جمهوری اسلامی از جنگ تغذیه میکند؛ بگذارید پاسخگوی کشوری باشد که ویران کرده است
نیویورکپست ـ تلخیص و تنظیم: خبرنامه گویا
میعاد ملکی ـ هشت سال در وزارت خزانهداری برای تشدید تحریمهای این حکومت کار کردم و خواهان رفتنش هستم. دقیقاً به همین دلیل است که دور بعدی بمباران نباید آغاز شود.
جمهوری اسلامی در تلاش است آنچه را در حملات از دست داده، بازسازی کند. اما حمله دوباره همان چیزی را به حکومت میدهد که آن را زنده نگه میدارد: جنگ.
پاسخ بهتر، نه حمله است و نه توافق؛ بلکه حفظ فشار، هدفگرفتن بازوهای سرکوب در صورت ضرورت استفاده از نیرو، و واداشتن حکومت به اداره کشوری ورشکسته است، بدون جنگی که پشت آن پنهان شود.
جمهوری اسلامی برای جنگیدن ساخته شده، نه حکمرانی. در ژانویه، اعتراضها به سقوط ارزش ریال را با مرگبارترین سرکوب تاریخ خود پاسخ داد. جنگی که از ۲۸ فوریه آغاز شد، حتی با کشتهشدن رهبرش نیز آن را سرنگون نکرد؛ در عوض، خیابانها را از معترضان خالی کرد و به حکومت فرصت داد سرکوبی را که آغاز کرده بود، ادامه دهد.
اما فشار کنونی بیسابقه است. محاصره درآمد نفتی را قطع کرده، ریال سقوط کرده و قیمتها جهش یافتهاند. حکومت همچنان باید حقوق بپردازد، سوخت را تأمین کند و چراغها را روشن نگه دارد؛ و همین حالا هم در انجام این وظایف شکست خورده است.
به گفته دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، تهران پرداخت حقوق، مستمری و مزایای کارکنان بخشهای نفت، تولید و امنیت و حتی نیروهای سپاه را متوقف کرده است. کسانی که در ژانویه به مردم شلیک کردند، حالا حقوق نمیگیرند.
گزینه توافق هم پیشتر آزموده شده است. تفاهم ژوئن وعده رفع تحریمها و صندوق بازسازی دستکم ۳۰۰ میلیارد دلاری را داد؛ وزارت خزانهداری نیز فروش نفت ایران با دریافت دلار را مجاز کرد. سه هفته بعد، تهران با حمله به کشتیها در تنگه هرمز آتشبس را شکست.
حکومت همیشه توانسته بود بیش از دوره ریاستجمهوری یک رئیسجمهور آمریکا دوام بیاورد؛ اما اقتصادش نمیتواند این دوره را تاب بیاورد. حمله تازه میتواند این وضعیت را به سود حکومت تغییر دهد.
از زمان توقف بمباران، جمهوری اسلامی درد محاصره را تحمل میکند، بیآنکه جنگی برای بسیج جامعه و اعلام وضعیت اضطراری داشته باشد. خاموشی در زمان جنگ، فداکاریای است که سپاه میتواند با سرکوب تحمیل کند؛ در آتشبس، شکستی است که حکومت باید توضیحش دهد.
بگذارید همان کشوری را اداره کند که خود ویران کرده است
محاصره و تحریمها را حفظ کنید؛ آنها را با توافقی که درآمد نفتی تهران را احیا میکند، معامله نکنید. تنها به تهدیدهای مستقیم علیه آمریکاییها یا متحدان پاسخ نظامی بدهید. به ایرانیان بگویید هنگام بازگشت به خیابان کنارشان خواهید بود و با فراهمکردن پایانههای ماهوارهای، ارتباط مردم با جهان را حفظ کنید.
اگر بار دیگر از نیروی نظامی استفاده شد، ابزارهایی را هدف بگیرید که حکومت علیه مردم خودش به کار میبرد؛ بسیج و صداوسیمایی که اعترافات اجباری پخش میکند، نه نیروگاهها.
حکومت تا زمانی که از مردم خودش بیش از بمبهای آمریکا نترسد، شروط واشینگتن را نخواهد پذیرفت. هر توافقی که پیش از آن امضا کند، توافقی است که میتواند با آن به بقای خود ادامه دهد.
انتخاب واقعی ترامپ میان توافقی است که اهرم فشارش را هدر میدهد و فشار مداومی که حکومت توان تحملش را ندارد.
فشار را حفظ کنید.


















