Monday, Aug 19, 2019

صفحه نخست » شیخ زکزاکی و یک و بام دو هوای جمهوری اسلامی، علی افشاری

article2.jpgعلی افشاری - دیدگاه نو

شیخ ابراهیم یعقوب زکزاکی رهبر جنبش اسلامی شیعیان نیجریه است که از دوران فعالیت دانشجویی در دانشگاه احمد بلو نیجریه تحت تاثیر آموزه های آیت‌الله خمینی به سمت بنیادگرایی اسلامی شیعه محور متمایل شد. او به دلیل چهار دهه فعالیت برای گنجاندن احکام شرعی در قانون اساسی نیجریه در جایگاه رهبری شیعیان انقلابی و ایدئولوژیک نیجریه قرار گرفته است. وی به مدت ۹ سال در زندان به سر برده و همیشه تحت کنترل و محدودیت های دولتی توسط حکومت‌های مختلف نیجریه بوده و تهدیدی برای آنها محسوب می‌شده است. شدیدترین حمله به زکزاکی در سال ۲۰۱۵ رخ داد که ارتش نیجریه به حسینیه تحت اداره وی حمله کرد و با کشتن ده‌ها نفر از پیروانش وی را در حبس خانگی قرار داد. دلیل ارتش برنامه ریزی پیروان زکزاکی برای ترور فرماندهی ارتش بود. اعتراضات به حبس خانگی شیخ زکزاکی باعث شد تا دادگستری نیجریه در سال ۲۰۱۶ حکم آزادی‌اش را صادر کند. اما این اتفاق نیفتاد تا شدت یافتن بیماری وی باعث شد تا دولت نیجریه با اعزام اوبه خارج از کشور برای معالجه موافقت کند.

شیخ به هند رفت اما بعدا مدعی شد که نحوه درمان در بیمارستانی که در هند بستری شده بود، بر اساس گزارش های نادرست دولت نیجریه و ممانعت از اعزام پزشک معالجش در نیجریه پاسخگوی مشکلات وی نیست و پزشکان و مسئولان بیمارستان هندی از انجام عمل جراحی امتناع کرده اند. از این رو او برای یافتن مرکز درمانی دیگری به نیجریه بازگشت و در فرودگاه دستگیر شده و به بازداشتگاهی درایالت «کادونا» که قبلا در آن زندانی بود، منتقل شد. فعلا نیز در همان بازداتشگاه در حبس است. از همان آغاز حمله ارتش نیجریه به خانه و حسینیه زکزاکی، جمهوری اسلامی و بخصوص اصول گرایان تندرو پروپاگاندایی را در حمایت از وی و علیه دولت نیجریه و نهادهای حقوق بشری راه انداختند. آنها مرتب حبس خانگی وی و محدودیت های اجتماعی و سیاسی را نه تنها نشانه استبداد در نیجریه بلکه باعث بی تفاوتی و برخورد ابزاری دولت های غربی با حقوق‌بشر بشمار آورده‌اند. از لحظه سفر زکزاکی به هند تا بازگشتش نیز رسانه‌های اصول‌گرا و شبه امنیتی به شکل وسیع و پیوسته به ارائه گزارش و اطلاع رسانی رسانه‌ای پرداخته‌اند.

اما آنچه در این میان حیرت‌آور بوده و هوش از سر آدم می برد، وقاحت این جریان در اتخاذ استانداردهای دوگانه است. برخوردی که جمهوری اسلامی و بخصوص بخش مسلط قدرت در طول ۴ دهه گذشته با مخالفان و منتقدان داشته است، به مراتب از بدرفتاری دولت نیجریه با شیخ زکزاکی بیشتر بوده و قابل مقایسه نیست. زندانیان سیاسی و عقیدتی متعددی در طول عمر جمهوری اسلامی به دلیل ممانعت و یا کارشکنی در مسیر درمان ویا سهل انگاری‌ها و بی توجهی‌ها جان شان را از دست داده‌اند یا متحمل عوارض جسمی درمان ناپذیر شده اند که امکان زندگی سالم وباکیفیت را از آنها سلب کرده است. از آنجاییکه شیخ زکزاکی یک روحانی و شخصیت مذهبی است، لذا مقایسه وضعیت وی با فقها و روحانیون مغضوب نظام ولایی بیشتر به درک سیاست یک بام و هوای حکومت کمک می‌کند.

تقاضاهای مکرر آیت الله سید کاظم شریعتمداری برای درمان و مداوا با پاسخ منفی مسئولان قضائی و امنیتی جمهوری اسلامی مواجه شد و آنها با اطلاع از ابتلای ایشان به بیماری کشنده سرطان در سال ۱۳۶۱ اجازه بستری شدن وی در بیمارستانی در شهر تهران را ندادند وموقعی وی از حصر خانگی به بیمارستان منتقل شد که بیماری اش به حد خطرناکی رسیده بود و امکان درمان نداشت. آیت الله سید رضا صدر که واسطه مرحوم آیت‌الله شریعتمداری با نزدیکان آیت‌الله خمینی بود نقل کرده است که آیت‌الله خمینی گفته بود: "شریعتمداری باید در خانه‌اش محبوس باشد تا با مرضش بپوسد و بمیرد!"

محدودیت ها و اذیت و آزارهای روانی و جسمانی محدود به ایشان نبود. لیست بلند بالایی از رهبران مذهبی شیعه، سنی، بهائی، مسیحی وجود دارد که یا به نحو مشکوکی کشته و به ضیافت مرگ هدایت شده اند، یا سال‌ها در حبس خانگی و زندان بسر برده اند، یا امکان فعالیت و تبلیغ دیدگاه‌های مذهبی شان را نداشته اند. در حال حاضر حجت الاسلام مهدی کروبی بیش از ۹ سال هست که به خاطر روشنگری در خصوص تخلفات انتخاباتی در سال ۸۸ و اعتراض یه عملکرد خامنه‌ای در دوران رهبری در حبس خانگی به سر می برد و اراده جدی برای فرسوده سازی جسمی و روحی وی و مهندس میرحسین موسوی و خانم زهرا رهنورد وجود دارد. در آخرین نمونه از حملات به روحانیت منتقد و مستقل که بر استقلال حوزه های علمیه از جمهوری اسلامی تاکید دارند و موافق دخالت در سیاست نبوده و داعیه حکمرانی نیز ندارند، موضعگیری شیخ محمد یزدی دبیر کل جامعه مدرسین حوزه علمیه قم است، که به آیت‌الله سید محمد جوادعلوی طباطبایی از مراجع تقلید و مجتهدین مستقل ونوگرای قم حمله کرده است. او گفته است: «بعضی [ علوی بروجردی] اگر یک روزی رسما اعلام مرجعیت کنند، اگر زنده باشم، رسماً جلویش را می‌گیرم و اعلام رسمی هم می‌کنم. واقعا در حوزه چه کسی باید با این مسأله برخورد کند؟! نوه مرجع بودن که دلیل شرعی برای مرجعیت نیست؛ کسی نگفته هرجا فلانی نوه مرجع شد، می‌تواند مرجع باشد... اگر کسی توان علمی او محرز نشود و وارد این عرصه شود، مجبور می‌شوم رسما اعلام کنم که ایشان حق ادعای مرجعیت ندارند، چون هیچ جایی توان علمی او را تأیید نمی‌کند. ... مگر می‌شود هر روز یک نفر ادعای مرجعیت کند؟ اگر چنین فردی تابلو هم بزند، تابلویش را پایین می‌آوریم؛ هیچ تعارفی هم نداریم، چون مرجعیت نمی‌تواند بازیچه باشد. چهار، پنج مرجع داریم که از طرق شرعی مرجع شده‌اند، کافی هستند. همه که نباید فقیه و مرجع بشوند... صیانت از مرجعیت باید رعایت شود، کمیسیون صیانت از مرجعیت مصوب جامعه مدرسین و مورد تأیید پنج مرجع است که یکی از آنها مقام معظم رهبری است و حتی مراجع اخیر هم که فوت شدند، در آن زمان تأیید کردند لذا پنج مرجع تأیید کرده‌اند و هفت هشت عضو هم دارد... متأسفانه گرایش به عناوین، ظواهر و القاب [در حوزه] زیاد شده است؛ بعضی ضوابط حوزوی بزرگان زیر پا گذاشته شده است.» این ادعاها در حالی مطرح می شود که نه شیخ محمد یزدی که یک فقیه رده پایین است و نه جامعه مدرسین هیچکدام طبق رویه های شرعی و روال حاکم بر حوزه های علمیه صلاحیت تعیین مرجعیت ویا سنجش اعتبار یک مرجع را ندارند. این بدعت در جمهوری اسلامی پایه گذاشته شد که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در دعوای سیاسی مرجعیت را از آیت الله شریعتمداری سلب کرد! و بعد از فوت آیت الله اراکی اقدام به تعیین مراجع تقلید کرد.

مشکل یزدی با آیت الله علوی بروجردی که نوه آیت الله العظمی بروجردی مرجع شهیر تاریخ معاصر است و موقوفات و مدارس وی را اداره می کند، اختلاف‌نظر در حوزه سیاسی و حوزوی است. آیت الله علوی بروجردی فقیهی نواندیش است که بر تاکید حقوق انسان مستقل از عقیده در فقه شیعی تاکید دارد. او منشور کوروش را مایه مباهات می‌داند ، نظریه ولایت فقیه را نیز قبول ندارد و منتقد سیاست های فرهنگی بسته و واپسگرای نظام است. میزان خبرویت فقهی و اهلیت او در اجتهاد و مرجعیت نیز دستکم از شیخ محمد یزدی و اعضای کنونی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بیشتر است. حال با این سابقه منفی و سیاه ، شدت برخورد با رواداری مذهبی و تلاش برای تحمیل قرائت رسمی از دین برجامعه ، ولایت مداران ایرانی بدون هیچگونه شرم و آزرمی به دولت نیجریه برای سخت گیری بر شیخ زکزاکی اعتراض می کنند! در حالی که برخورد دولت و نظامیان نیجریه به مراتب نرم تر از جمهوری‌اسلامی و ارکان قدرت آن بوده است. شیخ زکزاکی محدودیت‌ها و مشکلات مخالفان سیاسی و رهبران مذهبی منتقد و مستقل در ایران را نداشته و ندارد.

استاندارد دوگانه، رویکرد ابزاری، برخوردهای شعاری و تبلیغاتی و نداشتن انسجام در موضع‌گیری‌ها از ویژگی‌های بارز بخش مسلط قدرت در جمهوری اسلامی است. سینه چاک کردن برای شیخ زکزاکی نیز ریشه در همین سنت رفتاری ناپسند دارد.



Copyright© 1998 - 2019 Gooya.com - Contact: info@gooya.com Ads: advertisement@gooya.com