تازه های سايت پندار
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! دیدنیها >> اعترافات عجيب، مي خواستم تمرين آدمکشي کنم پسرم را کشتم!، ابتکار
بازپرس کشيک جنايي به همراه افسران دايره 10 اداره آگاهي مرکز به قربانگاه رفتند و بررسي هاي جامع را در دستور کار خود قرار دادند. سهيلا پس از بازداشت گفت:از اين زندگي نکبت بار خسته شده ام و نمي دانم پدر و مادرم کجا هستند. مدتي است از شهرستان فرار کرده و به تهران آمده ام.مي دانستم اگر بچه ام که پدر بالاي سرش نيست، زنده بماند عاقبتش بدتر از من خواهد بود; به همين خاطر سرش را بريدم. حالا هم مي خواهم مرا اعدام کنيد تا از شر اين همه بدبختي خلاص شوم.پرونده با صدور کيفرخواست از سوي دلداري - داديار شعبه اظهار نظر دادسراي جنايي تهران - به دادگاه کيفري فرستاده شد و او 13 آبان 86 در شعبه 71 به رياست قاضي عزيزمحمدي پاي ميز محاکمه نشست. در ابتداي اين نشست، نماينده دادستان به تشريح کيفرخواست و براي «سهيلا» اشد مجازات خواست. زن جوان وقتي رو به روي پنج قاضي شعبه ايستاد جنايت را گردن گرفت و توضيح داد: « 16 ساله بودم که همراه پسر مورد علاقه ام از خانه فرار کردم و از آذربايجان شوروي سر درآوردم. زندگي بدي نداشتيم تا اينکه آن پسر در تصادف جان باخت ومن آواره شدم. شب هاي سرد زمستان در خيابان ها بودم و مجبور شدم با مردان زيادي رابطه برقرار کنم. آنجا شروع بدبختي هايم بود; ايدز و هپاتيت گرفتم و به الکل و مواد مخدر معتاد شدم. نامردي و بي رحمي هاي اطرافيانم مرا سنگدل کرد.پسرم پنهاني به دنيا آمد و روزنه هاي اميد به رويم گشوده شد.فرزندم را دوست داشتم اما مي خواستند او را از من بگيرند. مادر جوان اضافه کرد: احتمال زيادي مي دادم که فرزندم به ايدز مبتلاست. به همين خاطر او را کشتم تا بعدها عذاب نکشد.قاضي: چرا پسر 5 روزه را سر بريدي و روده هايش را بيرون کشيدي؟سهيلا: مي توانستم او را خفه کنم تا از شر اين زندگي نکبت بار رها شود اما با چاقو به جانش افتادم تا آدمکشي را بهتر تجربه کنم و بتوانم از هر که آزارم مي داد انتقام بگيرم.قاضي: گفتي مي خواستي از هر که به تو ظلم کرده انتقام بگيري؟ چرا پسر 5 روزه ات را چنين فجيع کشتي؟ سهيلا: قبول دارم که اشتباه بزرگي کردم و حالا مي خواهم اعدامم کنيد.قاضي: خودت اعتراف کردي با مردان زيادي رابطه پنهاني داشتهاي. اکنون زناي غير محصنه را قبول داري؟سهيلا: نه، من فقط وصيت پدرم را اجرا کردم. او با آنکه سه همسر داشت اما زنان زيادي را به خانه مي آورد.اواخر عمرش هم به من گفت بعد از مرگم بايد با مردان زيادي رابطه داشته باشي تا گناهانم بخشيده شود! من هم به وصيتش عمل کردم. قاضي: مي داني پدر بچه ات کجاست؟ سهيلا: بله، مي دانم، او معتاد است. به همين خاطر آدرسش را نمي دهم تا به دردسر نيفتد. فقط مي خواهم هر چه زودتر برايم حکم مرگ صادر و اعدامم کنيد. به گزارش ايسکانيوز، با پايان حرفهاي اين زن، قاضي عزيزمحمدي و چهار مستشار وارد شور شدند.بدين ترتيب سهيلا به پزشکي قانوني معرفي شد و وضعيت روحي، رواني اش هنگام جرم تحت بررسي دقيق تر قرار گرفت.با رد فرضيه جنون، او به اعدام محکوم شد، روزگذشته حکم به تاييد شعبه 42 ديوان عالي کشور رسيد و ضرباهنگ مرگش به صدا در آمد. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||