احمد وحدتخواه - ویژه خبرنامه گویا
مرحوم احمد انواری، روزنامهنگاری که در دوران حکومت دکتر مصدق روزنامه «پرخاش» را منتشر میکرد، عادت داشت روی واژههای مطالبش نقطه نمیگذاشت.
در آن روزگار، کارگران بخش حروفچینی روزنامه زحمت زیادی را برای گذاشتن قطعه سربی «نقطه» روی نوشتههای احمد انواری میکشیدند، چون بود و نبود آنها مفهوم و برداشت واژه را بهکلی تغییر میداد.
انواری در خاطراتش نقل میکرد که روزی یک کارگر چاپخانه با یک سطل بزرگ پر از حروف سربی به دفتر او میآید و به او میگوید: «اینها همه نقطههایی است که او در نویسندگی مقالاتش جا انداخته و بهتر است به رسم یادگار در دفترش نگه دارد!»
ملت ایران نیز نزدیک به نیم قرن پیش، در موفقترین دوران تاریخ معاصر خود برای زدودن عقبماندگی از تمدن جهانی و تولدی دوباره، در نبرد با لشگری از نیروهای متخاصم خارجی و وابستگان فرومایه آنها، با برداشتن یک نقطه از روی یک واژه پا به دوران وحشت بزرگ گذاشت.
امروز دیگر بر ایرانیان و جهانیان روشن گشته است که هدف نهایی رهبران انقلاب اسلامی و دنبالچههای چپی و مجاهد آنها در مخالفت با شاه فقید، برداشتن نقطهای از همسویی حکومت او با جهان «غرب» و کشاندن ایران به منجلاب مصیبتهای جهان «عرب» برای ایران و ایرانی خلاصه میشده است.
آن روزی که آزادی قدس از راه کربلا، نابودی اسرائیل، سرنگونی خاندان آل سعود و تشکیل حزبالله جایگزین شعارهای دروغین آزادی و استقلال «انقلاب اسلامی» گشت، چهره واقعی نارهبران ملت ما و اهداف واقعی آنها در مخالفت با رژیم شاه آشکار شد.
چند ماهی پیش از ورود آیتالله خمینی به ایران، تلویزیون دولتی فرانسه مصاحبهای را در تهران با محمدرضا شاه برگزار کرده بود. خبرنگار مصاحبهگر از شاه میپرسد: «شما فکر میکنید خواست واقعی مخالفان شما به رهبری نیروهای مذهبی چه میباشد؟»
شاه تنها با گفتن یک جمله کوتاه پاسخ میدهد:
«نابودی ایران.»
تخم لق «غربزدگی» را هم جلال آل احمد، بت روشنفکران سرگردانی که از مارکسیسم قلابی حزب توده به «اسلام» سیاسی و ارتجاعی پناه برده بودند، در واژگان سیاسی دوران پیش از انقلاب جا انداخت.
به دیده او، غرب و «فرهنگ ماتریالیستی» آن پس از جنگ دوم جهانی به نفوذ و رسوخ همهجانبه در جامعه سنتی ایران در دوران پهلویها روی آورده بود که در این رهگذر گویا «هویت اسلامی» ایرانیان مسخ شده بود؛ همان خزعبلاتی که سالها از سوی خامنهای و شرکای او در توجیه وابسته کردن ایران به روسیه بیان میشده است.
واقعیت این است که دوران جنگ سرد که به سقوط حکومت شاه هم یاری رساند، امروز در ابعاد جدیدی احیا گشته و تمرکز عمده آن پس از تحولات دموکراتیک در کشورهای شرق آسیا و آمریکای لاتین به خاورمیانه منتقل گشته است.
در این میان، بلاهت سیاسی حاکمان سرزمین ما در آتشافروزی در جهان اسلام، همان سکوی پرش روسیه برای بازسازی نفوذ از دست رفته خود پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی و توطئههای چین برای رقابت با نفوذ آمریکا در منطقه میباشد.
خروشچف روزگاری نه چندان دور به یک خبرنگار آمریکایی که از او درباره احتمال بریدن ایران از دنیای غرب و پیوستن آن به اقمار شوروی آن زمان پرسیده بود، گفته بود:
«ایران مثل یک سیب رسیده روی درخت است. آن روزی که گندیده شود، خودش به دامن ما میافتد.»
و چه گندی زده است این انقلاب اسلامی بر میهن ما!

یادی کنیم از صحبتهای قشنگ آقای شمخانی
















