گمنام - گزارش امروز بیبیسی فارسی با عنوان «چرا ایران حاضر است برای تنگه هرمز هزینه بدهد؟» بیش از آنکه صرفاً درباره تنگه هرمز باشد، نمونهای از نوعی قاببندی رسانهای است که بارها در پوشش این رسانه دیده شده است. مسئله اصلی این گزارش، درست یا نادرست بودن تحلیل نظامی آن نیست؛ بلکه این است که از همان تیتر، تصمیمهای یک ساختار سیاسی مشخص با نام «ایران» بیان میشود. در نتیجه، مرز میان کشور، مردم و حکومت کمرنگ میشود؛ گویی همه ایرانیان با تصمیمی واحد حاضرند هزینه یک راهبرد امنیتی را بپردازند، در حالی که این تصمیمها توسط حاکمیتی گرفته میشود که نه از طریق انتخابات آزاد شکل گرفته و نه امکان پاسخگویی واقعی در برابر افکار عمومی دارد.
متن گزارش نیز همین الگو را ادامه میدهد. بیبیسی سه گزینه پیش روی جمهوری اسلامی را توضیح میدهد، از منطق بازدارندگی سخن میگوید و تلاش میکند محاسبات رهبران حکومت را برای مخاطب قابل فهم کند. این رویکرد بهخودیخود ایرادی ندارد؛ تحلیل راهبردی باید بتواند منطق تصمیمگیری بازیگران را توضیح دهد. اما مسئله آنجاست که این منطق تقریباً در خلأ سیاسی و تاریخی بررسی میشود. نتیجه این نوع روایت آن است که جمهوری اسلامی بیش از آنکه بهعنوان حکومتی با سابقه سرکوب و نقض گسترده حقوق شهروندان دیده شود، مانند دولتی متعارف معرفی میشود که صرفاً در حال سنجش هزینه و فایده گزینههای پیش روی خود است.
همین حذف زمینه، مهمترین نقد به این نوع از گزارش ها است. وقتی مقاله میپرسد چرا «ایران» حاضر است برای حفظ اهرم تنگه هرمز هزینه بدهد، طبیعی است این پرسش نیز مطرح شود که این هزینه را چه کسی میپردازد و چه کسی درباره آن تصمیم میگیرد؟ در نتیجه، هزینهها بیشتر به شکل یک پدیده اقتصادی یا ژئوپلیتیک دیده میشوند تا محصول تصمیمهای سیاسی یک ساختار قدرت.
این شیوه قاببندی را میتوان در گزارشهای دیگر بیبیسی فارسی نیز مشاهده کرد. در بسیاری از موارد، زبان گزارشها بیش از آنکه بر ماهیت ایدئولوژیک و ساختار قدرت جمهوری اسلامی تمرکز کند، از ادبیات رایج روابط بینالملل استفاده میکند؛ ادبیاتی که دولتها را بازیگرانی عقلانی با منافع ملی مشخص فرض میکند. تفاوت میان «رهبران جمهوری اسلامی چنین تصمیمی گرفتهاند» و «ایران چنین تصمیمی گرفته است» شاید تنها چند کلمه باشد، اما در شکل دادن به برداشت مخاطب تفاوت قابل توجهی ایجاد میکند.
این نقد البته به معنای آن نیست که بیبیسی فارسی رسانهای «حامی جمهوری اسلامی» است. این رسانه در بسیاری از گزارشهای خود به فساد، نقض حقوق بشر، بحران اقتصادی و محدودیتهای سیاسی در ایران نیز پرداخته است. اما انتقاد اصلی به زاویه دید و شیوه روایت بازمیگردد. نرمتر شدن تصویر یک حکومت همیشه از طریق تمجید یا جانبداری آشکار اتفاق نمیافتد؛ گاهی حذف برخی زمینههای مهم و انتخاب نوع روایت، تصویری متفاوت از واقعیت در ذهن مخاطب ایجاد میکند.
بیطرفی به معنای یکسان دیدن همه حکومتها نیست. قواعد حرفهای روزنامهنگاری جایگزین قضاوت حرفهای نمیشوند. حکومتی که سابقه طولانی در سرکوب داخلی و تحمیل هزینه بر جامعه خود دارد، نمیتواند صرفاً مانند یک بازیگر متعارف در روابط بینالملل روایت شود. هر گزارشی که این زمینه را نادیده بگیرد، حتی اگر از نظر فنی متوازن به نظر برسد، بخشی از واقعیت را از مخاطب پنهان کرده است.
















