فرزانه روستایی
بی عملی و سکوت جبهه اصلاحات نسبت به قتل عام مردم ایران و اینکه حمایتی از اعتراضات نکردند مانند سالک در سیمای آنها می ماند و از سوابق آنها پاک نمی شود. بدتر از آن، محمد خاتمی در بیانیه خود دومین تیر خلاص را به جریان اصلاحات زد. خاتمی به صراحت علیه مردم موضع گرفت و در نیمکت لباس شخصی ها و یگان ویژه نشست و خون های به ناحق ریخته را لگد مال کرد، ولی عبای شکلاتی خود را بالا گرفت تا لکه نگیرد . بیانیه ۱۴ نفر ملی مذهبی هم تناسبی با بحران نداشت و حمایتی از مردم نکردند. تو گویی این ۱۴ نفر در ۱۴۰۰ سال پیش سیر می کنند.
جمهوری اسلامی هیچگاه مانند این بار که چندین میلیون شهروند به خیابان ریختند طعم تلخ سرنگونی را نچشیده بود. ترس از فروپاشی سریع سرکوبی را رقم زد که دیگر شرايط کشور را به وضعیت عادی یا قبل از زدن مردم بازنمی گرداند. این بار از تیربار و تک تیرانداز و قاتل ترین نیابتی های عراقی و افغانی برای سرکوب مردم استفاده کردند و بیش از ۲۰ هزار کشته روی دست مردم گذاشتند. اگر شرایط دشوارتر شود و خطر سرنگونی باز هم جدی تر شود شاید در دور بعدی نیم میلیون نفر را هدف قرار دهند. آمار تا ۵ میلیون نفر نیز در محافل خصوصی آقایان شنیده شده است.
مصباح یزدی، خامنه ای، و میر محمد باقری معتقدند برای حفظ اسلام و نظام حتی اگر نیمی از نفوس کشته شوند هیچ شرعیتی نقض نشده است. از نظر انها ایران غنیمت جنگی شیعه است و بس. بر اساس همین استدلال، از نظر آپاراتچی های جمهوری اسلامی اگر نظام یک بار دیگر در معرض خطر قرار گیرد هیچ خط قرمزی وجود نخواهد داشت.
حال باید پرسید اگر جمهوری اسلامی در دور بعدی اعتراضات که احتمالا دیر نیست یک قتل عام تاریخی راه انداخت محمد خاتمی باز هم طرف برادران قاتل حشدالشعبی را خواهد گرفت؟ آیا جبهه اصلاحات باز هم صبر می کند تا ببیند چه می شود؟ و اطلاعیه ۱۴ نفر ملی مذهبی نیز باز هم از روی آمار کشته ها خواهد پرید و بیانیه ای بی خطر صادر می کند؟

















