گرچه آب رفته باز آید به رود، ماهی بیچاره اما مرده بود! (سنایی غزنوی)
گرچه فرصت ها و ایام از دست رفته دیگر باز نمی گردند و جانِ جان باختگان دیگر زنده نمی شوند. اما زندگانی ادامه دارد و بایستی از فرصت های پیش رو، بر پایه تجربه گذشته کارها را بهتر از قبل به انجام رسانید تا زندگانی بهتر و دیگر جان ها از دست نروند، از این منظر است که می توان آب رفته را به رود بر گرداند. و از اینروست که یاد و خاطره عزیزان از دست رفته را همواره گرامی میداریم !
عبرت تاریخ
حکایت می کنند ( تاریخ بیهقی) که امیر عبدالله بن طاهر که به روزگار خلفای عباسی امیر خراسان بود، روزی در نیشابور نشسته بود. شخصیکتابی آورد و به تحفه پیش او بنهاد. پرسید که این چهکتابست؟ گفت این قصهی « وامق و عذر ا » است. و خوب حکایتی عاشقانه است که حکما بنام شاه انوشیروان عادل جمع کردهاند. امیر عبدالله فرمود که ما مردم قرآنخوانيم و بغیر از قرآن و حدیث پیغمبر چیزی نميخواهيم. ما را ازین نوع کتاب در کار نیست و اینکتاب تألیف مغان است و پیش ما مردود است، و فرمود تا آن کتاب را در آب انداختند و حکم کرد که در قلمرو من هرجا که از تصانیف و مقال عجم و مغان کتابی باشد جمله را بسوزانند. و اینگونه بود نابودکردن فرهنگ و تمدن عجم ! تا ظهور و برخواستن خاندان سامانیان در ایران.
زمامداران بنی عباس پس از به قدرت رسیدن در ایران، چهرهای ضد انسانی خود را نشان دادند که مخالفتها، اعتراضات، شورشها و قیامهای مردمی و جنبشهای های فکری گسترده ای را به دنبال داشت. از آن جمله اند:
جنبش های خوارج، خرم دینان در آذربایجان به رهبری بابک، مازیار در طبرستان، زنگیان، معتزله، قرمطیها، دهریان، زنادقه، تسویه و شعوبیه، آزادگانی چون عبدالله بن مقفع فقط برخی از نمونههایی از این جنبشهای ضد حکومت دینی خلفای بنی عباس بودند.
چپاول و تبعیض مسلمانان با قیامها و اعتراضات پا برهنه ها ! پاسخ داده میشد. در تاریخ میخوانیم که گذشته از اعراب، ایرانیان مسلمانی که پادویی و نوکری اعراب را میکردند ( مانند کسانی که امروزه نوکری و مزدوری حکومت ملایان را می کنند) نیز مورد نفرت و کینه مردم بودند. این نفرت و کینه چندان بود که حتی زنهایی از ایرانیان که به عقد زناشویی عربان در آمده بودند ریش شوهران خود را گرفته از خانه بر میآوردند و به دست مردان ! میسپردند تا آنها را بکشند. چنان شد که در همه طبرستان، عربان و مسلمانان یکسره برافتادند!
انقراض حکومت ۵۰۰ ساله عباسیان
می نویسند که سرکوب، ریا، سالوس و تحمیق مذهبی، عمر عباسیان را طولانی کرد. جنبش های فکری و قیام های خونین مردمی مانند امروز سبب فروپاشی حکومت گران نشد. عباسیان در قرن هفتم به دست مغولان منقرض شدند. هلاکوخان مغول، نمایندهای را نزد رهبر مسلمین جهان به مرکزیت بغداد فرستاد و از او خواست که تسلیم شود و خود یا وزیرش به نزد او بیایند، اما - معتصم آخرین خلیفه عباسیان - اعتنایی نمی کند.
از اینرو هلاکوخان مغول دستور به محاصره بغداد میدهد، مغولان واردبغداد شدند و شهر را ویران کردند و بسیاری را کشتند. بالاخره شهر تصرف شد و رهبر با نزدیکانش تسلیم شدند. افسانههای بسیاری در مورد قتل- معتصم رهبر مسلمین جهان - وجود دارد. زیرا مغولان از کشتن خلفا و ریختن خون انها با شمشیر بیم داشتند، لذا به همین دلیل او را نمدمال کردند ( نمد= نوعی کف پوش یا پوشش پشمی است که رهبر را در آن پیچیدند، مانند لوله کردن دانشجویان معترض در تهران توسط قالیباف، رییس مجلس!)، سپس با اسبان بر او تاختند تا کشته شد.
امروزه در ایران همگی شاهد آنیم که هیچکدام از جنبش های فکری و روشنگری و قیام های مردمی - حتی جنبش خونین دیماه ۱۴۰۵ - در تمامی مدت نیم قرن حکومت ظالمانه و تبعیض آمیز ملایان حتی منجر به کوچکترین تغییر رفتار، مدارا با مردمان ایران نشده است.
بی خردی و خیره سری ملایان حاکم در ایران سبب آن شده است که تنها ابر قدرت جهان ( و دیگران) بخاطر، اخلال در نظم جهانی و به خطر انداختن منافع اقتصادی و انرزی جهانیان، سر زمین کهن ایرانیان را شخم زده و خانه ها را بر سر مردمانش ویران و زندگانی را مختل کرده اند. مسؤلیت میهن دوستان ایران در این دوران خطرناک برای نگهداری و سربلندی ایران بسیار ارزشمند و مهم است.
مکتب حب وطن بار دگر باب کنیم
دل عاشق به بقای وطن شاد کنیم
پس بشادی روان جان فدایان ایران
قسم از غیرت ملی بزبان یاد کنیم !
پاینده بماند ایران

















