین، در مقطع اندکی از سطح پیش از جنگ فراتر رفته است؛ اما عبور نفت از خودِ تنگهٔ هرمز، در اکتبر، هنوز حدود ۸۲ درصدِ سطح پیش از جنگ بوده است. پس وقتی گفته میشود «نفت بیشتری از تنگه میگذرد»، باید پرسید: منظور نفتِ عبوری از خود تنگه است یا مجموع صادراتی که از راههای گوناگون از منطقه خارج میشود؟ این دو یکی نیستند.
مسئلهٔ اصلی، دفاع یا مخالفت با یک جملهٔ ترامپ نیست؛ مسئله، روشن بودن هدف آمریکاست. واشنگتن نمیتواند همزمان از شکست کامل جمهوری اسلامی سخن بگوید، از پایان سریع جنگ وعده بدهد و در همان حال بگوید میتواند بگذارد جنگ بهتدریج «فرسوده و خاموش» شود. خودِ ترامپ نیز این دو راه را در سخنانش کنار هم گذاشته است: «تمامش کنیم یا بگذاریم فرسوده شود؟» این پرسش، بیش از آنکه نشانهٔ یک راهبرد روشن باشد، از نامشخص بودن مقصد حکایت دارد.
آیا آمریکا باید جمهوری اسلامی را از پا درآورد یا منتظر فروپاشی آن از درون بماند؟ فروپاشی یک حکومت را نمیتوان با فرمان خارجی تضمین کرد؛ همانطور که فشار و حملهٔ نظامی، بهتنهایی، تضمینکنندهٔ آزادی مردم نیست. اگر هدف واشنگتن تغییر بنیادین رفتار یا پایان دادن به تهدیدهای جمهوری اسلامی است، باید روشن کند این هدف را با چه ابزارهایی و با چه هزینهای دنبال میکند. اگر هم امیدش به فرسایش و فروپاشی از درون است، نباید هر افزایش موقت صادرات نفت را بهعنوان پیروزی نهایی عرضه کند. فشار بر حکومت، حفاظت از کشتیرانی و پشتیبانی از حق مردم ایران برای تعیین آیندهٔ کشورشان، باید در چارچوبی روشن و پاسخگو دنبال شود.
البته بُعد انتخاباتی سخنان ترامپ را نمیتوان نادیده گرفت. انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر برگزار میشود و افزایش قیمت انرژی به موضوعی سیاسی و ملموس برای رأیدهندگان تبدیل شده است. رویترز گزارش داده که جنگ ایران و هزینههای ناشی از سیاست خارجی ترامپ برای جمهوریخواهان به مسئلهای انتخاباتی بدل شده است. از این رو، تأکید بر اینکه «نفت بیشتری عبور میکند» میتواند برای اطمینان دادن به رأیدهندگان و نمایش موفقیت دولت نیز به کار رود. اما شواهد موجود ثابت نمیکند که این سخنان صرفاً تبلیغاتی است؛ میتوان گفت زمان و شیوهٔ بیان آن، آشکارا رنگوبوی انتخاباتی دارد.
نقد اغراق یا تناقض در سخنان ترامپ، دفاع از جمهوری اسلامی نیست. برعکس، اگر قرار است با حکومتی که امنیت منطقه و زندگی مردم ایران را به گروگان گرفته مقابله شود، نخستین شرط، صداقت دربارهٔ واقعیتها و روشنی دربارهٔ هدف است. پیروزی را نه با یک جمله، بلکه با نتیجهای میسنجند که هم توان تهدیدگری حکومت را محدود کند و هم راه را برای ارادهٔ آزاد مردم ایران باز بگذارد.
کوروش کلهر - تحلیلگر سیاسی



















