Saturday, Apr 18, 2026

صفحه نخست » آیا قالیباف گورباچف جمهوری اسلامی است؟

gorbachov.jpgاشکان صفایی - ایران اینترنشنال

فشار خارجی، شکاف در هسته قدرت و سرخوردگی بدنه ایدئولوژیک، جمهوری اسلامی را به نقطه‌ای رسانده که هر عقب‌نشینی برای بقا می‌تواند به ریزش بیشتر منجر شود؛ وضعیتی که ممکن است محمدباقر قالیباف را ناخواسته به «گورباچف» این نظام بدل کند.

در اوج جنبش موسوم به اصلاحات در نیمه دوم دهه هفتاد خورشیدی، زمانی که محمد خاتمی دم از «گفت‌وگوی تمدن‌ها»، «فضای باز سیاسی» و «جامعه مدنی» می‌زد، گروه‌های مختلفی او را «گورباچف ایران» می‌خواندند.

برخی مانند حسین شریعتمداری و حسن عباسی برای کوبیدن خاتمی این لقب را به وی داده بودند؛ و برخی جریان‌های مخالف حکومت در آن زمان نیز از روی امید به اینکه او بتواند کاری را که آنها در آن زمان قادر به انجامش نبودند، یعنی ساقط کردن رژیم تسریع کند، به این ریسمان چنگ می‌زدند.

بخش بزرگی از جامعه لیبرال غرب هم که بازتاب تفکراتش در رسانه‌هایی چون نیویورک‌تایمز، تایم و بی‌بی‌سی دیده می‌شد، از آنجا که وجود جمهوری اسلامی را به‌عنوان واقعیتی تغییرناپذیر پذیرفته بودند، به‌دنبال راهی بودند که این واقعیت را با چهره‌ای مثل او قابل‌هضم کنند.

اما نکته جالب اینجا بود که شخص خاتمی و نزدیکانش نه تنها هیچ‌گاه این نقش را نپذیرفتند، بلکه بارها تاکید کردند که "اصلاحاتشان" به‌منظور تقویت نظام است. امروز با نگاهی تاریخی می‌توان دریافت که ساختار آن زمان حکومت، اصولا اجازه مبدل شدن فردی به گورباچف را نمی‌داد؛ چرا که علی خامنه‌ای در مقام ولی‌فقیه، هم ترمز اصلاحات را در دست داشت و هم مانع از انتحار یا ناامیدی جناح رقیب می‌شد.

در بعد اجتماعی نیز، ایران در نیمه دوم دهه هفتاد هنوز آمادگی تغییر کامل حکومت را نداشت. بخش بزرگی از مردم هنوز به شکلی از اصلاحات امید داشتند. نسل انقلابیون ۵۷ هنوز زنده و امیدوار بود و تمام ابزارهای تبلیغاتی نیز، همچون ابزارهای قدرت، در دست حکومت بود؛ حال چه این جناح حکومت و چه جناح متقابل.

امروز اما، حدود سه دهه پس از آن دوران، همه‌چیز تغییر کرده است. جمهوری اسلامی در سه سال گذشته چندین بار هدف حملات مستقیم خارجی قرار گرفته؛ نسلی جدید و ناباور به کلیت نظام به میدان آمده که در اعتراضات ۱۰۰ روز پیش (با وجود کشته شدن بیش از ۴۰ هزار تن) حکومت را لرزاند؛ و از همه مهم‌تر، علی خامنه‌ای به‌عنوان عمود خیمه نظام از صحنه حذف شده است. جانشین او نیز حتی طبق قوانین خودِ رژیم، مشروعیت و نفوذ کلام پدرش را برای جلوگیری از فروپاشی در زمان شکاف‌های عمیق ندارد.

دقیقا همین‌جاست که فرد یا افرادی ممکن است ناخواسته «گورباچف ایران» شوند و اکنون این فرد می‌تواند محمدباقر قالیباف باشد.

او در چهلم علی خامنه‌ای به اسلام‌آباد رفت و با معاون رییس‌جمهوری کشوری (آمریکا) دیدار کرد که در کشتن رهبر پیشین نظام نقش داشت.

شواهد نیز نشان می‌دهد که بقایای حکومت ممکن است برای ماندن در قدرت، حاضر به دادن امتیازاتی شوند که تیر خلاص به پایه‌های ایدئولوژیک ۴۷ ساله نظام است.

آنچه ترامپ در همین مرحله نخست دنبال می‌کند تحویل اورانیوم غنی‌شده، توقف دائمی غنی‌سازی و خلع سلاح حزب‌الله، به معنای پایان ماهیت جمهوری اسلامی است. اما انتخاب این گزینه، تبعاتی ناخواسته دارد: سرخوردگی بدنه ایدئولوژیک.

در حالی که هنوز توافق رسمی اعلام نشده، کوچک‌ترین نشانه‌های عقب‌نشینی حکومت، با موجی از خشم در میان نیروهای ارزشی روبرو شده است. واکنش تند حساب‌های هواداران سعید جلیلی و رائفی‌پور در شبکه اجتماعی اکس و متهم کردن مسئولان به «فتنه» و «کودتا»، نشان‌دهنده لرزه در ستون‌های نظام است.

وقتی حساب هواداران جلیلی می‌نویسد «اگر اینها دستور رهبری است، ویدئو آن را منتشر کنید»، یعنی اعتماد بدنه به مرکزیت قدرت از بین رفته است.

04.jpg
حساب موسوم به هواداران سعید جلیلی، همچون حساب هواداران رائفی‌پور، تنها ساعاتی پس از انتشار این توییت بسته شد.

نمونه‌ای از سرخوردگی بدنه ایدئولوژیک حکومت را نیز می‌توان در این توییت دید:

05.jpg
اینجاست که درس تاریخ شوروی تکرار می‌شود. سیاست‌های گلاسنوست (شفافیت) و پرسترویکا (بازسازی اقتصادی) در شش سال پایانی شوروی، «امپراتوری شر» را از ایده‌های اولیه کمونیسم دور کرد.

وقتی شفافیت باعث شد بدنه حزب ببیند رهبران در ویلاهای مجلل (داچا) زندگی می‌کنند در حالی که مردم در صف نان هستند، ایمان آنها فرو ریخت. زمانی که نقطه نهایی فروپاشی رسید، بدنه به شدت ایدئولوژیک که می‌دید آنچه از حکومت مانده ارتباطی با آرمان‌ها ندارد، حاضر به دفاع از آن نشد و «امپراتوری شر» در چشم بر هم زدنی فرو ریخت.

امروز هم اگر باقی‌مانده رژیم از «حق غنی‌سازی» و حزب‌الله لبنان بگذرد، دیگر تضمینی نیست که بدنه ایدئولوژیکش حاضر شود در خیابان‌ها از آن دفاع کند و دست به کشتاری مشابه دی‌ماه گذشته بزند.

بدون علی خامنه‌ای که بتواند این عقب‌نشینی را «نرمش قهرمانانه» بنامد، قالیباف و همراهانش در تلاش برای حفظ بقا، ناخواسته به گورباچف‌های ایران مبدل خواهند شد. این، نه یک پیش‌گویی است و نه به معنای حمایت از قالیباف. این متن تنها تحلیلی است از آنچه در ایران می‌گذرد و آنچه ممکن است بر اساس یک نمونه تاریخی رخ دهد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy