شبکه دو تلویزیون آلمان (ZDF) روز ۲۱ جولای در یک مستند سه قسمتی با عنوان «در سایه جنگ»، به بررسی چرایی حمله اسرائیل و آمریکا به جمهوری اسلامی پرداخت.
با وجود زمان محدودی که مستندساز در اختیار داشته، توانسته است تهدید موجودیتی جمهوری اسلامی برای اسرائیل را تشریح کرده و توضیح دهد که چرا اسرائیل ــ بهویژه پس از حمله تروریستی حماس در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ ــ خود را ناگزیر از حمله به جمهوری اسلامی میدانسته است.
در طول مستند با مأموران پیشین موساد، یکی از افسران سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA)، یکی از ژنرالهای ارشد پیشین فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام (CENTCOM) ، یک کارشناس تروریسم و چند روزنامهنگار و کارشناس دیگر گفتوگو میشود.
همزمان، مستند بهخوبی به نارضایتی شدید مردم در ایران پرداخته و تحولات سیاسی ـ اجتماعی ایران در آستانه جنگ را بررسی میکند. مستند توضیح میدهد که به دلیل سرکوب شدید اعتراضات، بخش بزرگی از مردم ایران از این حملهها خوشحال بوده و از آن حمایت کردهاند.
همسویی مبارزه مردم ایران با دلایل اسرائیل و آمریکا
مستند در قسمت اول و دوم توضیح میدهد که چگونه بر بستر تنفر عمیق مردم از رژیم، افرادی در ایران حاضر به همکاری با موساد شدهاند. گزارش به دهها نفر که در قالب تیمهای عملیاتی در داخل ایران به اجرای حملههای اسرائیل کمک کردهاند، میپردازد و با یکی از این افراد نیز گفتوگو میکند.
این فرد از انگیزه خود میگوید؛ اینکه وقتی ۱۱ ساله بوده، خواهر ۱۷ سالهاش را به دلیل حجاب بازداشت کرده و مورد ضربوشتم قرار داده بودند. او توضیح میدهد که از همان زمان، همواره احساس خشم و درماندگی میکرده، زیرا نمیتوانسته کاری انجام دهد. بعدها به این باور میرسد که در رویارویی با این رژیمِ تا دندان مسلح، باید حسابشده و سنجیده عمل کرد. از همین رو سال ها بعد تصمیم میگیرد با موساد ارتباط برقرار کند. او میگوید:
«ایران سرزمین مادری من و مردم من است. امروز یک مأمور موساد هستم.»
به گفته او، با چنین انگیزهای این تصمیم خطرناک را گرفته است.
مستند در قسمت اول و دوم همچنین به برخی فعالیتهای موساد در جنگ با جمهوری اسلامی و فعالیت تیمهای عملیاتی این سازمان در داخل ایران میپردازد.
قسمت سوم مستند به کشتار مردم در ۱۸ و ۱۹ دیماه پرداخته و با دانیال و فرهان، دو جوان ایرانی که در تظاهرات دیماه ۱۴۰۴ حضور داشته و اکنون ایران را ترک کردهاند، گفتوگو میکند. آنها از تجربه خود سخن گفته، چگونگی شکلگیری تظاهرات را تشریح کرده و به فراخوان رضا پهلوی اشاره میکنند و توضیح میدهند که مردم چگونه بهطور گسترده از آن استقبال کردند.
مستند در این بخش نیز در گفتوگو با برخی کارشناسان، ابعاد کشتار ۱۸ و ۱۹ دیماه را تشریح کرده و توضیح میدهد که رژیم با هدف حفظ بقا دست به چنین کشتاری زده است. همچنین بریدههایی از فیلمهای مربوط به تظاهرات، شلیک به مردم و کشتهشدگان نمایش داده میشود.
دکتر آتش مجلسی، متخصص رادیولوژی و پزشکی هستهای و عضو گروه «پزشکان میهندوست ایران»، از تجربه ارتباط خود و همکارانش با بیمارستانها و مجروحان در ایران، در جریان کشتار دیماه، سخن میگوید و توضیح میدهد که مراجعه مجروحان به بیمارستانها و مراکز درمانی با خطر جدی همراه بوده است. در نتیجه، بسیاری از مجروحان بدون دسترسی به امکانات درمانی، در وضعیتی قرار گرفتهاند که میتوانسته به تشدید جراحات یا حتی مرگ آنان منجر شود.
جنگی که هنوز تمام نشده است
مستند در پایان، دو موضوع را بهطور همزمان دنبال میکند. نخست اینکه این جنگ هنوز به اهداف مورد نظر اسرائیل نرسیده است، زیرا تهدید موجودیتی جمهوری اسلامی برای اسرائیل همچنان پابرجاست. مستند با استناد به دیدگاه کارشناسانی که با آنها گفتوگو شده، نتیجه میگیرد که از نگاه اسرائیل، این وضعیت نمیتواند به همین شکل ادامه یابد.
همچنین چند کارشناس توضیح میدهند که ترامپ با نحوه مدیریت خود به جایگاه آمریکا بهعنوان یک ابرقدرت آسیب رسانده و آمریکا نباید اجازه دهد این جنگ به این شکل پایان یابد. اولریکه فرانکه (Ulrike Franke)، کارشناس مسائل امنیتی اروپا و جهان، در انتقاد از نحوه مدیریت ترامپ، از جمله میگوید: جنگی که این همه هزینه داشته، این همه در آن کشته شدهاند، در حالی که هنوز مشخص نیست ذخایر اورانیوم غنیشده چه سرنوشتی پیدا کردهاند و در شرایطی که کارآمدی کشورهای عربی خلیج فارس در میانمدت زیر سؤال رفته است، و نتیجه می گیرد:«آنچه اکنون میبینیم چیزی نیست جز خودکشی یک ابرقدرت.»
همزمان، مستند نشان میدهد که اگرچه کشتار دیماه جامعه را به سکوت کشانده، اما تنفر مردم نسبت به این رژیم عمیقتر شده است. دو جوانی که در تظاهرات حضور داشته و سپس از ایران خارج شدهاند، توضیح میدهند که مردم در انتظار فرصت تازهای هستند تا کار این رژیم را یکسره کنند.
مستند توانسته است وجود نقاط اشتراک یا همسوئی منافع مردم ایران با اسرائیل و آمریکا را توضیح دهد و در پایان این جمعبندی را ارائه می کند که برای هیچیک از طرفهای درگیر ــ مردم ایران، اسرائیل و آمریکا ــ راهی جز ساقط کردن جمهوری اسلامی متصور نیست.
امید به آزادی ایران؛ دلیلی برای ماندن و ادامه دادن
مستند با سخنان دانیال و فرهان، دو جوان ایرانی که در تظاهرات دیماه مجروح شدهاند، به پایان میرسد.
دانیال میگوید: «من، جوانی که هنوز ۲۶ ساله هم نشدم، تنها دلیلی که هنوز دارم زندگی کنم اینه که این مبارزه را ادامه بدم تا روزی که بتونم ایران را آزاد شده ببینم.»
فرهان نیز میگوید: «جمهوری اسلامی خیال کرد با این کشتار میتونه ما رو خاک بکنه، غافل از اینکه ما بذری بودیم که حالا با خون آبیاری شده، با خون رشد کرده. به نظر من، درختی که با خون رشد کرده، با وجود این حجم از بدی و نفرت، اتفاق خوبی برای مردم رقم خواهد زد. بالاخره در این سیاهی، نوری پیدا خواهد شد که این مردم را به سمت روشنایی هدایت کند. امید من آزادی ایران و دیدن روزی است که دیگر ملاها بر این کشور حکومت نکنند.»
چگونه سازمان اطلاعات اسرائیل، ایرانیان را برای موساد استخدام میکند؟
شبکه دو تلویزیون آلمان، در برنامهای جداگانه با عنوان «چگونه سازمان اطلاعات اسرائیل، ایرانیان را برای موساد استخدام میکند؟» با حضور یک خبرنگار ایرانی ـ آلمانی و یک کارشناس، به بررسی این موضوع پرداخت که چرا برخی جوانان در ایران، با وجود همه خطرات، حاضر به همکاری با موساد میشوند.
کامران صفیاریان، خبرنگار ایرانی ـ آلمانی، دلایل مختلفی را مطرح کرد؛ از جمله نفرت و خشم مردم نسبت به حکومت. او توضیح داد که در شرایطی که امکان اعتراض خیابانی وجود ندارد، معترضان با گلوله کشته میشوند و اعدامها بهطور مستمر ادامه دارد، برخی افراد احساس میکنند هیچ راه دیگری برای مقابله با حکومت ندارند و همکاری با یک سرویس اطلاعاتی خارجی را نوعی انتقام یا مقاومت تلقی میکنند.
او همچنین توضیح داد که برای برخی افراد، انگیزههای شخصی و تجربه مستقیم خشونت حکومتی، نقش تعیینکننده دارد؛ از جمله شکنجه اعضای خانواده، بازداشت دختران، تجاوز در زندانها و سرکوب نزدیکان.
دکتر آدریان هِنی (Dr. Adrian Hänni)، پژوهشگر و کارشناس سرویسهای اطلاعاتی، نیز به موضوعات دیگری پرداخت؛ از جمله اینکه اسرائیل چگونه ایرانیان را جذب میکند، این مأموران چه نقشی در عملیات اسرائیل در داخل ایران دارند، موساد چگونه در ایران فعالیت میکند و آیا این شبکهها در جنگ دوازدهروزه سال ۲۰۲۵ نیز نقشی داشتهاند.
رژیمی که باید برود
دنیا امروز، ۴۷ سال پس از استقرار حکومت اسلامی در ایران ــ و در حالی که همه راههای ممکن برای کنار آمدن با این رژیم را آزموده است ــ به همان نتیجهای رسیده که مردم ایران سالهاست آن را فریاد میزنند: این رژیم باید برود!
جمهوری اسلامی فقط دشمن مردم ایران نیست، بلکه تهدیدی برای صلح و امنیت منطقه و جهان نیز هست. اگر دولتهای آزاد، برای حفظ امنیت امروز و فردای خود، جمهوری اسلامی را از موضع قدرت به عقبنشینی وادار نکنند، این حکومت دیر یا زود تجدید قوا خواهد کرد و ویرانگرتر از گذشته به عرصه صدور تروریسم و ناامنی بازخواهد گشت.
از این رو، حمایت از مردم ایران و مبارزه آنان برای پایان دادن به جمهوری اسلامی، گزینهای است که میتواند آیندهای امنتر و باثباتتر برای منطقه و جهان فراهم کند.

















