مهدی نوذر - کیهان لندن

چهل سال به مردم گفته شد مذاکره با آمریکا غیرممکن است. چهل سال تحریم، انزوا، سقوط ارزش پول ملی، تورم سرسامآور و فقیرتر شدن مردم را به کشور تحمیل کردند. چهل سال هزینه دادند و هزینه گرفتند؛ از سفره مردم، از آینده جوانان و از اعتبار ایران.
خامنهای تا همین اواخر میگفت مذاکره با آمریکا، بهویژه با دولت ترامپ، امکانپذیر نیست و کسی که حرف از مذاکره با آمریکا بزند نه غیرت دارد نه شرف و قطعا خائن است اما امروز همان جمهوری اسلامی با همان آمریکا و همان ترامپ پای تفاهمنامه نشسته و با افتخار امضای خود را جلوی دوربینها میگیرد.
اگر قرار بود در نهایت به همین نقطه برسند، چرا میلیونها ایرانی باید تاوان این تأخیر را میدادند؟ چرا نسلها باید زیر بار تحریم و تورم له میشدند؟ چرا مردمی که امروز بسیاری از آنها برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی خود مشکل دارند، باید بهای این لجاجت سیاسی را میپرداختند؟
وقتی حکومتی پس از دههها شعار و هزینهتراشی، سرانجام همان کاری را انجام میدهد که سالها آن را نفی میکرد، نامش پیروزی نیست. نامش عقبنشینی از مواضعی است که هزینهاش را مردم پرداختند.
و یادمان نرود که این تفاهمنامه با چه کسی امضا شد؛ با همان دولتی که جمهوری اسلامی دههها آن را شیطان بزرگ مینامید. با همان رئیسجمهوری که دستور ترور قاسم سلیمانی را صادر کرد. با همان فردی که خامنهای مقتدا و رهبرشان را به قعر جهنم فرستاد!
اگر این تحقیر نیست، اگر این اعتراف به اشتباه نیست، اگر این تسلیم در برابر واقعیتها نیست، پس چیست؟
و مضحکترین قسمت ماجرا آنجاست که عدهای از حامیان حکومت از این تفاهمنامه که سند تحقیر و تسلیم حکومتی است که ادعای ابرقدرتی دارد و هیچ ضمانت اجرایی ندارد که منجر به توافق شود، سرمست پیروزی شدهاند ...

استارلینک در چندقدمی ایران

پایان عصر ولایت فقیه؟















