Thursday, Jun 4, 2026

صفحه نخست » پایان یک گفت‌وگو، ابوالفضل محققی

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgجواب نظری که برایم ارسال کرد؛ قسمت آخر

می‌دانی مشکل در کجای کار است؟

مشکل آنجاست که با وجود ارتباط‌ها، با وجود اطلاع‌رسانی‌ها، نیروهای خارج از کشور، با وجود دلسوزی و تلاش عظیمشان، هنوز قادر به درک و قبول مسئولیت بسیار خطیر و عاجل خود در برابر کلیت جامعه ایران نیستند.

هنوز درگیر مسائل ذهنی خود هستند که فکر می‌کنند بدون جواب دادن به آن‌ها نمی‌توانند کنار هم بنشینند و به درمان این مریض از پای افتاده، به نام ملت ایران، بپردازند.

چرا که درد خنجر نشسته بر کتف مردم توسط جمهوری اسلامی را حس نمی‌کنند؛ خنجری ساخته‌شده از مجموعه عواملی که روزانه ما بیماران داخل کشور با آن‌ها درگیریم.

هر حرکتی که می‌کنی، این خنجر حکومتی چنان عذابت می‌دهد که توان از تو می‌گیرد، زمین‌گیرت می‌سازد؛ طوری که فکر می‌کنی امید رهایی نیست.

شما این درد مشترک را نمی‌توانید درک کنید.

از حامیان حکومت در داخل اگر بگذریم، اکثریت قریب به اتفاق جامعه گرفتارند. چه آن‌کس که سلطنت‌طلب باشد یا طرفدار فلان جریان یا فرد؛ همه در کنار هم این درد را تحمل می‌کنند.

در فرصت‌هایی که به دست می‌آورند، فریاد مشترک سر می‌دهند؛ به‌خصوص نسل جوانی که سکان‌دار اصلی مبارزات خیابانی است.

آن‌ها وقتی به صحنه می‌آیند، هیچ‌کدام از دیگری نمی‌پرسد طرفدار کدام جریان سیاسی هستی؟ با هم شعار می‌دهند، شعارها را تفکیک نمی‌کنند، کسی را به‌عنوان دادن شعار طرفداری از شخص رضا پهلوی از صف بیرون نمی‌کنند؛ یا بالعکس، کسی را به خاطر دادن شعار جمهوری‌خواهی طرد نمی‌کنند.

می‌دانی، دردآور است اما واقعی است. هستند تعدادی از فعالان سیاسی که هنوز این امتزاج و یکپارچگی را برنمی‌تابند.

هنوز نه در میدان، بلکه در جلسات خود دنبال راه‌حل و برخوردی هستند که گذشته را عمده نمایند و خرمن‌های کهنه را باد دهند.

کپی همین کارها که شماها، این نسل ایدئولوژی‌زده که هنوز ذهنتان درگیر گذشته است و فکر می‌کنید صاحب یک تجربه قیمتی هستید، انجام می‌دهید؛ چرا که فراتر از آنچه در ذهن خود ساخته‌اید نمی‌توانید عمل کنید.

ذهن خشکی که حتی فقر، فلاکت و این همه بدبختی حاصل از جمهوری اسلامی را توجیه می‌کند، بی‌آنکه به پس و پیش خود نظر کند و از این که هیچ نیروی جوانی زیر پرچمی که او علم کرده بیاید، سؤالی در ذهنش ایجاد شود.

آن‌ها تشنگی نسلی را که آرزوی سیراب شدن از چشمه زندگی را دارد نمی‌بینند. از این رو، روگردانی نسل جوان را نیز درک نمی‌کنند.

جامعه آبستن بسیار حوادث، چالش‌ها و درگیری مردم با حکومت است. آن وقت شما، بدون آنکه به خواست و نیاز جامعه پاسخ دهید، هر کدامتان بیرقی برداشته و شعار می‌دهید.

دردآور است که حتی نمی‌خواهید نظر خودتان را، لااقل نسبت به تجمعات عظیم مهاجران خارج از کشور که مانند شما فکر نمی‌کنند، تغییر دهید و از خود بپرسید این همه ایرانی، به‌خصوص نسل جوان که ما فیلم‌هایشان را می‌بینیم که سر به ده‌ها هزار می‌زنند، این همه راهپیمایی و این همه مداومتشان در داخل بین مردم، به‌خصوص جوانان، چه بازتابی دارد؟

مردم با چه امید، آرزو و تحسینی به این همه نیرو که اکثراً تحصیل‌کرده و مشغول کارند نگاه می‌کنند.

متعجب از این که چرا اپوزیسیون جمهوری‌خواه ــ چپ‌ها که جای خود دارند ــ به‌جای حمایت از این همه نیرو و پیگیری، با ذره‌بین در بین آن همه جمعیت، به دنبال چند نفری هستند که به هر دلیل می‌توانند در بین هر جماعت عظیمی باشند؛ عربده‌کش، طرفدار ساواک، یا نفوذی جمهوری اسلامی، یا معتقدی فالانژ؛ تا بزرگش کنند و کلیت یک مجموعه عظیم را زیر سؤال ببرند؟

شما فکر می‌کنید در داخل هم نگاه مردم و نسل جوان این‌گونه است؟ یا این که این نیروی عظیم حامی مردم را در خارج از کشور به‌عنوان نیروی حامی و تأثیرگذار می‌دانند و سپاسگزار این همه تلاش هستند؟

می‌گویم: «به نظرت چه باید کرد؟»

می‌گوید: «باید فکر کنم. شب نظرم را برایت در تلفن می‌فرستم.»

نظری که فرستاد

«ما امروز در برابر نسلی ایستاده‌ایم که با شجاعت بی‌نظیر خود، بی‌هیچ ادعایی، به بهای جان، خواست ساده و روشنش را که همانا آزادی و یک زندگی ساده همچون زندگی یک جوان غربی است، بیان می‌کند.

نسلی که در داخل حماسه می‌آفریند و در خارج، ماه‌هاست در سیمای صدها هزار جوان تحصیل‌کرده و تأثیرگذاری که می‌دانند با راهپیمایی‌های پیوسته، پژواک صدای دادخواهی آن‌ها در خارج از کشور، مانع از خاموش شدن فریاد تظلم‌خواهی آنان می‌شوند، تجلی یافته است؛ صدایی طنین‌انداز در سرتاسر جهان.

این همایش‌ها و تجمعات جهانی نه نمایش یک جریان سیاسی، بلکه سرمایه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نسلی است که اعتراضات شکوهمند دی‌ماه سال نود و شش، آبان نود و هشت، شهریور هزار و چهارصد و یک و اعتراضات اخیر دی‌ماه خونین را رقم زدند؛ جنبش‌هایی که دامنه پرشور آخرین آن‌ها، با هزاران کشته، چنین احساسات عظیم ملی را در بین مهاجران ایرانی، به‌خصوص نسل جوان مهاجر ایرانی، برانگیخت.

شور و احساساتی که اگر به‌درستی به کار گرفته شوند، می‌توانند نیرویی تعیین‌کننده در تغییر آینده ایران باشند.

اما چرا تاکنون نتوانسته‌اید از این همه همایش بهره بگیرید؟

چیزی نیست جز این که هنوز در بند چرخه تاریخی گذشته‌اید؛ هنوز هویت سیاسی خود را از دشمنی با شاه و رضا پهلوی تعریف می‌کنید؛ هنوز در چهاردیواری فرقه‌ای خود پادشاهی می‌کنید و نمی‌خواهید بپذیرید که میدان واقعی در دست نسل جوان است.

این ذهنیت گروهی، این غرور فردی مسلط بر رهبران سال‌خورده سیاسی که هنوز حاضر به پذیرش اشتباهات خود، چه در ارتباط با انقلاب پنجاه و هفت و چه در سال‌های بعد که در حمایت از خمینی فاجعه آفریدند، نیستند، اجازه نمی‌دهد تا از پیله‌ای که افکارشان به دور آن‌ها تنیده است بیرون بیایند؛ تا از بزرگ‌ترین فرصت تاریخی که زمان در اختیارشان نهاده است استفاده کنند.

تفکر دگمی که مانع از پذیرش قدرت نسل جوان، هم‌سویی و انتقال تجربه نسل خود به آن‌ها می‌گردد.

از نظر من، مهم‌ترین وظیفه اپوزیسیون خارج از کشور در لحظه کنونی، تلاش برای پیوند دادن مبارزان داخل با خارج از کشور و نشان دادن این مطلب است که شما فرزندان رشید این سرزمین در رزمتان با جمهوری اسلامی تنها نیستید؛ بلکه نیروی عظیم مهاجران ایرانی خارج، یکپارچه از مبارزه شما دفاع می‌کند.

دفاع از حق انتخاب آن سبک از زندگی انسانی و مدرن که خواهان آن هستید.

ما در رقابت با هیچ گروه و دسته‌ای نیستیم، چرا که یکپارچگی تمام جریان‌های سیاسی خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی را، جهت فائق شدن و به زیر کشیدن جمهوری اسلامی، مهم‌ترین وظیفه در جهت حمایت از مبارزه شما می‌دانیم.

ما در کنار شما هستیم و احترام می‌گذاریم بر انتخاب شما در راستای رسیدن به جامعه‌ای سکولار، دموکراتیک و حکومتی برآمده از دل انتخاباتی کاملاً آزاد.

این می‌تواند مانیفست یک اتحاد عمل جهت عبور از گذشته، ایستادن بر سکوی حال، نگاه به آینده و ساختن آینده‌ای باشد که لایق این سرزمین تاریخی و آبا و اجدادی ماست.»

من چیزی افزون بر این نوشته و نظر یک همرزم سابق، مانده در ایران، ندارم؛ جز سپاس برای تمامی سال‌هایی که دوستی‌اش با من هرگز نقصان نگرفت.

نه با من، نه با مردمی که به آن‌ها عشق می‌ورزد و به چیزی جز منافع مردم نمی‌اندیشد.

ابوالفضل محققی



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy