یکی از شعارهای معروف انقلاب پنجاهوهفت «آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی» بود. در آن زمان روحالله خمینی، محمدرضا شاه پهلوی را متهم به وابستگی به آمریکا میکرد.
مواضع ضدآمریکایی روحالله خمینی، بهویژه به سخنرانی او در ۴ آبان ۱۳۴۳ و در ارتباط با تصویب لایحه کاپیتولاسیون بازمیگردد. جمله معروف خمینی: «تمام گرفتاری ما از این آمریکاست»، از همین سخنرانی گرفته شده است؛ عبارتی که در سالهای اول انقلاب بر در و دیوار نوشته میشد و هنوز رد آن کاملاً پاک نشده است. جملاتی از آن سخنرانی خمینی در زیر میآید:
«... ما را فروختند، استقلال ما را فروختند، ... میخواستند وام بگیرند از امریکا! امریکا گفت این کار باید بشود ـ لابد این جور است ـ بعد از سه ـ چهار روز، یک وام دویست میلیون دلاری تقاضا کردند.... ما با این مصیبت چه بکنیم؟ .... من اعلام خطر میکنم ... از اسارت بدتر چه؟ از ذلت بدتر چه؟ چه میخواهند با ما بکنند؟ چه خیالی دارند اینها؟ ... به داد اسلام برسید! .... ای سران اسلام، به داد اسلام برسید. ای علمای نجف، به داد اسلام برسید. ای علمای قم، به داد اسلام برسید؛ از دست رفت اسلام. ... به داد همه ما برسید. ما زیر چکمه امریکا برویم، چون ملت ضعیفی هستیم؟! چون دلار نداریم؟ ... رئیسجمهور امریکا بداند که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما. ... آقا تمام گرفتاری ما از این امریکاست! ... ما این قانونی که گذراندند ـ به اصطلاح خودشان ـ قانون نمیدانیم. ما این مجلس را مجلس نمیدانیم. ما این دولت را دولت نمیدانیم. اینها خائنند.» (سخنرانی روحالله خمینی در مخالفت با لایحه کاپیتولاسیون و اعلام عزای عمومی، قم، ۴ آبان ۱۳۴۳)
خامنهای نیز در بسیاری از سخنرانیهای خود، با اشاره به این گفته های خمینی، بر مواضع ضدآمریکایی خود پافشاری میکرد. دو نمونه زیر هنوز در خاطرهها زنده است: «امام مذاکره با آمریکا را ممنوع کرد و من هم ممنوع میکنم... جنگ نخواهد شد و مذاکره نخواهیم کرد.» و «مذاکره با دولت ترامپ عاقلانه، هوشمندانه و شرافتمندانه نیست و مشکلی را حل نمیکند.»
اگر قرار باشد رهبران فعلی جمهوری اسلامی پس از تفاهمنامه با آمریکا و پس از دیدار نمایندگان هر دو دولت در سوئیس در ۳۰ و ۳۱ خرداد ۱۴۰۵، با همان شاخص و معیاری که خمینی و خامنه ای ارائه می دادند، سنجش شوند، به گفته خمینی مصداق دقیق افرادی که «استقلال را فروخته و خائن هستند» شمرده خواهند شد.
مفهوم استقلال
از خرداد ۱۴۰۴ و شروع حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، بیش از پیش روشن شد که تصمیمگیریها و سیاستگذاریهای این رژیم تا چه اندازه تابعی از معادلات خارج از خود، بهویژه تصمیمگیریهای ایالات متحده آمریکا است.
در علم سیاست و روابط بینالملل، مفهوم استقلال از قالبهای صرفاً حقوقی فراتر رفته و به شکل قدرت واقعی، خودکفایی و موازنه قوا تحلیل میشود که در آن، از جمله، به شاخصهای زیر توجه میشود:
• رویکرد واقعگرایی:(Realism) استقلال به معنای خودیاری (Self-help) و توانایی بقای یک دولت در یک نظام بینالملل آنارشیک، بدون اتکا به دیگران است.
• رویکرد وابستگی متقابل(Interdependence): در دنیای امروز استقلال مطلق وجود ندارد؛ بلکه دولتها در شبکهای از وابستگیهای متقابل اقتصادی، امنیتی و زیستمحیطی قرار دارند.
• استقلال ساختاری: توانایی یک دولت در اتخاذ تصمیمات کلان سیاسی و اقتصادی بدون تأثیرپذیری از فشارها، تحریمها یا هژمونی قدرتهای بزرگ.
• مشروعیت داخلی: پیوند مستقیم استقلال با حاکمیت ملی و حق تعیین سرنوشت توسط شهروندان یک کشور.
مرکز مطالعات بینالمللی و استراتژیک (CIRIS) استقلال در روابط بینالملل را اینگونه فرمولبندی میکند:
«استقلال در روابط بینالملل به خودمختاری سیاسی، اقتصادی و نظامی یک دولت در برابر نفوذ یا کنترل خارجی اشاره دارد. این مفهوم میتواند ابعاد گوناگونی را در بر بگیرد؛ مانند توانایی یک دولت در اتخاذ تصمیمات سیاست خارجی خود، کنترل منابع طبیعی خویش، و حفظ و نگهداری ارتش مستقل خود. استقلال به طور گسترده به عنوان یکی از مؤلفههای کلیدی حاکمیت دولت و شرطی لازم برای مشارکت مؤثر کشور در نظام بینالملل در نظر گرفته میشود.»
شاید برخی «محدودیت ناشی از تحریم» را معادل «وابستگی» ندانند. اما زمانی که پیامد سیاستگذاریهای راهبردی نادرست ـ ناشی از ایدئولوژیزدگی، خودبزرگبینی و توهم قدرت ـ در طول دههها، هرگونه سیاستگذاری کلان را عملاً مشروط یا وابسته به اراده یک قدرت خارجی، در اینجا ایالات متحده آمریکا، میکند، آنچه در عمل رخ میدهد نوعی وابستگی ساختاری است.
وابستگی روزافزون به آمریکا
با در نظر گرفتن شاخصهای فوق و با نگاهی به کارنامه جمهوری اسلامی، میتوان بهخوبی دریافت که جمهوری اسلامی نهتنها استقلال ندارد، بلکه عمیقاً به کشورهای خارجی، بهویژه چین و روسیه، متکی (وابسته) است. تفاهمنامه جمهوری اسلامی با ایالات متحده آمریکا و دیدار هیئت نمایندگی این نظام با معاون رئیسجمهور آمریکا در سوئیس نیز نشان میدهد که این رژیم حتی به آمریکا نیز وابسته است. این آمریکا است که تعیین میکند داراییهای بلوکهشده جمهوری اسلامی ـ که در اساس متعلق به مردم ایران است ـ میتواند آزاد شود یا نه، چه مقدار و به چه شکل. حتی این آمریکا است که تعیین میکند این پولها چگونه خرج شوند و با آن چه چیز و از کجا خریداری شود.
جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، روز یکشنبه ۳۱ خرداد / ۲۱ ژوئن، در پایان مذاکرات با هیئت جمهوری اسلامی در سوئیس، در دقایق پایانی کنفرانس مطبوعاتی خود از جمله گفت:
«در مورد داراییهای مسدودشده ایران، یکی از چیزهایی که میخواهیم انجام دهیم این است که پروسهای تعریف کنیم که اگر، اگر داراییهای ایران را آزادسازی کنیم، مطمئن شویم که این پولِ ایران میرود به کمک مردم ایران، نه تأمین مالی تروریسم. جَرِد کوشنر یک راهحل بسیار جالب را با قطریها به وجود آورد که اساساً اگر، تکرار میکنم اگر، یک دارایی مسدودشده ایران که آزاد شده باشد، اولاً ما بتوانیم تأییدش کنیم، قطریها هم بتوانند این روند را تأیید بکنند و بعد این پول برود برای خرید سویا، ذرت و گندم آمریکایی به نفع مردم ایران. بهصورت بنیادین، کاری که جَرِد و قطریها و تمام تیم ما در اینجا انجام داد این است که یک توافق اساسی ترامپ باشد؛ اینکه اگر داراییهای ایران آزاد شد، بتواند کشاورزان آمریکایی را ثروتمندتر کند و مردم ایران را سیر کند.»
در همین ارتباط، ایندیپندنت فارسی خبر داد که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، نیز در جریان نشست مطبوعاتی در کاخ سفید، با اشاره به آزادسازی بخشی از داراییهای مسدودشده ایران، گفت: «تمام این پولها در قالب خرید مواد غذایی که آنها نیاز مبرم به آن دارند، به کشور ما بازمیگردد. آنها ۹۱ میلیون جمعیت دارند که نمیتوانند غذای خود را تأمین کنند و در نتیجه، پولی که ما آزاد میکنیم، عمدتاً به جیب کشاورزان خودمان میرود. ... این مبالغ باید برای خرید اقلام غذایی هزینه شود و آنها اکنون این محصولات، از جمله ذرت و سویا، را بهطور انحصاری از ما خریداری میکنند که امیدوارم حجم مالی این مبادلات بسیار بالا باشد.»
جمهوری اسلامی که ۴۷ سال است صبح تا شب شعار «مرگ بر آمریکا» سر میدهد، پاسخ خود را از آمریکا گرفت و حالا در جنگ بقا برای زنده ماندن، در تصمیمگیریهای کلان خود به نحو بسیار آشکاری به اجازه آمریکا وابسته است. همین واقعیت نشان میدهد فراتر از شعار، لفاظی و رجزخوانی، «استقلال» در واقعیت چه معنایی دارد.
در دستهبندیهای زیر، مواردی آورده شده است که رژیم ایران برای حلوفصل آنها به موافقت آمریکا وابسته است. همه این موارد بر سیاستگذاریهای کلان حکومت تأثیر مستقیم دارد و عملاً معنای استقلال ادعائی از سوی جمهوری اسلامی را بی معنی میکند.
۱- فروش نفت، گاز و پتروشیمی
تحریمهای اصلی آمریکا فروش نفت ایران را ممنوع کرده است. مطابق توافقات، آمریکا با صدور مجوزهای عمومی موقت مانند معافیتهای دورهای دفتر کنترل داراییهای خارجی آمریکا-(OFAC) به رژیم ایران اجازه میدهد تا نفت و محصولات پتروشیمی خود را در بازارهای جهانی به فروش برساند.
۲- گردش پول در بانکها و خرید و فروش ارز
هرگونه تراکنش دلاری یا استفاده از سیستم مالی آمریکا برای نهادهای ایرانی (حتی پس از آزادسازی برخی درآمدهای بلوکهشده) مشمول تحریمهای اولیه است.
تراکنشهای مربوط به خرید و فروش مجاز (مانند فروش نفت با توافق آمریکا یا تجارت اقلام بشردوستانه) باید تحت مجوزهای عمومی خاص OFAC پردازش شوند. این مجوزها تعیین میکنند که کدام بانکها، با چه ارزهایی (از جمله ارزهای محلی یا گاه دلار) و چگونه مجاز به انتقال این منابع مالی هستند.
۳- خرید مواد، کالا و تجهیزات
تجارت اقلام غیربشردوستانه یا کالاهای دارای کاربرد دوگانه، نیازمند بررسی و تأیید در چارچوب ساختار تحریمی آمریکا است. خرید و فروش اقلامی مانند دارو، تجهیزات پزشکی و محصولات کشاورزی، اگرچه روی کاغذ توسط آمریکا تحریم نشده است، اما به دلیل پیچیدگیهای تحریمهای بانکی، معمولاً شرکتهای فروشنده نیازمند دریافت مجوزهای خاص (Specific Licenses) از وزارت خزانهداری آمریکا هستند تا از تحویل کالا و دریافت پول اطمینان حاصل کنند.
۴- صدور ویزا و سفر
صدور ویزای آمریکا برای مقامات دولتی، دیپلماتها، شهروندان ایرانی یا افرادی که به ایران سفر کردهاند، بر اساس قوانین و دستورالعملهای وزارت امور خارجه و اداره مهاجرت آمریکا بررسی و درباره آن تصمیمگیری میشود و نیازمند طی مراحل مستقل در روند بررسی ویزاست.
۵- سرمایهگذاری و سایر حوزهها
هرگونه سرمایهگذاری کلان خارجی در بخش انرژی ایران، خرید هواپیما، یا تعامل با نهادهای نظامی و افراد حاضر در فهرست تحریمهای آمریکا (SDN List)، همگی نیازمند لغو کامل تحریمهاست. تا پیش از توافق جامع و دائمی، این اقدامات مستلزم مجوزها و استثناهای موردی از سوی دولت آمریکاست.
همزمانی بهگورسپاری شعار استقلال و جسد علی خامنهای
رژیم اسلامی حاکم بر ایران قصد دارد روز پانزدهم تیر ۱۴۰۵ مراسم خاکسپاری خامنهای را ـ که بیش از چهار ماه از کشته شدنش میگذرد ـ آغاز و پس از چند روز جسد او را دفن کند. شاید طنزی تاریخی و عبرتآموز باشد که همزمان با خاکسپاری خامنهای، میراث او و خمینی، یعنی شعار پرطمطراق «استقلال» که ریشه در آمریکاستیزی متوهمانه آنها داشت نیز به گور سپرده می شود.
پایان سخن
سیاست آمریکا ستیزی این رژیم نه تنها موجب استقلال نشد، بلکه باعث ویرانی ایران، فلاکت ایرانیان، تخریب سرزمینی و محیط زیست کشور و نابودی منابع ملّی و مالی و بی اعتباری نام ایران در روابط بین الملل شد. سیاستی که پیامد آن مرگ و کشته شدن ده ها و صد ها هزار ایرانی و مهاجرت و از هم پاشیدگی میلیون ها خانواده ایرانی را به دنبال داشت.
استقلال واقعی زمانی در ایران عملی خواهد شد که حکومتی ملی، ناشی از اراده مردم و مبتنی بر دفاع از منافع ملی، در ایران بر سر کار باشد؛ حکومتی مبتنی بر ارزشهای انسانی، حقوق بشری و حاکمیت قانون که زمینه مشارکت برابر همه شهروندان ایران در اداره امور کشور را فراهم کند؛ حکومتی که مبتنی بر قوانین بینالمللی، در چارچوب یک دیپلماسی فعال، از منافع ملی ایران دفاع کرده و برای تضمین صلح و امنیت در منطقه و جهان تلاش کند و از موضعی برابر با همه قدرتها و دولتهای جهان، روابطی توأم با احترام و تفاهم متقابل را پیش ببرد. گذار از جمهوری اسلامی، که مردم ایران در ۴۷ سال گذشته برایش خونهای فراوان و جانهای عزیز بسیاری فدا کردهاند، مقدمه ورود ایران به این فصل جدید از حیات سیاسی خواهد بود.

آوای غوکان {یا: پارکِ وحش ِ عرزشیها}، یوسف جاویدان















