آمیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
به نظر میرسد دونالد ترامپ در حال تغییر رویکرد خود است. برای دومین شب متوالی، ارتش آمریکا آنچه را «حملات دفاع از خود» علیه رژیم ایران توصیف کرده، انجام داد؛ حملاتی که ترامپ تلویحاً آنها را پاسخی به «طولانی شدن روند توافق» از سوی جمهوری اسلامی دانست. در واکنش، تهران نیز به پایگاههای آمریکا در اردن، بحرین و کویت حمله کرد.
به گفته فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، آخرین حملات بر سامانههای نظارتی، ارتباطی و پدافند هوایی ایران متمرکز بوده است. رسانههای ایرانی نیز وقوع انفجارهایی را در جنوب کشور، در نزدیکی تنگه هرمز، تأیید کردهاند؛ همان منطقهای که نیروهای آمریکایی روز سهشنبه نیز اهداف مشابهی را در آن هدف قرار داده بودند. با این حال، مهمترین اهرم فشار آمریکا یعنی زیرساختهای انرژی رژیم ایران همچنان دستنخورده باقی مانده است. در عوض، واشنگتن بهصورت مرحلهای در حال تضعیف تواناییهای نظامی جمهوری اسلامی در اطراف تنگه هرمز است؛ اما هدف نهایی این راهبرد هنوز روشن نیست.
دو ماه پس از آغاز این روند، به نظر میرسد ترامپ سرانجام «زبان جمهوری اسلامی» را یاد گرفته است.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس جمهوری اسلامی که در غرب اغلب چهرهای میانهروتر معرفی میشود، این هفته آشکارا گفت که دیپلماسی و قدرت نظامی دو ابزار مکمل یکدیگر هستند؛ به این معنا که فشار نظامی میتواند شرایط مطلوبتری برای دستیابی به دستاوردهای سیاسی، حقوقی و اقتصادی در مذاکرات ایجاد کند.
عباس عراقچی نیز سالهاست از همین الگو دفاع میکند. او در کتاب «قدرت مذاکره» بر تکرار مداوم مطالبات تا زمان فرسوده شدن طرف مقابل تأکید کرده و نوشته است: «کسی که زودتر خسته و بیحوصله شود، بازنده خواهد بود.»
جمهوری اسلامی طی دو ماه گذشته همین راهبرد را دنبال کرده است؛ ترکیبی از مذاکرات فرسایشی، پیشنهادها و عقبنشینیهای پیاپی و همچنین فشارهای نظامی محدود علیه متحدان آمریکا و مسیرهای کشتیرانی بینالمللی. هدف این بوده که صبر ترامپ بهتدریج فرسوده شود.
این راهبرد در مقاطعی حتی به موفقیت نزدیک شد. در ماه مه، اعلام یک توافق اولیه که شامل برخی مشوقهای اقتصادی در ازای ۶۰ روز مذاکره هستهای بود، نگرانی بسیاری از جمهوریخواهان تندرو را برانگیخت. ترامپ در نهایت از آن مسیر عقب نشست، اما این هفته بار دیگر تردیدهایی ایجاد شد؛ زمانی که او از اسرائیل خواست در برابر یکی از حملات جمهوری اسلامی واکنشی خویشتندارانه نشان دهد.
منتقدان نگران بودند که ترامپ بیش از حد به جمهوری اسلامی اعتماد کند و تحت تأثیر مذاکرات فرسایشی تهران قرار گیرد. به باور آنها، او در آستانه نادیده گرفتن یکی از توصیههای خود در کتاب «هنر معامله» قرار داشت؛ اینکه در هیچ مذاکرهای نباید چنان رفتار کرد که گویی به توافق نیاز مبرم دارید.
اما شاید هم تحلیلگران و هم جمهوری اسلامی در ارزیابی خود دچار اشتباه شده باشند. ترامپ در بخش دیگری از همان کتاب مینویسد: «هرگز خودم را به یک توافق یا یک روش محدود نمیکنم. همواره گزینههای متعددی را همزمان روی میز نگه میدارم.»
امروز نشانههایی وجود دارد که ترامپ بیش از گذشته به گزینه نظامی تمایل پیدا کرده است.
برای دومین شب پیاپی، اسرائیل از حملات تلافیجویانه رژیم ایران در امان مانده، در حالی که جمهوری اسلامی حملات خود را متوجه پایگاههای آمریکا در منطقه کرده است. محاسبه تهران ساده است: هدف قرار دادن طرفی که احتمال پاسخ مستقیم کمتری دارد.
از زمان عبور جمهوری اسلامی از خط قرمز اعلامشده ترامپ در ماه ژانویه، او میان دو هدف متضاد حرکت کرده است: از یک سو افزایش فشار بر حکومت ایران و از سوی دیگر دستیابی به یک توافق دیپلماتیک. حملات اخیر نشان میدهد ترامپ شاید بار دیگر در حال حرکت باشد؛ اما هنوز مشخص نیست مقصد نهایی او چیست.
همانگونه که در بسیاری از نمایشهای سیاسی رخ میدهد، این تماشاگران هستند که با نگرانی تحولات را دنبال میکنند، نه بازیگر اصلی صحنه. و در مورد ترامپ، شاید همین غیرقابل پیشبینی بودن بخش مهمی از راهبرد او باشد.

















