Friday, Jul 10, 2026

صفحه نخست » جمهوری اسلامی واستقبال از جنگ، بابک نژند

najd.jpgمدل احتمالی رفتار حاکمان جمهوری اسلامی در بحران تازهٔ آمریکا، ایران و خلیج فارس

پرسش مهم این روزها این نیست که آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در جنگی مستقیم با آمریکا پیروز شود. پاسخ نظامی چنین پرسشی روشن است. پرسش دقیق‌تر این است: چرا حکومتی که از فاصلهٔ عظیم توان خود با آمریکا و اسرائیل آگاه است، ممکن است به‌جای عقب‌نشینی واقعی، بحران را تا آستانهٔ جنگ بالا ببرد یا حتی از شعله‌ور شدن آن استقبال کند؟

دور تازهٔ رویارویی دیگر صرفاً لفظی نیست. فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرده که در ۷ و ۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، پس از حمله به کشتی‌های تجاری در تنگهٔ هرمز، حدود ۹۰ هدف نظامی جمهوری اسلامی را در سواحل ایران و پیرامون هرمز هدف قرار داده است. آسوشیتدپرس از آتش متقابل ایران علیه بحرین، کویت و قطر گزارش داده، در حالی که رویترز دست‌کم حملات به کویت و بحرین و هشدار امنیتی موقت در قطر را تأیید کرده است. مذاکرات غیرمستقیم دوحه نیز، به‌رغم زبان دیپلماتیک، نشانهٔ قاطعی از حرکت به سوی صلح پایدار نشان نداد و عمدتاً بر هرمز و دارایی‌های مسدودشدهٔ ایران متمرکز بود. [۲ تا ۵]

در یادداشت پیشین خود در گویا نیوز، با عنوان «آمریکا و جمهوری اسلامی: توافق صلح یا تنفس میان دو راند؟»، این احتمال را طرح کرده بودم که تفاهم موجود بیش از آنکه پایان بحران باشد، مکثی تاکتیکی میان دو مرحلهٔ تقابل است. رخدادهای اخیر این احتمال را به فرضیه‌ای جدی‌تر تبدیل کرده‌اند. [۱]

هدف واشنگتن: نه اشغال کلاسیک، نه صلح متعارف

برای فهم محاسبهٔ تهران باید نخست هدف واشنگتن را واقع‌بینانه دید. سیاست رسمی دولت ترامپ، در سند بازگشت «فشار حداکثری»، بر بستن مسیرهای ایران به سلاح هسته‌ای، مهار برنامهٔ موشکی و خنثی‌سازی شبکه‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی متمرکز است. [۶] در عین حال، ادبیات شخص ترامپ دربارهٔ تغییر رژیم نوسانی بوده است: گاه آن را نفی کرده است [۷] و گاه در قالب فشار سیاسی یا پیام تبلیغاتی به آن نزدیک شده است. [۸]

از نگاه تهران، خطر الزاماً در اشغال نظامی ایران نیست. خطر اصلی می‌تواند تبدیل جمهوری اسلامی به حکومتی مهارشده، ضعیف‌تر و قابل معامله‌تر باشد: ساختاری که نام، پرچم و ظاهر خود را حفظ کند، اما اهرم‌های راهبردی‌اش، از غنی‌سازی و موشک تا شبکه‌های نیابتی و اخاذی منطقه‌ای، از آن گرفته شود. این همان دگردیسی‌ای است که برای هستهٔ سخت قدرت تهدید موجودیتی محسوب می‌شود.

چرا دگردیسی برای جمهوری اسلامی تهدید موجودیتی است؟

در جمهوری اسلامی، ایدئولوژی صرفاً پوشش تبلیغاتی نیست؛ فناوری سازماندهی قدرت است. ایدئولوژی به دستگاه امنیتی معنا می‌دهد، به سرکوب مشروعیت می‌بخشد، به نیروهای نیابتی زبان مشترک می‌دهد و شکست را در قالب «مقاومت» بازتفسیر می‌کند.

از همین رو، تغییر واقعی رفتار برای جمهوری اسلامی صرفاً تغییر تاکتیک نیست؛ بریدن رشته‌هایی است که نظام را زنده نگه داشته‌اند. یک دیکتاتوری غیرایدئولوژیک ممکن است برای بقا بخشی از سیاست خارجی خود را معامله کند. اما در جمهوری اسلامی، عقب‌نشینی واقعی از پروژهٔ منطقه‌ای، برنامهٔ موشکی، سیاست هسته‌ای و منطق سرکوب داخلی، به معنای تضعیف ستون‌های بقای نظام است. بنابراین مذاکره تا جایی پذیرفتنی است که زمان بخرد، منابع آزاد کند و هزینهٔ حملهٔ بعدی را بالا ببرد؛ نه آنکه به دگردیسی واقعی منجر شود.

چهار فرضیه دربارهٔ استقبال از جنگ

در چارچوب ارزیابی فرضیه‌های رقیب، چهار توضیح برای رفتار جنگ‌پذیر جمهوری اسلامی قابل تصور است. نخست، باور به پیروزی نظامی بر آمریکا؛ این فرضیه جز در سطح تبلیغات خیابانی و ادبیات بسیجی، قدرت توضیحی ناچیزی دارد. ساختار فرماندهی جمهوری اسلامی، هرقدر ایدئولوژیک باشد، از نسبت واقعی توان نظامی خود با آمریکا و اسرائیل بی‌خبر نیست.

فرضیهٔ دوم، از دست رفتن کامل عقلانیت سیاسی است. این هم کافی نیست. جمهوری اسلامی دچار توهم تاریخی و سوءمحاسبه بوده، اما در بزنگاه‌های حیاتی نشان داده که هرجا پای بقای هستهٔ قدرت در میان باشد، از محاسبهٔ سرد امنیتی استفاده می‌کند. این عقلانیت اخلاقی یا ملی نیست؛ عقلانیت بقاست.

فرضیهٔ سوم، اشتیاق خالص به شهادت و آخرالزمان است. چنین انگیزه‌هایی در لایه‌های تبلیغاتی و میدانی نظام دیده می‌شود، اما برای توضیح رفتار رأس قدرت کافی نیست. لایه‌های بالای جمهوری اسلامی بیش از آنکه زاهدان آخرالزمانی باشند، مدیران یک امپراتوری امنیتی ـ اقتصادی‌اند.

فرضیهٔ چهارم قوی‌تر است: جنگ کنترل‌شده یا شبه‌جنگ، برای تهران ابزار چانه‌زنی است. هدف، شکست دادن آمریکا در میدان نیست؛ هدف، تغییر دادن تابع هزینه ـ فایدهٔ واشنگتن است. جمهوری اسلامی می‌خواهد طرف مقابل به این نتیجه برسد که حذف یا تسلیم کامل اهرم‌های تهران، منطقه را چنان بی‌ثبات می‌کند که مصالحه با همان ساختار زخمی اما پابرجا کم‌هزینه‌تر به نظر برسد.

چرا اکنون؟

محاسبهٔ احتمالی تهران فقط دربارهٔ جنگ یا صلح نیست؛ دربارهٔ زمان نیز هست. انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ۳ نوامبر ۲۰۲۶ برگزار می‌شود و همهٔ ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی سنا در معرض رقابت قرار دارند. [۹] از نگاه تهران، رئیس‌جمهوری که در آستانهٔ چنین انتخاباتی با قیمت نفت، امنیت کشتیرانی و فشار کنگره روبه‌روست، ممکن است بیش از دورهٔ پس از انتخابات آمادهٔ معامله باشد.

اهرم هرمز همین‌جا معنا پیدا می‌کند. ادارهٔ اطلاعات انرژی آمریکا گزارش کرده که در سال ۲۰۲۴ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت، معادل نزدیک به ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی، از تنگهٔ هرمز عبور کرده است. [۱۰] بستن کامل تنگه برای جمهوری اسلامی پرهزینه و دشوار است، اما تهدید معتبر به ناامن کردن آن می‌تواند بازار انرژی، بیمهٔ دریایی و روان‌شناسی بازارها را تحت فشار بگذارد.

این اهرم با پروندهٔ تحریم‌ها نیز پیوند دارد. وزارت خزانه‌داری آمریکا در ۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۶ مجوز مرتبط با تولید، تحویل و فروش نفت و محصولات پتروشیمی ایران را لغو و وارد مرحلهٔ پایان‌دهی کرد. [۱۱] بنابراین نفت، هرمز و دارایی‌های مسدودشده فقط موضوعات اقتصادی نیستند؛ بخشی از میدان جنگ سیاسی‌اند.

از منظر اقتصادی ترامپ نیز خلیج فارس صرفاً یک جبههٔ امنیتی نیست. دولت او تعهدات سرمایه‌گذاری بزرگ عربستان، قطر و امارات را بخشی از دستاوردهای آتی اقتصادی خود معرفی کرده است؛ هرچند رویترز یادآور شده که بسیاری از این تعهدات بلندمدت یا غیرالزام‌آور بوده‌اند و رقم قراردادهای مشخص کمتر از روایت رسمی است. [۱۲] با این حال، سرمایه‌گذاری‌های بزرگ در فضایی پیش می‌روند که نسبتاً امن، قابل پیش‌بینی و باثبات باشد. بحران مزمن در هرمز دامنهٔ مانور ترامپ برای مصالحه‌ای حداقلی با تهران را محدودتر می‌کند.

معامله‌ای که تهران احتمالاً می‌خواهد

اگر فرضیهٔ استقبال تاکتیکی از جنگ درست باشد، هدف تهران پیروزی نظامی نیست؛ هدف، معامله‌ای ناپسند اما کارآمد برای بقای هستهٔ قدرت است: تضمین بقای ساختار حاکم، کاهش مؤثر تحریم‌های نفتی و مالی، پذیرش حدی از نقش منطقه‌ای برای بقایای شبکه‌های نیابتی، مهار اسرائیل، ابهام در پروندهٔ هسته‌ای و آزادی عمل داخلی برای سرکوب جامعهٔ ایران.

در زبان ساده، مطلوب تهران چیزی شبیه «کرهٔ شمالی در خلیج فارس» است؛ اما ایران کرهٔ شمالی نیست. جامعهٔ ایران شهری، تحصیل‌کرده، جهانی‌شده و دارای دیاسپورای فعال است. اقتصاد، جغرافیا، شبکه‌های اجتماعی، شکاف‌های نسلی و حافظهٔ اعتراضات، ایران را از نظم بستهٔ کرهٔ شمالی جدا می‌کند. با این حال، جنگ می‌تواند برای حاکمان کارکرد داخلی داشته باشد: تعلیق اختلافات جانشینی، بسیج نیروهای وفادار، پاکسازی منتقدان، بستن فضای عمومی و تبدیل هر مطالبهٔ مدنی به «همراهی با دشمن».

چرا این محاسبه ممکن است خطا باشد؟

نخستین خطا، بدفهمی شخصیت سیاسی ترامپ است. جمهوری اسلامی ممکن است تصور کند ترامپ به دلیل حساسیت به افکار عمومی، بازار و انتخابات، از درگیری طولانی می‌گریزد. این فقط نیمی از واقعیت است. ترامپ همان‌قدر که از جنگ فرسایشی پرهیز دارد، نسبت به تحقیر، تهدید مستقیم و تصویر ضعف واکنش تند نشان می‌دهد؛ او در واکنش به حملات اخیر گفت پاسخ آمریکا بسیار سخت‌تر بوده و هر رخدادی «خیلی سریع» تمام خواهد شد. [۱۳]

دومین خطا، دست‌کم گرفتن انسداد پروندهٔ هسته‌ای است. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارش کرده که ایران تا زمان حملات نظامی میانهٔ ژوئن ۲۰۲۵، ۴۴۰٫۹ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده تا ۶۰ درصد انباشته بود و آژانس، به دلیل فقدان دسترسی، تداوم دانش خود دربارهٔ مواد و تأسیسات اعلام‌شده را از دست داده است. [۱۴] با چنین وضعیتی، توافقی که بر ابهام یا اعتماد بنا شود، در واشنگتن، تل‌آویو و پایتخت‌های خلیج فارس با مقاومت جدی روبه‌رو خواهد شد.

سومین خطا، نادیده گرفتن سیاست داخلی آمریکا است. مخالفت با امتیازدهی به تهران فقط از سوی دموکرات‌ها یا مخالفان ترامپ نمی‌آید؛ بخشی از سناتورهای جمهوری‌خواه نزدیک به اردوگاه امنیتی نیز نسبت به آزادسازی منابع، کاهش فشار یا توافقی که مسئلهٔ غنی‌سازی و ذخایر را حل نکند، اعتراض کرده‌اند. [۱۵]

چهارمین خطا، دست‌کم گرفتن اسرائیل است. حتی اگر واشنگتن به مصالحه‌ای حداقلی تمایل پیدا کند، اسرائیل خود را بازیگری منفعل نمی‌بیند. نتانیاهو در ۲۰۲۵ گفته بود تغییر رژیم می‌تواند نتیجهٔ حملات اسرائیل باشد، هرچند هدف رسمی عملیات، رفع تهدیدهای هسته‌ای و موشکی اعلام شده بود. [۱۶] هر توافقی که به بازسازی بازدارندگی جمهوری اسلامی بینجامد، با مقاومت جدی اسرائیل روبه‌رو می‌شود.

پنجمین خطا، منطقه‌ای دیدن بحرانی است که بازتاب جهانی دارد. از نگاه واشنگتن، عقب‌نشینی آشکار در خلیج فارس فقط پیام به تهران نیست؛ پیام به پکن و مسکو نیز هست. گزارش سالانهٔ وزارت دفاع آمریکا دربارهٔ چین نشان می‌دهد که ارتش چین سناریوهای فشار بر تایوان، از جمله محاصره و حملات دقیق را تمرین و ارزیابی می‌کند. [۱۷] بنابراین شکست هژمونی امریکا در منطقه خاورمیانه می تواند پکن را در به چالش کشیدن دولت ترامپ در خاور دور مصمم تر کند.

خطای ششم، بدفهمی جامعهٔ ایران است. جنگ ممکن است در کوتاه‌مدت فضای امنیتی بسازد، اما اگر مردم ایران رژیم را عامل کشاندن کشور به فاجعه بدانند، همان جنگ می‌تواند مشروعیت باقی‌ماندهٔ نظام را سریع‌تر فرسوده کند. جامعهٔ ایران خاموش، متعلق به عصر فئودالی یا منزوی نیست. طبقهٔ متوسط، زنان، دانشجویان، کارگران، اقوام، دیاسپورا و شبکه‌های غیررسمی ارتباطی در لحظه‌های بحرانی می‌توانند از پراکندگی به کنش سیاسی برسند.

جمع‌بندی: جنگ به‌مثابهٔ ابزار گران کردن صلح

اگر جمهوری اسلامی از جنگ استقبال می‌کند، الزاماً به این دلیل نیست که به پیروزی نظامی باور دارد یا رأس قدرت واقعاً سودای شهادت دارد. فرضیهٔ قوی‌تر این است که جنگ، برای حاکمان تهران، ابزاری برای گران کردن صلح است. آنان می‌خواهند آمریکا، اسرائیل و دولت‌های خلیج فارس به این نتیجه برسند که حذف اهرم‌های جمهوری اسلامی پرهزینه‌تر از تحمل همان جمهوری اسلامی زخمی اما پابرجاست.

خطای بزرگ حاکمان فعلی جمهوری اسلامی این است که گمان می‌کنند می‌توانند آتش را به اندازهٔ نیاز خود روشن نگه دارند. تاریخ جنگ‌ها خلاف این را بارها نشان داده است. جنگ، وقتی آغاز شد، تابع کامل طراحانش نمی‌ماند. ممکن است ترامپ کمتر از انتظار تهران از بی‌ثباتی بترسد؛ ممکن است اسرائیل و کنگره راه مصالحهٔ حداقلی را ببندند؛ ممکن است خلیج فارس هزینهٔ مماشات با جمهوری اسلامی را بیش از هزینهٔ مقابله ببیند؛ و مهم‌تر از همه، ممکن است جامعهٔ ایران نپذیرد بار دیگر به نام «مقاومت» قربانی بقای حکومتی شود که خود را با ایران یکی می‌گیرد، اما هزینه‌هایش را بر ایران تحمیل می‌کند.

به زبان ساده: جمهوری اسلامی شاید جنگ را برای پیروزی نمی‌خواهد؛ برای بقای خود می‌خواهد. اما تناقض اصلی همین‌جاست: حکومتی که جنگ را ابزار بقا می‌داند، ممکن است همان ابزار را به شتاب‌دهندهٔ زوال خود تبدیل کند.

بابک نژند

منابع و ارجاعات

منابع زیر برای راستی‌آزمایی داده‌های خبری و تحلیلی به‌کار رفته‌اند. در نسخهٔ آنلاین، عنوان هر منبع می‌تواند به پیوند اصلی متصل شود.

[۱] گویا نیوز، یادداشت پیشین: توافق صلح یا تنفس میان دو راند؟، ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶

https://news.gooya.com/2026/06/post-110757.php

[۲] سنتکام، گزارش موج تازهٔ حملات به اهداف نظامی جمهوری اسلامی، ۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۶

https://www.centcom.mil/MEDIA/PUBLIC-RELEASES/Article/4538814/us-forces-complete-another-round-of-strikes-against-iran/

[۳] آسوشیتدپرس، حملات تازهٔ آمریکا و آتش متقابل ایران علیه کشورهای خلیج فارس، ۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۶

https://apnews.com/article/iran-us-israel-war-oil-july-9-2026-0472764b119d7aa204de4f7f5e44a9bf

[۴] رویترز، حملات آمریکا و واکنش ایران علیه کویت و بحرین، ۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۶

https://www.reuters.com/world/middle-east/iran-targets-sites-bahrain-kuwait-after-wave-us-strikes-2026-07-08/

[۵] رویترز، گفت‌وگوهای دوحه با تمرکز بر هرمز و دارایی‌های مسدودشده، ۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۶

https://www.reuters.com/world/asia-pacific/us-iran-enter-technical-talks-secure-peace-deal-restart-shipping-2026-07-01/

[۶] کاخ سفید، بازگشت سیاست فشار حداکثری علیه ایران، ۴ فوریهٔ ۲۰۲۵

https://www.whitehouse.gov/fact-sheets/2025/02/fact-sheet-president-donald-j-trump-restores-maximum-pressure-on-iran/

[۷] آناتولی، اظهارات ترامپ دربارهٔ بی‌علاقگی به تغییر رژیم، ۱۶ ژوئن ۲۰۲۶

https://www.aa.com.tr/en/americas/trump-says-he-never-cared-about-regime-change-in-iran/3968599

[۸] آسوشیتدپرس، نزدیک شدن ترامپ به ادبیات تغییر رژیم در ایران، ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵

https://apnews.com/article/iran-trump-nuclear-sites-strikes-503eb17f991a8509604b4b3aaf93cb5c

[۹] مرکز سیاست دوحزبی آمریکا، تقویم و اهمیت انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶

https://bipartisanpolicy.org/article/the-2026-midterms-key-dates-and-events/

[۱۰] ادارهٔ اطلاعات انرژی آمریکا، اهمیت تنگهٔ هرمز در امنیت جهانی انرژی، ۱۶ ژوئن ۲۰۲۵

https://www.eia.gov/todayinenergy/detail.php?id=65504

[۱۱] اوفک، لغو و پایان‌دهی مجوز مرتبط با نفت و محصولات پتروشیمی ایران، ۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۶

https://ofac.treasury.gov/recent-actions/20260707

[۱۲] رویترز، واقعیت‌سنجی تعهدات سرمایه‌گذاری خلیج فارس در آمریکا، ۱۶ مهٔ ۲۰۲۵

https://www.reuters.com/business/aerospace-defense/beyond-headlines-explaining-trumps-gulf-trillions-2025-05-16/

[۱۳] رویترز، اظهارات ترامپ دربارهٔ پرهیز از جنگ تمام‌عیار اما پاسخ سریع، ۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۶

https://www.reuters.com/world/middle-east/trump-says-he-doesnt-think-iran-conflict-will-start-again-2026-07-08/

[۱۴] آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، گزارش GOV/2026/8 دربارهٔ راستی‌آزمایی در ایران

https://www.iaea.org/sites/default/files/gov2026-8.pdf

[۱۵] ABC News، انتقاد سناتورهای جمهوری‌خواه از امتیازدهی به تهران، ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶

https://abcnews.com/Politics/notable-republican-senators-break-trump-iran-agreement/story?id=134034518

[۱۶] رویترز، اظهارات نتانیاهو دربارهٔ امکان تغییر رژیم در نتیجهٔ حملات اسرائیل، ۱۵ ژوئن ۲۰۲۵

https://www.reuters.com/world/middle-east/netanyahu-says-regime-change-iran-could-be-result-israels-attacks-2025-06-15/

[۱۷] وزارت دفاع آمریکا، گزارش سالانهٔ ۲۰۲۵ دربارهٔ توان نظامی چین و سناریوهای تایوان

https://media.defense.gov/2025/Dec/23/2003849070/-1/-1/1/ANNUAL-REPORT-TO-CONGRESS-MILITARY-AND-SECURITY-DEVELOPMENTS-INVOLVING-THE-PEOPLES-REPUBLIC-OF-CHINA-2025.PDF

بابک نژند



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy