خبرنامه گویا ـ حسین قتیب، نام مستعار نویسندهای ساکن ایران که بهعنوان مدرس و پژوهشگر علوم سیاسی فعالیت میکند، در دو نوشته در شبکه ایکس از منطق بازدارندگی هستهای دفاع کرده، اما درباره استفاده جمهوری اسلامی از تهدید به ساخت بمب هشدار داده است. نوشته دوم همراه با ویدئویی از محسن رضایی منتشر شده که تلویحاً احتمال حرکت بهسوی تولید سلاح هستهای در صورت حمله دوباره را مطرح میکند.
دو نوشته زیر برای اختصار کوتاه شدهاند.
بمب اتم، بیمه عمر حکومتها نیست
سالهاست چند مغالطه درباره سلاح هستهای در فضای سیاسی ایران تکرار میشود؛ مغالطههایی که وجه مشترکشان این است که از بازدارندگی هستهای انتظار انجام کارهایی را دارند که اساساً برای آن طراحی نشده است!
میگویند شوروی بمب اتم داشت، ولی فروپاشید!
خب، مگر قرار بوده بمب اتم تورم را کنترل کند، اقتصاد را اصلاح کند و حزب کمونیست را نجات دهد؟!
سلاح هستهای ابزار جلوگیری از نابودی کشور به دست دشمن خارجی است، نه بیمه عمر حکومتها. شوروی از درون فروپاشید؛ این موضوع نه اثبات ناکارآمدی بازدارندگی هستهای است و نه نفی آن. مثل این است که بگوییم جلیقه ضدگلوله بیفایده است، چون صاحبش سکته قلبی کرد!
میگویند ایران اسرائیل را موشکباران کرد؛ پس بمب اتم اسرائیل چه فایدهای داشت؟
بازدارندگی هستهای الزاماً مانع درگیری در پلههای پایین نمیشود؛ هدف اصلی آن جلوگیری از عبور جنگ به سطوحی است که بقای کشور را تهدید میکند.
به همین دلیل دو قدرت هستهای ممکن است با یکدیگر درگیر شوند، اما از ترس پیامدهای فاجعهبار، جنگ را محدود نگه دارند. این همان منطق «پارادوکس ثبات و بیثباتی» است.
میگویند اگر ایران آزمایش هستهای انجام دهد، کره شمالی میشود!
مگر آزمایش هستهای دستگاه فتوکپی است که همه کشورها را به کره شمالی تبدیل کند؟!
ایران و کره شمالی از نظر جغرافیا، ساختار اقتصادی، منابع طبیعی، جمعیت و روابط تجاری یکسان نیستند. هند و پاکستان در سال ۱۹۹۸ آزمایش هستهای کردند و با تحریم مواجه شدند، اما بخش بزرگی از تحریمهای آمریکا در سالهای بعد کاهش یافت یا برداشته شد.
این البته به معنای تکرار تجربه هند برای ایران نیست. تحریمهای شدیدتر، انزوای اقتصادی و هزینههای حقوقی نقض رژیم عدم اشاعه خطراتی واقعیاند؛ اما تبدیل شدن به کره شمالی، سرنوشت محتوم هر کشور هستهای نیست.
میگویند بمب اتم هم جلوی جنگ را نمیگیرد!
به نظر میرسد ایران از بحث تغییر دکترین هستهای بهعنوان کارت فشار بر غرب استفاده میکند تا وجود مطالبه داخلی برای این تغییر را نشان دهد. اما این بازی خطرناکی است: دشمن ممکن است تصور کند پیش از عبور ایران از آستانه هستهای، فرصت محدودی برای حمله مجدد و نابودی ظرفیتهای موجود دارد. https://t.co/9MiLSseujK
-- Hossein Ghatib حسین قتیب (@HosseinGhatib) October 31, 2026
خبرنامه گویا: این دو موضع در ظاهر متعارضاند، اما در منطق نویسنده، داشتن سلاح هستهای با تهدید به ساخت آن تفاوت دارد: اولی میتواند هزینه حمله را بالا ببرد؛ دومی ممکن است طرف مقابل را به حمله پیش از دستیابی به بمب ترغیب کند. اهمیت هشدار او این است که حتی از نگاه یک مدافع بازدارندگی هستهای، تهدیدهای تهران لزوماً امنیتآفرین نیست و میتواند نتیجه معکوس بدهد.
درست است! اما قرار نیست جلوی هر جنگی را بگیرد. تفاوت مهمی است میان «جلوگیری از همه درگیریها» و «کاهش احتمال جنگی که موجودیت کشور را تهدید میکند».
خلاصه اینکه: سلاح هستهای نه عصای موسی است که دریا را بشکافد، نه ابزار مدیریت اقتصاد و نه سپر نفوذناپذیر در برابر تمام حملات. موضوع اصلی بازدارندگی، تغییر محاسبات دشمن درباره هزینه و خطر جنگ است.
نوشته دوم؛ همراه با ویدئوی سخنان محسن رضایی
به نظر میرسد ایران از بحث تغییر دکترین هستهای بهعنوان کارت فشار بر غرب استفاده میکند تا وجود مطالبه داخلی برای این تغییر را نشان دهد. اما این بازی خطرناکی است: دشمن ممکن است تصور کند پیش از عبور ایران از آستانه هستهای، فرصت محدودی برای حمله مجدد و نابودی ظرفیتهای موجود دارد.



















