در میان ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل متحد، فقط سه کشور روابط رسمی دیپلماتیک با ایالات متحده ندارند: جمهوری اسلامی ایران، کره شمالی و بوتان.
بوتان بهدلیلِ سیاستِ دیرینهٔ انزواگرایانه، با هیچیک از پنج عضو دائمی شورای امنیت رابطهٔ رسمی ندارد و ارتباطات محدود خود با آمریکا را از طریق سفارت این کشور در دهلینو انجام میدهد. این تصمیم، ریشه در تاریخ و جغرافیای بوتان دارد، نه تنش یا تقابل ایدئولوژیک.
ولی در سوی دیگر، کره شمالی و ایران قرار دارند؛ دو نظام با دو روایتِ متضاد از مشروعیت: یکی سکولارترین و ضد دینترین حکومت تاریخ معاصر، و دیگری که خود را مقدسترین و الهیترین نظام سیاسی میداند.
کره شمالی هم دارای تسلیحات هسته ای است و هم واجد متحدانی استراتژیک به نام روسیه و چین است. ولی جمهوری اسلامی تا جایی که به دولت ها بر می گردد، فاقد متحد استراتژیک است.
واقعیت این است که حتی کشورهای بلوک شرق سابق، از روسیه و چین تا کوبا، با واشنگتن روابط رسمی دارند. در جهان اسلام، از ۵۷ کشور عضو سازمان همکاری اسلامی، ایران تنها کشوری است که طی چند دهه گذشته، نبود روابط دیپلماتیک با آمریکا را به یکی از ویژگیهای ثابت سیاست خارجی خود تبدیل کرده است.
چرا نظامی که مدعیِ تمدنسازی و پیشگامی و صدور ارزش های خود می باشد، از تنها ابزارِ جهانیِ گفتگوی رسمی میان دولتها، یعنی رابطه دیپلماتیک، چشمپوشی کرده است؟ آیا این انزوا، یک انتخاب آگاهانه برای حفظ هویت است، یا حاصلِ ترس از مواجهه؟
اگر رابطه دیپلماتیک به معنای پذیرش یا تسلیم نیست، بلکه ابزاری برای مدیریت اختلافهاست، چرا جمهوری اسلامی از این ابزار محروم مانده است؟

مسئله، نجات ایران است! بهروز فتحعلی















