Monday, Jun 29, 2020

صفحه نخست » در بی اصالتی یک شبه سکولار پُرمدعا، نیکروز اعظمی

Nikrooz_Azami_2.jpgوقتی بیش از چهل سال در قهر قلمرو دستگاه تئوکراسی شیعی باقی بمانی و بیش از بیست سال در اصلاح خواهی دینی اش سر کنی و عاقبت با انگشت بنفش «امید» نوبر جام جهان نمای این دستگاه را به نمایش گذاری و در آن مریدخویی را پیشه کنی، چه انتظار که از این مسیر روزنه ای به سوی سکولاریسم گشوده شود؟

کسی که با چنین تظاهری سخن درشت و پُر طمطراق مانند «اردوی رفرم» برزبان می راند و نمایندگان چنین اردویی همچون موسوی و کروبی را در درون نظامِ آلوده به احکام دین و محمد مجتهد شبستری را در برون از آن تشویق می کند تا رویدادهای منحصر بفرد مفاهیم اروپایی همچون رفرماسیون و پرتستانیسم مسیحیت را الگو قرار دهند و خود نیز رسماً و عملاً مرید صندوق رأی نظام دینی اسلامی ست و به همین سبب مریدخویی پیشه کرده، هنوز تمایز میان فرهنگ های گوناگون را نفهمیده که هر یک موضوعات خاص خود را دارند و نمی توان مفهومی را از بستر فرهنگ دیگری آنهم از منظر عقل و فهم اروپایی اش بعنوان الگو به بستر فرهنگ دیگر تزریق کرد (اگر نگوییم به سرقت بُردن) که در ازمنه تاریخ اش هیچگاه عقلی نیاندیشیده. آدمی که بیش از چهل سال با حکومتی دینی دمخور شود دیگر از وی چه انتظاری می توان داشت که فرق میان رفرم دینی اروپایی و اصلاح طلبی دینی را بداند و آنها را مغشوش نکند؟ و اگر در این باره می نویسم صرفاً از بابت امثال خودم است که می خواهیم بدون دخل تصرف حقیقت، آن را بدانگونه که بوده اند و هستند بشناسیم

کسی که مُهر «بنفش امید» به پرونده و «اراده سیاسی» اش خورده و با وجودی که حرکت اعتراضی سراسری دی ۹۶ و آبان ۹۸ با شعار «دیگه تموم ماجرا» چنین مُهری را بیرنگ کرده اما مع الوصف صدای آهنگ خر و پف خواب سنگین اش گوش ها را می آزارد و ظاهراً از این آزاردهی لذت هم می برد. و کسی که تابعیت مطلق و ارادت امثال بازرگان، طالقانی، پیمان (امت بوده) موسوی و کروبی به نظام اسلامی و تلاش در حفظ چنین نظامی را سکولار غالب می کند و از این دو تای آخری و سایر هم مسلکی هایشان می خواهد «اراده سیاسی» ایجاد کند تا نفسی به کالبد این حکومت دینی رو به احتضار بدمد و با نهادن تاج تلالو بر سر اصلاح طلبان دینی و از اینطریق با اصلاح پذیر کردن این حکومت دینی، جمهوری سکولار را برقرار کند غافل از اینکه خویشتنش در تف چنین خبط دِماغی در حال برشته شدن است! چونکه هیچ حکومت دینی تا کنون در این کره خاکی راه به اصلاح نبرده و مالاً به زیر کشیده شده.

گفته شده، «وقتی ما جمهوریخواهان علی رغم برخورداری از پایه اجتماعی گسترده و بیشترین شمار کادرهای ورزیده، قادر به تولید هیچ اراده سیاسی قابل رویتی نباشیم، رضا پهلوی دلیلی برای جدا شدن از پایگاه سنتی و اقتدارگرای سلطنت نخواهد داشت.»

فرض را بر این گیریم که چپ های جمهوری خواه دست از سرسختی ایدئولوژیکی سابق خود شسته و پیوستند به اعتدال سوسیال دموکراسی و بعضاً به لیبرال دموکراسی و گیریم که با سکولاریسم پیوند برقرار کرده اند خب، وجه مهم سکولاریسم عملاً و رسماً در نظام سلطنت پادشاهی پیشین توضیح می شود و شما که تازه دارید سکولاریسم را مزه مزه می کنید پس طلبکاری تان از وجه سکولاریسم نظام پیشین و رضا پهلوی که توامان سکولار و دموکرات باهم است چیست؟ با کدام تجربه به خود می قبولانید که جمهوری چپ شما مساوی با دموکراسی ست اما مشروطه سلطنتی و پادشاهی نمی تواند چنین باشد؟ سرخ و سیاه که با همکاری هم حتا دولت دموکرات شاپور بختیار را برنتافتند و در تداوم شورش اسلامی از این دولت خلع ید نمودند و با تأسیس یک جمهور دینی بنیاد های یک جامعه نُرمال را تخریب کرده و کاملاً از بین بُردند، این دیگر فقط سخن فرشگردی ها نیست همگان جز چپ های جمهوری خواه، به چنین نظری رسیده اند. حاکمیت محافظه کار و ارتجاع سیاه با دستیاری چپ سرخ فام هر نوع نشانه ای از سکولاریسم از جمله این نشانه را در ارتش سکولار ایران نیست و نابود کردند و حالا به جای عذر خواهی طلبکار هم شده اند و به جای پیوستن به سکولاریسم واقعی به «سکولاریسم» خاتمی و کروبی و موسوی دل بسته اند. کوس رسوایی این نوع سکولارها را دی ۹۶ و آبان ۹۸ به صدا در آورد هر چند گوش ناشنوایان شنوا دل نمی توانند این صداها را بشنوند.

فروتنی تان در قبال اتحا سرخ و سیاه که این اتحاد در مقطع شورش شیعی ۵۷ محقق گشته و جمهور دینی را زایاند، به جای عبرت و حیرت از تلخکامی این تجربه و تلخکامی تجربهء ناشی از شکست اصلاحات دینی که با هیچ مجوزی نمی توان چنین اصلاحاتی را با رویداد رفرماسیون اروپا مقایسه کرد که قیاس مع الفارقند تازه شما را به این نتیجه رساند که حافظان نظام دینی مانند خاتمی، کروبی و موسوی که می خواهند به «دوره طلایی امام» که برایشان مفید به اعزاز است و عزم را جزم کرده اند تا به این دوره رجعت نمایند، سکولار بنامید؟ سکولاریسمی که به تن شان بی قواره است آنگاه که خودشان، خودشان را حافظان نظام دینی می پندارند. چنین تجربه تلخی بر هر قلوبی چنگ می زند و بر هر ذهن آگاه تلنگر. اما دریغ از شما که خم به ابرو نمی آورید و به جای عبرت از استحکام چنین اتحادی که بر هر چه رنگ اصلاح جامعه و سکولاریسم بود شورید و نیز به جای بازگشت به وجه سکولاریسم در مناسبات جامعه پیش از جامعه «امت و فقیه» و قبول آن، به شخصیت نمادین چنین سکولاریسمی که بنا به اعتراف خودتان از اعتبار اجتماعی نیز برخوردار است چنگ و دندان نشان می دهید! این موضعگیری مخرب که اهانت سیاسی و روشنگریست قطعاً وجدان آگاه را می خراشد. و من یکی از این وجدانها هستنم که در پاسخ تان این مطلب کوتاه را نوشتم.



Copyright© 1998 - 2020 Gooya.com - Contact: info@gooya.com Ads: advertisement@gooya.com