«ما متحدان و دشمنان همیشگی نداریم. تنها منافع ملی ماست که همیشگی و دائمی است و وظیفهٔ ما دنبال کردن این منافع است.»
(لرد پالمرستون، نخستوزیر انگلیس)
منافع ملی به عنوان مقولهای از تحلیل علمی
مفهوم «منافع ملی» ماهیتی پیشا-دموکراتیک دارد؛ از نظر تاریخی، این مفهوم ــ در ابتدا به عنوان «منافع عمومی» ــ در ارتباط نزدیک با مفاهیم «خرد دولت» و «حاکمیت» دولت توسعه یافت که به نوبه خود منعکسکننده جدایی اولیه حوزههای عمومی و خصوصی در دوران مدرن بود.
هرچند اشاره به «ملت» به طور بالقوه مفهوم «منافع ملی» را برای تفسیری سازگار با دموکراسی باز میکرد، اما مفهوم «منافع ملی» همزمان شهروندان (به عنوان یک «ملت») را در یک جامعه (ملی) ادغام میکرد و بنابراین، به یک معنا، بلافاصله آنها را از حق رأی محروم میکرد.
منافع ملی، فراتر از منافع فردی، احزاب و طبقات اجتماعی، به عنوان امری از پیش تعیینشده توسط تاریخ، فرهنگ و جغرافیا و بنابراین تغییرناپذیر و در نتیجه از نظر سیاسی جایگاهیابیشده تصور میشد. این امر آنها را فراتر از درک مستقیم شهروندان قرار میداد؛ کاوش، تدوین و اجرای آنها به عهده متخصص سیاست خارجی بود که در این زمینه به عنوان یک دولتمرد عمل میکرد.
منافع ملی ایران در گذر زمان
مفهوم منافع ملی از نظر تاریخی، احتمالاً با تأسیس اولین حکومت ملی ایرانیان (۹ سده پس از بر افتادن شاهنشاهی ساسانی و سلطه تازیان، مغولان و ترکان در ایران) توسط صفویان برای اولین بار تعریف (تمامیت ارضی و...) و بعدها، بهویژه از طریق تأسیس اولین دولت-ملت ایران تحت حکومت پهلوی اول، توسعه یافت.
در دوران پهلوی دوم، منافع ملی ایران بر چند محور کلی تعریف شده بود:
● حفظ پادشاهی مشروطه،
● اتحاد استراتژیک با غرب در دوران جنگ سرد (آمریکا)،
● تأمین امنیت خلیج فارس،
● پیشرفت اقتصادی ــ نظامی.
نگاهی بر منافع ملی ایران در آینده
به نظر نگارنده، دیدگاه دانشگاهیان در تعریف منافع ملی ایران چندان مفید نیست.
دانشمندان علوم سیاسی تا حد زیادی موافقند که منافع ملی باید بر سه ستون اصلی استوار باشد:
۱- امنیت: حفاظت از تمامیت ارضی، حاکمیت دولت و نهادهای دموکراتیک در برابر تهدیدات خارجی،
۲- رفاه: تأمین امنیت پایههای اقتصادی، تجارت، منابع و ارز،
۳- رفاه اجتماعی: حفظ انسجام اجتماعی، فرهنگ ملی و ارزشهای اساسی.
البته باید توجه داشت که محتوا و تعریف منافع ملی ایران در طول زمان قابل تغییر خواهد بود. آنچه منافع ملی ایران را تشکیل میدهد، عموماً بر عهده «دولتهای منتخب دموکراتیک» آینده خواهد بود.
در دنیای جهانیشده امروز، این منافع اغلب در حالت تنش قرار میگیرند. منافع ملی نیز باید با تعهدات بینالمللی و به اصطلاح «منافع و خیر عمومی» تطبیق داده شوند.
ایران ما سرزمینی ثروتمند با جمعیتی تحصیلکرده است که در منطقه مهمی از جهان قرار دارد. از نظر تاریخی و فرهنگی، صاحب نفوذ و تأثیرگذار در منطقه و جهان میباشد.
لذا ضروری است که سیاست سنتی کلاسیک ایران دوباره احیا گردد. این سیاست بر دو اصل اساسی استوار بود؛ یکی «اصل بیطرفی» در درگیریهای جهانی و منطقهای و عدم دشمنی، و دیگری جستوجوی یک «نیروی سوم» در برابر نیروها و بازیگران بینالمللی.
ایران تاکنون با هیچ بازیگری در سطح جهانی درنیفتاده، بلکه برعکس، همواره عثمانی و روسیه (اتحاد شوروی سابق) و دیگران بودند که با ایران درافتادند.
با این وجود، نباید دشمنان دیرینه ایران را فراموش کرد.
متأسفانه در حال حاضر ایران با یکی از «مهمترین» و «خطرناکترین» چالشهای تاریخ چند قرن اخیر ایران مواجه شده و کسی نمیداند که سرنوشت آن چه خواهد بود.
منافع ملی در زمان جمهوری اسلامی در ایران
در این یادداشت به «منافع نظام اسلامی» حاکم در ایران پرداخته نشده است؛ به خاطر اینکه استقرار یک نظام سیاسی بر پایه احکام اسلامی، دیدگاههای ولی مطلقه فقیه و حفظ موجودیت آن در ایران، با اساس «منافع ملی» ایرانیان در تضاد شدید قرار دارد.
پاینده بماند ایران
**
گفته میشود که لرد پالمرستون سیاستمداری بود که شاید از نظر اخلاقی ستایشبرانگیز نباشد، اما از نظر درک سرشت و اقتضائات قدرت، فضا و شرایط زمانه و نیز منافع ملی، یکی از هوشمندترین دولتمردان قرن نوزدهم به حساب میآید.
سبک حکمرانی پالمرستون به خوبی نشان میدهد که حکومتها چگونه نه با شعار، بلکه با محاسبهٔ سرد دوام میآورند.

















