Friday, Jun 26, 2026

صفحه نخست » اقتصاد سیاسی مداحی حکومتی در ایران، احمد علوی

Ahmad_Alavi.jpgیک. مقدمه: از آیین مذهبی تا میدان قدرت و ابزار سرکوب نرم

مناسک مذهبی در جوامع دینی صرفاً مجموعه‌ای از اعمال عبادی نیستند، بلکه عرصه‌هایی برای تولید معنا، بازتولید هویت و شکل‌دهی به روابط قدرت محسوب می‌شوند. در جوامعی که دین و سیاست در هم تنیده‌اند، این مناسک ظرفیت آن را دارند که از سطح تجربه فردی فراتر رفته و به ابزار سازمان‌دهی اجتماعی و بازتولید نظم سیاسی تبدیل شوند.

در رژیم ایران، آیین‌های محرم و عاشورا جایگاهی مرکزی در نظام معنایی حاکم پیدا کرده‌اند. این آیین‌ها به‌تدریج از یک سنت تاریخی-مذهبی به بخشی از گفتمان رسمی تبدیل شدند و در خدمت بازتعریف رابطه میان دین، سیاست و قدرت قرار گرفتند. در این فرآیند، مداحان به‌عنوان حاملان زبان عاطفی و احساساتی تشیع، نقش واسطه‌ای میان دولت، جامعه و میدان مذهبی پیدا کردند.

پرسش اصلی این نوشتار آن است که چگونه مداحان از یک گروه فرهنگی-مذهبی سنتی به بخشی از ساختار غیررسمی قدرت در ایران تبدیل شدند. استدلال این نوشتار بر این مبنا استوار است که این تحول از طریق سه فرآیند هم‌زمان رخ داده است: سیاسی شدن مناسک مذهبی، ادغام در سازوکارهای حاکمیت رانتی-گفتمان حاکم، و اتصال تدریجی به شبکه‌های نهادی باندهای قدرت در حاکمیت.

دو. چارچوب نظری: اقتصاد سیاسی دین و سرمایه نمادین

دو-یک. میدان مذهبی و سرمایه نمادین

بر اساس نظریه میدان‌های اجتماعی پیر بوردیو، جامعه از مجموعه‌ای از میدان‌های رقابتی تشکیل شده است که در آن انواع مختلف سرمایه مبنای قدرت هستند. در این چارچوب، مداحی نوعی تولید و بازتولید سرمایه نمادین مذهبی-حکومتی است که از طریق آن احساسات و هیجانات جمعی سازمان‌دهی و جهت‌دهی می‌شوند.

مداحان از طریق تولید احساسات و هیجان جمعی، تعریف مرز میان دوست و دشمن، بازتولید هویت مشترک و تبدیل روایت‌های مذهبی دوران کهن به کنش سیاسی، نوعی قدرت نرم ایجاد می‌کنند که قابلیت تبدیل شدن به بسیج اجتماعی سرسپردگان حکومتی را دارد. این قدرت نه صرفاً از اجرای مناسک، بلکه از توانایی در شکل‌دهی به ادراک جمعی از واقعیت سیاسی ناشی می‌شود.

دو-دو. دولت رانتی-گفتمان حاکم و تولید شبکه‌های وفاداری

در چارچوب دولت رانتی-گفتمان حاکم، دولت از طریق دسترسی به منابع اقتصادی رانتی مستقل از فعالیت های مولد، امکان گسترده‌ای برای توزیع منابع و شکل‌دهی به شبکه‌های سرسپردگی دارد. این ساختار موجب شکل‌گیری رابطه‌ای مبتنی بر مبادله میان حاکمیت و کنشگران مذهبی شده است. توزیع رانت به برای خرید سرسپردگی نقش عمده را بازی می کند. در این رابطه، دولت منابع مالی، امکانات رسانه‌ای و حمایت نهادی فراهم می‌کند و در مقابل، مداحان نقش مهمی در تولید مقبولیت ومشروعیت نمادین، انتقال پیام سیاسی حکومت، سازمان‌دهی جمعی سرسپردگان حکومتی و بازتولید گفتمان رسمی ایفا می‌کنند. این فرآیند، نوعی هم‌پوشانی میان میدان مذهبی و میدان قدرت سیاسی ایجاد کرده است.

سه. تحول تاریخی جایگاه مداحان

سه-یک. دوره پیش از انقلاب: کنشگر مذهبی محلی

در دوره پیش از انقلاب سال پنجاه و هفت، مداحی عمدتاً در سطح محلی و در چارچوب هیئت‌ها و مساجد، حسینه ها، و تکیه های سنتی متمرکز بود. مداحان در سلسله‌مراتب دینی جایگاهی پایین‌تر از حوزویان داشتند و نقش آنان محدود به اجرای آیین‌های سنتی مذهبی در ایام محرم یا موارد مشابه بود. در این دوره، نفوذ مداحان عمدتاً در سطح محلی باقی می‌ماند و ارتباط مستحکم و مستقیمی با ساختار قدرت سیاسی حاکم نداشتند.

سه-دو. انقلاب و جنگ: سیاسی شدن مناسک مذهبی

پس از انقلاب اسلامی و در دوران جنگ ایران و عراق، مناسک عاشورا و مفاهیم مرتبط با آن وارد گفتمان رسمی دولت شدند. در این دوره، شهادت، مقاومت و کربلا به زبان بسیج سیاسی تبدیل شد و مداحی به ابزار مهمی برای ایجاد انگیزه جمعی و شکل‌دهی به بسیج اجتماعی سرسپردگان حکومتی بدل گردید. در این مرحله، مداحی از یک فعالیت آیینی به یک سازوکار سازمان‌دهی هیجانی-عاطفی تبدیل شد که در خدمت اهداف سیاسی و نظامی قرار گرفت و نقش مهمی در بازتولید همبستگی گفتمان حاکم ایفا کرد.

سه-سه. دوره رسانه‌ای شدن: شکل‌گیری مداحان ستاره

با گسترش رسانه‌های جمعی و شبکه‌های ارتباطی، مداحی از فضای محدود محلی خارج شد و به یک میدان رسانه‌ای گسترده تبدیل گردید. در این مرحله، برخی مداحان به چهره‌های عمومی با نفوذ سیاسی و اجتماعی تبدیل شدند.

در این دوره، مداح دیگر صرفاً اجراکننده مناسک نبود، بلکه به تولیدکننده پیام سیاسی، واسطه میان دولت و جامعه و بخشی از شبکه‌های بازتولید گفتمان رسمی تبدیل شد. این تحول موجب گسترش دامنه نفوذ مداحی در سطح ملی شد.

چهار. اقتصاد سیاسی مداحی: منابع و شبکه‌های قدرت

اقتصاد مداحی در ایران معاصر را نمی‌توان صرفاً در چارچوب فعالیت‌های سنتی مذهبی تحلیل کرد. این عرصه به یک شبکه پیچیده از منابع اقتصادی، رسانه‌ای و نهادی تبدیل شده است که در آن مرز میان فعالیت فرهنگی و قدرت سیاسی به‌طور فزاینده‌ای مبهم شده است.

در این ساختار، شبکه‌هایی از نهادهای رسمی و شبه‌رسمی، از جمله ساختارهای مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نقش مهمی در تأمین منابع، سازمان‌دهی رویدادها و اتصال میدان مداحی به ساختار قدرت ایفا کرده‌اند. این پیوند موجب شده است مداحی به بخشی از سازوکار تولید و بازتولید قدرت سیاسی تبدیل شود.

پنج. هیئت مذهبی به‌مثابه نهاد غیررسمی قدرت

هیئت‌های مذهبی در ایران معاصر صرفاً نهادهای عبادی نیستند، بلکه کارکردهایی مشابه سازمانها و موسسات سیاسی وابسته به حاکمیت پیدا کرده‌اند. این هیئت‌ها در بسیج اجتماعی سرسپردگان حکومتی، شبکه‌سازی میان هواداران جناح های گوناگون حکومتی، انتقال پیام سیاسی و سازمان‌دهی جمعی وابستگان به حکومت نقش اساسی ایفا می‌کنند.

با وجود این کارکردها، هیئت‌ها فاقد شفافیت نهادی، پاسخگویی رسمی و ساختار حزبی هستند و بیشتر بر روابط عاطفی و شبکه‌ای استوارند. از این منظر، می‌توان آن‌ها را نوعی نهاد غیررسمی قدرت در ساختار سیاسی ایران دانست.

شش. سیاست عاطفی و بازتعریف امر سیاسی

یکی از کارکردهای اصلی مداحی در ساختار سیاسی ایران، تبدیل سیاست به زبان عاطفی و احساساتی-هیجانی است. در این فرآیند، رقابت سیاسی به تعارض دینی و مذهبی تبدیل می‌شود و مرز میان امر سیاسی و امر مقدس از بین می‌رود. در این راستا، مخالف سیاسی به‌عنوان دشمن مذهبی و دینی بازنمایی می‌شود و وفاداری سیاسی به‌عنوان وفاداری دینی تعریف می‌گردد. این سازوکار موجب می‌شود سیاست از عرصه گفت‌وگوی عقلانی خارج شده و به عرصه بسیج عاطفی و هویتی منتقل شود.

هفت. مداحی و بازتولید مشروعیت سیاسی

در نظام‌های مبتنی بر گفتمان مذهبی، مسئله بازتولید مشروعیت اهمیت بنیادین دارد. مداحی در این زمینه نقش مهمی در تبدیل استمرار سیاسی به استمرار تاریخی و مذهبی ایفا می‌کند. مداحان با پیوند دادن روایت‌های تاریخی و مذهبی به ساختار سیاسی معاصر، تلاش می‌کنند احساس تداوم میان گذشته و حال ایجاد کنند و پیوند عاطفی میان جامعه و نظام سیاسی را بازتولید نمایند.

هشت. نتیجه‌گیری پارادوکس قدرت: گسترش نفوذ و فرسایش سرمایه نمادین

موقعیت مداحان در ساختار قدرت دارای یک پارادوکس بنیادین است. از یک سو، نزدیکی به قدرت سیاسی موجب افزایش منابع، نفوذ رسانه‌ای و جایگاه اجتماعی آنان شده است. از سوی دیگر، این نزدیکی باعث کاهش استقلال نمادین و تضعیف اعتبار آنان در برخی لایه‌های اجتماعی شده است. در نتیجه، مداحی با یک وضعیت دوگانه مواجه است که در آن افزایش قدرت سازمانی با فرسایش سرمایه نمادین همراه می‌شود. چه هر امری از امور اجتماعی آنگاه که به ابزاری برای دوام قدرت نامشروع حاکم بدل شود، خود مقبولیت و مشروعیت اش را از دست میدهد. مداحان در رژیم ایران را باید به‌عنوان بخشی از اقتصاد سیاسی قدرت و ساختار دولت رانتی-گفتمانی حاکم تحلیل کرد. آنان در نقطه تلاقی دین، سیاست و شبکه‌های نهادی قدرت قرار گرفته‌اند و نقش مهمی در تولید مشروعیت، بسیج اجتماعی سرسپردگان حکومتی و بازتولید گفتمان رسمی حاکم ایفا می‌کنند.

منابع منتخب

Bourdieu, P. (1986). The Forms of Capital.

North, D. C. (1990). Institutions, Institutional Change and Economic Performance.

Weber, M. (1978). Economy and Society.

Migdal, J. (1988). Strong Societies and Weak States.

Skocpol, T. (1979). States and Social Revolutions.

Abrahamian, E. (1982). Iran Between Two Revolutions.

Keddie, N. (2006). Modern Iran: Roots and Results of Revolution.

Bayat, A. (2013). Life as Politics.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy