Thursday, Jun 25, 2026

صفحه نخست » آوای غوکان {یا: پارکِ وحش ِ عرزشی‌ها}، یوسف جاویدان

Yousef_J_Javidan.jpg

آوای غوکان

باز کس در شهر شب صوری دمید

باز هـم آوای غوکان در رســید

باز هـم آوای ارکســـتـر بـزرگ

می‌رسد از باتلاقِ سویِ جُـرگ

باز غوکان در هیاهو گشـته‌اند

باز با اذنـاب همسـو گشـته‌اند

بـا صـداهـای بـم و نادلپـــذیـر

می‌کنند همراه سوسکان جیرجیر

(۲)

کوچـه‌ها انباشــتــه از کشـته‌ها

گشـت کهریزک ز کشته پشته‌ها

ده هزاران خانوار در سوک شد

کیف غوکان بار دیگر کوک شد

باز پیـچیـده‌سـت آوایــی شـریـر

چونکه کفتاران بماندند بر سـریـر

هرزگان بر سفره در خونینْ چِگِل

می‌کشند غِـیـَّه و غیو از کام ِ دل

(۳)

جمعِ غوکان خادمان ظلمتـنــد

پاســـدارِ پاســــدارِ اُمـّتـنــد

بر سر غوکان دهد جولان مگس

عاشقان وضع موجودنـد و بـس

گرچه گویند از دموکراسی، ولی

حافـظان پاســــدارنــد و ولــی

دوستدار شیخکان هستند و شاد

چون سـپاه ظلم مانـده بـر چکاد

(۴)

عـوعـوِ سـگ‌هایِ هـارِ جابـران

بارها بگذشت و رفتند از میان

چند روزی شاد باشید و خجند

می‌نماند حالِ دوران تا به چند

ی‌ج‌ج

۱۶ ژوئن ۲۰۲۶

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جُرگ: بیابان

چِگِل: گل و لای، گِلزار

غِـیـَّه / غیو: فریاد، بانگ بلند



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy