*برای تشکيل جهان دينی و جامعهی اسلامی، قرآن و اسلام را اصيل بفهميم
خبرگزاری دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسی
يوسفیاشکوری با اشاره به شعار بازگشت به قرآن گفت: در سدهی اخير يکی از شعارهای محوری رهبران جنبشهای اسلامی در سراسر جهان اين شعار بوده است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران(ايسنا) يوسفی اشکوری طی سخنانی در گردهمايی «روشنفکران، دانشگاهيان، اصلاحطلبان و فعالان سياسی» که در منزل حجتالاسلام و المسلمين عبدالله نوری برگزار شد، با بيان اينکه بحث قصد ندارد دربارهی نقش، اهميت و اعتقاد به قرآن صحبت کند، خاطرنشان کرد: از صد سال قبل هم همهی مردم به نوعی از قرآن استفاده میکردند. اما نخستين کسی که به صورت مشخص شعار بازگشت به قرآن را مطرح کرد سيد جمالالدين اسدآبادی بود.
وی با بيان اينکه شاخههای مختلف اسلامی اخير به نوعی نسبت به بازگشت به قرآن وامدار هستند، گفت: هم جريان بنيادگرايی و هم جريان روشنفکری و يا نوانديشی دينی نسبت به اين شعار وامدار هستند. سيد جمالالدين اسدآبادی در بسياری از مقالات و کتابهای خود بر اين شعار تاکيد داشته است.
وی با بيان اينکه پس از سيدجمالالدين اسدآبادی افراد ديگری همچون شيخ بهايی، بازرگان و شريعتی نيز کتابها و مقالاتی دربارهی بازگشت به قرآن نوشتهاند، گفت: شعار بازگشت به قرآن ختم قرآن نيست زيرا ختم کردن قرآن از گذشته بوده و تا حالا هم وجود دارد؛ اما اينکه تکيه به قرآن با چه جهتگيری مطرح بوده مهم است.
وی اظهار داشت: شعار بازگشت به قرآن همان شعار بازگشت به اسلام است. اسلام قبلا هم وجود داشته است اما اينکه بازگشت به آن مطرح میشود، مهم است و اين بازگشت انگيزه و جهتگيری مشخص ديگری داشته است زيرا متفکران مسلمان در بازگشت به اسلام به علت انحطاط مسلمانان پرداختند.
يوسفی اشکوری گفت: يکی از علتهای انحطاط مسلمانان آشنايی آنها با غرب بوده است. زمانی که اسلام کمرنگ شده بود غربیها با سرعت راه خود را طی کردند تا اينکه در قرن نوزده به عنوان يک رقيب ديرين با مسلمانان مواجه شدند و اين مواجهه در حالی بود که غربیها در همهی موارد از جمله علم، نظامی و سلطهگری جلو افتاده بودند. اين در حالی بود که اسلام در آغاز عامل جنبش و پيشرفت مسلمانان در مسائل اجتماعی، نظامی و سياسی بود اما وقتی مسلمانان از آن دور شدند به همان نسبت به انحطاط نزديک شدند. بنابراين اگر به همان اسلامی که پيامبر(ص) و امامان آن را مطرح کردند برگرديم مجددا به موفقيت دست خواهيم يافت.
وی با بيان اينکه قرآن مستندترين کتاب اسلام است، ادامه داد: شعار بازگشت به قرآن محورهايی دارد؛ به قرآن به مثابه بنياد اصلی معارف دينی توجه شود. عدهای میخواستند به قرآن تکيه کنند اما تکيهی آنها بيشتر استفادهی نقلی از آن بود و انديشه و عقل جديد را در آن دخيل نمیدانستند. اما افرادی مثل بازرگان و شريعتی به قرآن تکيه و آن را به عنوان يک کتاب انديشه مطرح میکنند. اقبال لاهوری نيز در شعار بازگشت به قرآن میخواهد قرآن را وارد زندگی مردم کند تا عامل آزادی و رهايی آنها در همهی موارد شود. نوانديشان دينی نيز میخواستند قرآن را به عنوان يک بنياد مستقل و مدرن اسلامی تاسيس کنند که از يکسو با سنتگرايان همراه باشد و از سوی ديگر با انديشههای جديد مرزبندی مشخصی داشته باشد.
وی با بيان اينکه در شعار بازگشت به قرآن، قرآن به مثابه عامل وحدت مسلمانان مطرح میشود، گفت: يکی از علل جدا شدن مسلمانان دعواهای فرقهای ميان آنهاست. مسلمانان بايد اين دعواها را کنار بگذارند. يک گروه میگويند چرا گروه ديگر با دستهای بسته نماز میخواند و همان گروه میگويد شما با دستهای باز نماز میخوانيد. اينها همه نحلههای فکری اين افراد برای شعار بازگشت به قرآن بود تا بدين وسيله اين تفرقهها از بين برود.
وی با طرح اين سوال که آيا در حال حاضر نيز میتوان اين شعار را مطرح کرد، گفت: متاسفانه در سالهای اخير اين شعار فراموش شده و خرافهپرستیهای زيادی مطرح میشود. شعار بازگشت به قرآن اين نبوده است.
يوسفی اشکوری با بيان اينکه شعار بازگشت به قرآن همچنان معتبر است، گفت: ما نياز داريم که به اسلام و به قرآن بازگشت داشته باشيم. زيرا بازگشت به قرآن همان بازگشت به اسلام نيز هست. شريعتی، شيخ بهايی و سيد جمالالدين اسدآبادی در زمانهای خودشان به اين شعار پاسخهايی دادهاند. ما نيز بايد در زمان خودمان به اين شعار پاسخ بدهيم.
وی اظهار داشت: اين شعار همچنان معتبر است اما بايد چند ملاحظه در مورد آن در نظر گرفته شود؛ اگر بخواهيم جهان را دينی و جامعه را اسلامی کنيم بايد اسلام و قرآن را اصيل بفهميم، اما اگر آنها را به خوبی متوجه نشويم، جامعهی ما هيچ تغييری نمیکند. بايد حدود و ثغور قرآن مشخص شود اما متاسفانه ما بار زيادی را به دوش دين گذاشتهايم و میگوييم اگر کسی مسلمان کامل میشود همهی مسائل آن حل میشود. در حالی که چنين چيزی درست نيست زيرا قرآن يک چراغ راهنماست تا بشر راه خود را به خوبی پيدا کند اما برای رسيدن به دموکراسی، آزادی و حقوق بشر به دهها موارد ديگر نيز نياز داريم.
وی گفت: روح، جوهر و گوهر قرآن و اسلام، هدف بازگشت به قرآن است که اگر آن روح را با بينش جديد بياميزيم، میتوانيم حرکتهای تازهای را داشته باشيم.