با آغاز جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶، فوتبال بار دیگر برای ایرانیان به چیزی فراتر از یک رویداد ورزشی تبدیل شده است. آنچه در مسابقه اخیر ایران و نیوزیلند در ایالات متحده رخ داد، صرفاً یک بازی نبود؛ بلکه به نمایشی عمومی از هویت، حافظه تاریخی و اعتراض سیاسی تبدیل شد.
جمهوری اسلامی طی دههها کوشیده است از رویدادهای ورزشی بینالمللی به عنوان ابزار مشروعیتسازی و نمایش نمایندگی ملی استفاده کند. با این حال، بسیاری از ایرانیان، بهویژه آنان که در خارج از کشور زندگی میکنند، بیش از پیش این تصور را رد میکنند که تیم ملی لزوماً نماینده ملت ایران است. برای آنان، مرز میان ایران و رژیم حاکم دیگر قابل چشمپوشی نیست.
فضای پیرامون مسابقه نیز بازتاب همین واقعیت بود. هزاران ایرانیآمریکایی و اعضای جامعه ایرانیان مهاجر با پرچم تاریخی شیر و خورشید به ورزشگاه آمدند؛ نمادی که بسیاری آن را با تاریخ بلند ایران و هویت فرهنگی کشور پیوند میزنند. هرچند طبق گزارشها، مقررات فیفا نمایش برخی نمادهای سیاسی در ورزشگاه را محدود کرده بود، بسیاری از حاضران با خلاقیت راههایی یافتند تا این پرچمها را با خود وارد ورزشگاه کنند. آنچه بیرون دروازهها جمعیتی معمولی از تماشاگران فوتبال به نظر میرسید، در داخل ورزشگاه ناگهان به دریایی از پرچمها و نشانهای شیر و خورشید تبدیل شد.
ویدئوها و تصاویر بهسرعت در شبکههای اجتماعی منتشر شدند و هزاران پرچم و تیشرت با این نشان تاریخی را نشان دادند. برای بسیاری از حاضران، این نمایش صرفاً حس نوستالژی نبود؛ بلکه اعلام این حقیقت بود که هویت ایران فراتر از ایدئولوژی جمهوری اسلامی است.
جنجال زمانی شدت گرفت که طبق گزارشها، مأموران فیفا در میان بخشهایی از جمعیت حرکت کردند و برخی پرچمها و بنرها را جمعآوری کردند. بسیاری از تماشاگران ایرانی این رفتار را سیاسی و ناسازگار با اصول آزادی بیان دانستند؛ اصولی که آنان آن را با جوامع دموکراتیک پیوند میدهند. منتقدان استدلال کردند که رویکرد فیفا نشاندهنده سوءبرداشت نگرانکنندهای از اهمیت تاریخی و فرهنگی نشان شیر و خورشید است؛ نمادی که بسیار پیش از تأسیس جمهوری اسلامی وجود داشته است.
دراماتیکترین لحظه هنگام پخش سرود ملی جمهوری اسلامی فرا رسید. بخشهای بزرگی از جمعیت با هو کردن و شعار دادن واکنش نشان دادند، در حالی که گروهی دیگر تصاویر ایرانیانی را نمایش دادند که در اعتراضات ضدحکومتی اخیر کشته شده بودند. ورزشگاه به همان اندازه که صحنه رقابت ورزشی بود، به سکویی برای بیان سیاسی نیز تبدیل شد.
بسیاری از شرکتکنندگان همچنین عکسها و بنرهایی را با خود داشتند که یاد قربانیان موج اخیر ناآرامیها در ایران را زنده میکرد. برای آنان، این مسابقه فرصتی کمنظیر در سطح بینالمللی بود تا به جهان یادآوری کنند که مبارزه سیاسی آنان، با وجود تحولات دیپلماتیک و تغییر اولویتهای جهانی، همچنان ادامه دارد.
این احساسات با تحولات اخیر در سیاست آمریکا شدت بیشتری یافته است. در حالی که رئیسجمهور ترامپ تعامل تازه با تهران را به عنوان یک دستاورد دیپلماتیک معرفی کرده، بسیاری از مخالفان رژیم این تلاشها را بهگونهای کاملاً متفاوت میبینند. در میان بخشهایی از جامعه ایرانیان مهاجر، احساس فزایندهای از سرخوردگی و خیانت شکل گرفته است. آنان معتقدند واشنگتن بار دیگر مذاکره و ثبات را بر پاسخگویی حکومتی ترجیح میدهد که آن را مسئول دههها سرکوب میدانند.
اینکه چنین برداشتی کاملاً منصفانه باشد یا نه، تقریباً مسئله اصلی نیست. آنچه از نظر سیاسی اهمیت دارد، وجود همین برداشت است. بسیاری از ایرانیآمریکاییها بیش از پیش احساس میکنند که دولتهای غربی همچنان با همان مقاماتی مذاکره میکنند که به باور آنان آرمانهای دموکراتیک در داخل ایران را سرکوب کردهاند.
این سرخوردگی در سراسر مسابقه دیده میشد. شعارها، پرچمها، بنرها و کارزارهای شبکههای اجتماعی بازتابدهنده جنبشی میهنپرستانه و رو به رشد بود که نه بر محور جمهوری اسلامی، بلکه بر محور خودِ ایران شکل گرفته است. پیام بسیاری از حاضران روشن و بیابهام بود: حمایت از ملت به معنای حمایت از رژیم نیست.
نکته قابل توجه آن بود که این رویداد شاید نتیجهای کاملاً برخلاف خواست تهران به همراه داشت. حکومتهای اقتدارگرا اغلب از رویدادهای ورزشی برای نمایش وحدت و مشروعیت استفاده میکنند. اما تصاویر منتشرشده از ورزشگاه روایت دیگری را بازگو میکرد. به جای نمایش همبستگی ملی پشت سر جمهوری اسلامی، این مسابقه شکاف عمیق میان رژیم و بسیاری از ایرانیان در داخل و خارج کشور را آشکار کرد.
فوتبال همچنان یکی از معدود عرصههایی است که در آن سیاست، هویت و احساسات در برابر مخاطبان جهانی با یکدیگر برخورد میکنند. در این مورد، جمعیت حاضر یک رقابت ورزشی را به چیزی بسیار بزرگتر تبدیل کرد. این مسابقه به همهپرسیای درباره هویت ملی، نمایشی از اعتراض سیاسی و یادآوری این حقیقت بدل شد که میلیونها ایرانی همچنان عشق خود به کشور را از حکومتی که مدعی نمایندگی آن است جدا میکنند.
برای یک شب در آمریکا، قدرتمندترین نماد ورزشگاه نه تابلوی نتیجه بود و نه خود مسابقه؛ بلکه بازگشت شیر و خورشید بود و پیامی که هزاران ایرانی با برافراشتن آن به جهان رساندند.
مسابقه ایران و نیوزیلند در ایالات متحده فراتر از یک رقابت ورزشی بود و به صحنهای برای نمایش هویت ملی و اعتراض سیاسی ایرانیان تبدیل شد. هزاران ایرانی با پرچم تاریخی شیر و خورشید وارد ورزشگاه شدند و با وجود محدودیتها و برخورد مأموران فیفا برای جمعآوری برخی پرچمها، این نماد ملی در سراسر ورزشگاه به چشم میخورد. هنگام پخش سرود جمهوری اسلامی، بخشهایی از جمعیت با هو کردن و شعار دادن اعتراض خود را نشان دادند و همزمان تصاویر و بنرهای یادبود کشتهشدگان اعتراضات ضدحکومتی را به نمایش گذاشتند؛ اقدامی که فضای ورزشگاه را از یک مسابقه فوتبال به بستری برای بیان مطالبات سیاسی و ملیگرایانه تبدیل کرد.
این رویداد همچنین بازتابدهنده احساس خشم و سرخوردگی بخشی از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی نسبت به رویکرد اخیر دونالد ترامپ در قبال تهران بود. بسیاری از آنان معتقدند که سیاست تعامل و توافق با جمهوری اسلامی، خواستهها و آرمانهای میلیونها ایرانی معترض را نادیده گرفته است. در نتیجه، مسابقه نهتنها به نمایش حمایت از ایران به عنوان یک ملت، بلکه به نمادی از فاصله میان ملت ایران و حکومت جمهوری اسلامی تبدیل شد.
در نهایت، آنچه قرار بود فرصتی برای بهرهبرداری تبلیغاتی حکومت از فوتبال و تیم ملی باشد، نتیجهای معکوس به همراه داشت. تصاویر پرچمهای شیر و خورشید، شعارهای اعتراضی و نمایش نمادهای مخالفت با حکومت، بهسرعت در شبکههای اجتماعی و رسانههای بینالمللی منتشر شد و روایت رسمی جمهوری اسلامی را تحتالشعاع قرار داد. به این ترتیب، این مسابقه بیش از آنکه به سود حکومت باشد، به نمایش آشکار مخالفت سیاسی و روحیه میهنپرستانه بخشی از ایرانیان در برابر نگاه جهانیان تبدیل شد.

برای ایران، فرامرز پارسا

چرا مرجان ساتراپی هنرمند مهمی بود؟ م.سحر















