فرضیه یک تحلیلگر اسرائیلی درباره هفتم اکتبر
ایران اینترنشنال - یادداشتی در «اسرائیل نشنالنیوز» این فرضیه را مطرح کرده که اسماعیل هنیه ممکن است زمانی منبع اطلاعاتی اسرائیل بوده و سپس از اعتماد این کشور برای پنهان کردن حمله هفتم اکتبر استفاده کرده باشد. نویسنده تاکید میکند این نظریه تنها بر شواهد غیرمستقیم استوار است و هیچ مدرک قطعی برای اثبات آن وجود ندارد.
آوی پری، تحلیلگر اسرائیلی، میپرسد چرا اسرائیل با وجود سابقه طولانی در حذف رهبران حماس، سالها هنیه را هدف قرار نداد اما کمتر از ۱۰ ماه پس از حمله هفتم اکتبر او را در تهران کشت.
او احتمال میدهد زنده ماندن هنیه پیش از این حمله به ارزش اطلاعاتی واقعی یا ادعایی او برای اسرائیل مربوط بوده باشد. به باور پری، اگر دستگاههای اطلاعاتی اسرائیل پس از هفتم اکتبر به این نتیجه رسیده باشند که هنیه از اعتماد آنها برای فریب راهبردی استفاده کرده، این ارزیابی میتواند تصمیم به ترور او را توضیح دهد.
با این حال، نویسنده تاکید میکند این فرضیه اثبات نشده و ممکن است زنده ماندن و سپس کشته شدن هنیه صرفاً دلایل متعارف سیاسی، امنیتی یا عملیاتی داشته باشد.
چرا هنیه سالها هدف قرار نگرفت؟
پری یادآوری میکند اسرائیل در سالهای گذشته شماری از رهبران ارشد حماس از جمله شیخ احمد یاسین، عبدالعزیز رنتیسی، احمد الجعبری، محمود المبحوح و صالح العاروری را در غزه، دبی و بیروت هدف قرار داده است. به نوشته او، این سوابق نشان میدهد ملاحظات جغرافیایی یا دیپلماتیک معمولاً مانع عملیات اسرائیل نبوده، اما هنیه سالها از چنین حملاتی در امان ماند.
هنیه پس از پیروزی حماس در انتخابات ۲۰۰۶ به نخستوزیری تشکیلات خودگردان فلسطینی رسید و پس از تسلط حماس بر غزه، ریاست سیاسی این منطقه را بر عهده گرفت. او در جنگهای غزه حضور داشت و اگرچه اسرائیل در سال ۲۰۱۴ خانهاش را ویران کرد، خود او کشته نشد.
هنیه از اواخر ۲۰۱۹ عمدتاً در قطر اقامت داشت و میان قطر، ترکیه، مصر، لبنان و ایران سفر میکرد. پری مینویسد او در تمام این سالها در دسترس شبکههای اطلاعاتی اسرائیل بود، اما تا پس از حمله هفتم اکتبر هدف قرار نگرفت. هنیه سرانجام ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۴ پس از حضور در مراسم تحلیف مسعود پزشکیان، در محل اقامتش در تهران کشته شد.
ارتباط خانوادگی هنیه با اسرائیل
پری یکی دیگر از دلایل طرح فرضیه خود را زندگی سه خواهر هنیه در اسرائیل میداند. آنها با اعضای جامعه بدوی اسرائیل ازدواج کرده و در تلالسبع زندگی میکردند و مدارک هویتی اسرائیلی داشتند.
او معتقد است این پیوند خانوادگی میتوانست امکان جمعآوری اطلاعات درباره هنیه را فراهم کند؛ از جمله از طریق نظارت بر تماسها، سفرها و ارتباطات بستگانش. به نوشته او، روابط اطلاعاتی نیز لزوماً با درخواست مستقیم برای جاسوسی آغاز نمیشوند و گاهی از ارتباطات عادی یا کمکهای اداری شکل میگیرند.
با این حال، پری تصریح میکند این روابط خانوادگی به هیچ وجه ثابت نمیکند که هنیه منبع اطلاعاتی اسرائیل بوده و تنها از وجود زمینهای بالقوه برای چنین احتمالی حکایت دارد.
درمان بستگان هنیه در اسرائیل
پری به درمان چند تن از بستگان هنیه در بیمارستانهای اسرائیل اشاره میکند؛ از جمله انتقال نوه نوزاد او به اسرائیل در سال ۲۰۱۳، درمان مادر همسرش در اورشلیم در سال ۲۰۱۴، بستری شدن یکی از دخترانش در بیمارستان ایچیلوف تلآویو و همچنین تولد نوزاد یکی از خواهرانش در سال ۲۰۲۴ در مرکز پزشکی سوروکا در بئرشبع. گزارشهایی نیز از ورود دیگر بستگان او برای دریافت خدمات درمانی منتشر شده است.
او تاکید میکند این درمانها با اصول اخلاق پزشکی اسرائیل سازگار بوده و بیماران، پزشکان و خانوادهها ممکن است هیچ اطلاعی از فعالیتهای اطلاعاتی احتمالی نداشته باشند. با این حال، پری معتقد است هماهنگی میان مقامهای غزه، مسئولان گذرگاهها، بیمارستانها و نهادهای امنیتی، کانالهایی ایجاد میکرد که میتوانست مورد توجه سازمانهای اطلاعاتی قرار گیرد.
جایگاه هنیه چه ارزش اطلاعاتی داشت؟
به نوشته پری، ارزش یک منبع اطلاعاتی بیش از هر چیز به دسترسی او به روند تصمیمگیری بستگی دارد، نه لزوماً جایگاه نظامیاش.
هنیه سالها در عالیترین سطوح حماس حضور داشت و از منابع مالی، راهبرد سیاسی، اختلافات داخلی و روابط این گروه با ایران، قطر، ترکیه و مصر آگاه بود. او پس از ریاست دفتر سیاسی حماس در سال ۲۰۱۷ نیز ارتباط خود را با دولتهای خارجی و ساختار داخلی این جنبش حفظ کرد.
پری معتقد است چنین فردی میتوانست درباره نیت واقعی رهبران حماس اطلاعاتی ارائه دهد؛ از جمله اینکه آیا این گروه واقعاً قصد آغاز جنگ دارد یا صرفاً در حال افزایش فشار سیاسی است، یحیی سنوار تا چه اندازه بر اجرای حمله مصمم است و آیا امتیازهای اقتصادی میتوانند از تشدید تنش جلوگیری کنند.
به گفته او، اگر هنیه واقعاً منبع اطلاعاتی اسرائیل بوده باشد، میتوانسته یکی از باارزشترین منابع این کشور محسوب شود.
اسرائیل هشدارهای پیش از حمله را در اختیار داشت
پری بخش مهمی از استدلال خود را به این موضوع اختصاص میدهد که اسرائیل پیش از هفتم اکتبر هشدارهای متعددی درباره احتمال حمله حماس دریافت کرده بود، اما آنها را جدی نگرفت.
به نوشته او، دستگاههای اطلاعاتی اسرائیل بیش از یک سال پیش از حمله به سندی با عنوان «دیوار اریحا» دست یافته بودند که سناریوی حمله گسترده حماس، از جمله شلیک موشک، استفاده از پهپاد، شکستن حصار مرزی و نفوذ نیروها را شرح میداد.
همچنین یکی از تحلیلگران اطلاعاتی در ژوئیه ۲۰۲۳ هشدار داده بود رزمایشهای حماس با این طرح مطابقت دارد، اما هشدار او رد شد. دیدهبانهای زن مستقر در مرز غزه نیز بارها تحرکات مشکوک حماس را گزارش کرده بودند، اما این گزارشها نیز نادیده گرفته شد.
در بامداد هفتم اکتبر نیز نشانههای دیگری از جمله فعال شدن سیمکارتهای اسرائیلی در اختیار نیروهای حماس شناسایی شد و با وجود تشکیل جلسه فرماندهان، نیروهای مرزی به سطح آمادهباش لازم نرسیدند. حماس حدود ساعت ششونیم صبح حمله خود را آغاز کرد.
با وجود همه این هشدارها، این تصور در نهادهای امنیتی اسرائیل پابرجا بود که حماس به دنبال حفظ حکومت خود در غزه و بهرهگیری از امتیازهای اقتصادی است و قصد آغاز جنگی گسترده را ندارد.
منبع مورد اعتماد میتوانست شواهد را کماهمیت جلوه دهد
پری استدلال میکند اگر اسرائیل در سطوح بالای حماس یک منبع مورد اعتماد داشته، این موضوع میتواند توضیح دهد که چرا ارزیابی آن منبع بر شواهد میدانی غلبه کرده است.
به نوشته او، چنین منبعی لازم نبود واقعیت رزمایشها یا طرحهای حماس را انکار کند؛ کافی بود آنها را بخشی از جنگ روانی یا برنامهای برای آینده معرفی کند و تاکید داشته باشد که آمادگی نظامی الزاماً به معنای تصمیم برای حمله نیست.
پری میافزاید یک عامل دوجانبه موفق معمولاً ابتدا با ارائه اطلاعات صحیح طی سالها اعتماد طرف مقابل را جلب میکند. پس از شکلگیری این اعتماد، تحلیلگران ممکن است حتی شواهد متناقض را نیز بر اساس تفسیر همان منبع ارزیابی کنند. به گفته او، بزرگترین موفقیت یک عامل دوجانبه، نه پنهان کردن واقعیت، بلکه متقاعد کردن طرف مقابل به نادیده گرفتن مشاهدات خودش است.
هنیه ممکن است از طرح نهایی بیخبر بوده باشد
پری مینویسد حمله هفتم اکتبر با محرمانگی بسیار بالا طراحی شد و ظاهراً تنها شمار محدودی از رهبران حماس از همه جزئیات آن اطلاع داشتند.
او این احتمال را مطرح میکند که اگر یحیی سنوار یا محمد ضیف به ارتباط احتمالی هنیه با اسرائیل مظنون بودند، شاید او را از طرح نهایی کنار گذاشته باشند تا اسرائیل از لو رفتن کانال احتمالی خود آگاه نشود. در این سناریو، هنیه همچنان نقش سیاسی و دیپلماتیک خود را حفظ میکرد و به اسرائیل اطمینان میداد حماس قصد آغاز جنگ گسترده ندارد، در حالی که جزئیات عملیات نزد حلقهای محدود باقی میماند.
فرضیه دیگر نویسنده این است که هنیه ممکن است آگاهانه در عملیات فریب مشارکت کرده و از اعتماد اسرائیل برای پنهان نگه داشتن نیت واقعی حماس استفاده کرده باشد. پری تأکید میکند هیچیک از این دو فرضیه با شواهد مستقیم اثبات نشدهاند.
چرا اسرائیل هنیه را در تهران هدف قرار داد؟
به نوشته پری، پس از هفتم اکتبر ممکن است ارزیابی اسرائیل درباره هنیه تغییر کرده باشد.
هنیه در زمان کشته شدن نه فرمانده میدانی بود، نه در غزه حضور داشت و نه مسئول نگهداری گروگانها؛ بلکه در مذاکراتی با میانجیگری قطر و مصر مشارکت میکرد. با این حال، اسرائیل او را در جریان سفرش به تهران هدف قرار داد؛ اقدامی که میتوانست مذاکرات گروگانها را پیچیدهتر کرده، روابط با قطر را تحت تأثیر قرار دهد و خطر گسترش جنگ را افزایش دهد.
پری احتمال میدهد دستگاههای اطلاعاتی اسرائیل پس از حمله، ارزیابیهای پیشین خود را بازبینی کرده و شاید به این نتیجه رسیده باشند که درباره نیت واقعی حماس فریب خوردهاند. در این چارچوب، اگر هنیه تا آخرین مراحل همچنان بر نبود قصد جنگ تأکید کرده باشد، ممکن است از دید اسرائیل دیگر یک منبع اطلاعاتی شکستخورده نبوده، بلکه فردی تلقی شده باشد که از اعتماد این کشور سوءاستفاده کرده است.
او همچنین انتخاب تهران و محل حفاظتشده اقامت هنیه را دارای پیام سیاسی و امنیتی برای حماس و جمهوری اسلامی میداند.
رفتار اسرائیل با خانواده هنیه تغییر کرد
پری به بازداشت صباح هنیه، خواهر اسماعیل هنیه، در آوریل ۲۰۲۴ و متهم شدن او به تحریک و حمایت از حماس اشاره میکند. همچنین مینویسد پس از هفتم اکتبر گزارشهای مربوط به درمان بستگان هنیه در اسرائیل تا حد زیادی متوقف شد، هرچند این موضوع را دلیلی بر پایان خدمات درمانی یا وجود ارتباط اطلاعاتی نمیداند.
او همچنین یادآور میشود که اسرائیل پس از هفتم اکتبر چند تن از نزدیکترین بستگان هنیه، از جمله سه پسر و چند نوه او، را در جریان جنگ هدف قرار داد. به گفته پری، این تغییر رفتار قابل توجه است، اما به تنهایی هیچ چیز را ثابت نمیکند.
فرضیهای بدون شواهد مستقیم
پری در پایان تأکید میکند که استدلال او صرفاً بر مجموعهای از شواهد غیرمستقیم استوار است.
به گفته او، زنده ماندن طولانی هنیه، ارتباط خانوادگی با اسرائیل، درمان بستگانش در مراکز پزشکی اسرائیلی، جایگاه او در ساختار حماس، برداشت اشتباه اسرائیل از بازدارندگی حماس و تغییر رفتار اسرائیل پس از هفتم اکتبر، در کنار هم پرسشهایی ایجاد میکنند، اما هیچیک اثباتکننده همکاری اطلاعاتی نیستند.
او در عین حال احتمال میدهد این رویدادها کاملاً مستقل از یکدیگر بوده باشند و هنیه صرفاً به دلایل سیاسی و عملیاتی سالها هدف قرار نگرفته و پس از هفتم اکتبر به دلیل جایگاهش در رهبری حماس کشته شده باشد.
فرضیه اصلی پری این است که اگر هنیه واقعاً زمانی اعتماد اسرائیل را جلب کرده باشد، شاید در مقطعی سرنوشتساز از همان اعتماد برای پنهان کردن نیت واقعی حماس استفاده کرده باشد؛ فرضیهای که نویسنده بار دیگر تأکید میکند تاکنون هیچ مدرک مستقیمی برای اثبات آن ارائه نشده است.

















