رسانه، تنها محلی برای انتشار نوشتهها نیست؛ رسانه خانه گفتوگوست. خانهای که در آن نویسنده، خواننده، منتقد و سردبیر، هر یک مسئولیتی بر عهده دارند. اگر یکی از این ارکان از دایره احترام خارج شود، گفتوگو جای خود را به هیاهو میدهد.
سردبیر یک نشریه، صرفاً منتشرکننده مطالب نیست. او با تجربه، دانش و مسئولیت حرفهای، میان انبوه نوشتهها انتخاب میکند و پاسخگوی اعتبار رسانهای است که مدیریت آن را بر عهده دارد. ممکن است خوانندهای با انتشار یک شعر، داستان یا مقاله موافق نباشد؛ این حق طبیعی اوست. اما مخالفت با یک اثر، هرگز مجوز بیاحترامی به سردبیر یا زیر سؤال بردن صلاحیت حرفهای او نیست.
نقد، زمانی ارزشمند است که بر اندیشه و محتوای اثر متمرکز باشد، نه بر شخصیت افراد. اگر کسی شعری را ضعیف میداند، میتواند دلایل ادبی خود را بیان کند؛ اگر مقالهای را نادرست میداند، میتواند استدلال بیاورد. اما هنگامی که زبان نقد به تحقیر و توهین تبدیل میشود، دیگر از نقد فاصله گرفته و به تخریب نزدیک شده است.
فرهنگ، تنها با آزادی بیان زنده نمیماند؛ آزادی بیان، بدون مسئولیت و احترام، بهتدریج ارزش خود را از دست میدهد. همانگونه که نویسنده باید نقد را با سعهصدر بپذیرد، منتقد نیز باید حرمت نویسنده، خوانندگان و سردبیر را حفظ کند.
اختلاف نظر، بخشی طبیعی از جامعهای آزاد است. هیچ اثری نمیتواند رضایت همه را جلب کند. اما آنچه یک جامعه فرهنگی را از فضای آشوب و بیاخلاقی جدا میکند، شیوه بیان اختلاف است، نه خود اختلاف.
احترام به سردبیر، احترام به یک فرد نیست؛ احترام به نهادی است که مسئولیت حفظ کیفیت، تنوع دیدگاهها و استمرار گفتوگو را بر عهده دارد. اگر این احترام از میان برود، اعتماد به رسانه نیز آسیب میبیند.
بیاییم اگر نقدی داریم، آن را با منطق، ادب و استدلال بیان کنیم. زیرا قلمی که با احترام مینویسد، حتی در مخالفت نیز میتواند پلی برای گفتوگو بسازد؛ اما توهین، تنها دیوارها را بلندتر میکند.

















