مشروطهخواهی، پیش از آنکه دفاع از یک شکل خاص حکومت باشد، دفاع از حاکمیت قانون، استقلال ایران، حقوق شهروندی و حق تعیین سرنوشت ملت است. ریشه این اندیشه به انقلاب مشروطه ایران بازمیگردد، جنبشی که با هدف محدود کردن قدرت مطلقه، ایجاد مجلس منتخب مردم و استقرار حکومت قانون شکل گرفت.
در اندیشه مشروطه، هیچ فرد یا نهادی فراتر از قانون قرار نمیگیرد. در نظام پادشاهی مشروطه، پادشاه نماد تداوم تاریخی، وحدت ملی و پاسداری از قانون اساسی است، نه دارنده قدرت مطلقه یا حاکمیت اجرایی. اداره کشور بر عهده نهادهای انتخابی و پاسخگو به ملت است.
مشروطهخواهان برای تمامی جریانهای سیاسیِ پایبند به اصول دموکراسی، اعم از چپ، راست و میانه، حق فعالیت و رقابت سیاسی قائلاند و باور دارند که گردش قدرت باید از مسیر صندوق رأی، آزادی احزاب و انتخابات آزاد انجام گیرد، نه از طریق حذف، سرکوب یا طرد رقیب."مشروطه خواهان هرگز از کلمه مرگ بر علیه هموطنانشان استفاده نمی کنند".از این منظر، ایران متعلق به همه ایرانیان با هر گرایش سیاسی و فکری است.
یکی از اصول بنیادین این اندیشه، احترام به اراده ملت است. بر همین اساس، اگر در آینده اکثریت مردم ایران از طریق سازوکارهای قانونی، آزاد و دموکراتیک و در چارچوب یک مجلس مؤسسان منتخب، خواهان تغییر شکل نظام سیاسی باشند، این اراده باید محترم شمرده شود, زیرا مشروعیت هر نظام سیاسی در نهایت از خواست ملت سرچشمه میگیرد.
با این حال، مشروطهخواهان بر این باورند که حفظ تمامیت ارضی، استقلال، حاکمیت ملی و یکپارچگی ایران اصلی بنیادین و فراتر از رقابتهای سیاسی است. بدون ایرانِ امن و یکپارچه، نه آزادی پایدار خواهد بود و نه دموکراسی امکان تحقق خواهد داشت.
از همین رو، بسیاری از مشروطهخواهان در شرایط کنونی معتقدند که جنگ، مداخله نظامی خارجی, بمباران و تخریب زیرساختهای ملی، بیش از هر چیز به تضعیف جامعه مدنی، فرسایش سرمایه ملی و تقویت اقتدارگرایی منجر میشود. آنان گذار به آیندهای آزاد و دموکراتیک را در گرو حفظ ایران و تقویت همبستگی ملی میدانند.
در یک جمعبندی روشن، میتوان گفت:
مشروطهخواهان در شرایط فعلی، "حفظ تمامیت ارضی ایرانِ یکپارچه و مستقل" را پیششرط هرگونه گذار سیاسی میدانند و بر تحقق دموکراسی از مسیر مبارزه سیاسی، قانون و اراده مردم تأکید دارند.

















