Sunday, Jun 21, 2026

صفحه نخست » شلاق در برابر آواز؛ نگاهی نمادشناسانه به حکم صادر شده برای پرستو احمدی و گروهش، جیران مقدم

moghadam.jpgامروز خبر محکومیت پرستو احمدی، خواننده زن ایرانی، و اعضای گروه همراه او به ۷۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و دو سال محرومیت از فعالیت هنری، بار دیگر توجه افکار عمومی را به وضعیت آزادی‌های مدنی در ایران جلب کرد.

او در سال ۱۴۰۳ در یک کاروانسرای تاریخی و متروکه در دل کویر، بدون حضور تماشاگر، با پوشش اختیاری، آواز خواند و با پخش ویدئوی خود در فضای مجازی به یکی از چهره‌های نمادین انقلاب «زن، زندگی، آزادی» تبدیل شد.

حتی کسانی که به بهانه ی مبارزه با امپریالیسم خشونتهای رژیم اسلامی را به عنوان دفاع از خود توجیح میکنند، امروز با این پرسش مواجهند که چه چیز یک حکومت را وا میدارد به کنشی هنری چنان شدید واکنش نشان دهد گویی با یک تهدید امنیتی روبه‌رو شده است.

در پاسخ به این پرسش باید اشاره کرد که حکمی که امروز صادر شد،بیش از واکنشی صرف به یک کار هنری بود. در واقع دلیل صور این حکم را باید در معنای نمادین این اجرا جست‌وجو کرد. جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه تلاش کرده بدن زن، صدای زن و حضور زن در فضای عمومی را به انقیاد خویش در آورد.

کنسرت پرستو احمدی در گام اول هر سه این ممنوعیتها را زیر پا گذاشت. او نه تنها بدون حجاب و پوشش اجباری ظاهر شد، بلکه به عنوان یک زن به تنهایی آواز خواند و صدای خود را به میلیون‌ها نفر رساند.

ابزاراوهنراست؛ هنری که بدون شلیک حتی یک تیرمیتواند مرزهای ترس را جابه‌جا کند واجرای او بخشی ازهمان رویکردیست که پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ایران شکل گرفت و نشان از مبارزه ی صلح آمیز شهروندانی دارد که میخواهند حق حضور، حق انتخاب و حق بیان خود را از حکومتی که تصمیم هایش را به جزیی ترین تصمیمهای آنان تحمیل میکند بازپس گیرند. صدای او صدای زنیست که بدون خشونت، بدون سلاح و بدون قدرت سیاسی، مرزهای تحمیل‌شده را به چالش می‌کشد.

اما این فقط بخشی از کل تصویر نمادین مبارز ه ی پرستوست، او و گروهش قطعه «از خون جوانان وطن» را انتخاب کردند. اثری که شعرش را بیش از یک قرن پیش عارف قزوینی، شاعرانقلابی در سوگ آزادی‌خواهان کشته‌شده در راه مبارزه با استبداد سروده است. این شعرمستقیما ازاین سخن میگویند که جانباختکان راه آزادی فراموش نمیشوند.

محلی که برای این اجرا انتخاب شد نیز مفهومی نمادین در خود دارد از سویی کاروانسرا در تاریخ ایران نماد رفت‌وآمد، ارتباط و پیوند میان انسان‌ها ست؛ فضایی که د تاریخ نه به حاکمان که به مردم تعلق داشته است. محلی که مردم در آن گرد هم میامده اند. انتخاب چنین مکانی تلاشی برای بازپس‌گیری نمادین فضای عمومیست که حکومت سال‌ها کوشیده آن را تحت کنترل ایدئولوژیک خود نگه دارد.

به علاوه، مخروبه بودن فضا به صورت نمادین پیامی به همه ی کسانی میدهد که در طول زمان، شاهد تخریب و رها شدگی آثار تاریخی و میراث فرهنگی ایران است. زنی درفضایی که به خاطر سوء مدیریت حکومت اسلامی به نابودی محکوم شده، با لباسی ممنوعه، با صدایی ممنوعه به نبرد فراموشی رفته است. چه چیز میتواند برای حکومتی که دهه ها با سرکوب زنان را به حاشیه رانده، مبارزان و دگر اندیشان را وادار به سکوت کرده است؟

به علاوه این کنسرت تماشاچی ندارد. پرستو رو به دوربین میخواند. اما به راستی کدامیک از ما خود را درآن کاروانسرا در آینده ای آزاد درآن کنسرت تصورنکرده است؟ این است آنچه پرستو به ما میدهد: امکان تصور آینده ای متفاوت. و این رویای آینده ی متفاوت است که حکومت اسلامی را تا این حد میترساند.

حکم شلاق تلاشی برای بازگرداندن ترس به جامعه و پاک کردن امکان این آینده است. اما همین حکم در عین حال اعترافی ناخواسته نیز در خود دارد: حکومتی که از یک آواز در یک کاروانسرای خالی احساس خطر می‌کند، در واقع به قدرت نمادین هنر اذعان کرده است. اگر این اجرا بی‌اهمیت بود، نیازی به شلاق، ممنوع‌الخروجی و محرومیت هنری وجود نداشت.

پرونده پرستو احمدی بسیار فراتر از یک پرونده ی حقوق بشری و مواجهه با یک خواننده ی زن است. در پرونده او دو نگاه در برابر یکدیگر قرار گرفته‌اند: آینده‌ای مبتنی بر کنترل، ترس و حذف، و آینده‌ای مبتنی بر آزادی و کرامت انسانی.

دکتر جیران مقدم



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy